ادله اثبات ازدواج مجدد زوج
خلاصهٔ رأی
پیام: در دعاوی طلاق مطروحه از سوی زوجه به استناد ازدواج مجدد زوج، وقوع ازدواج مجدد صرفا به وسیله ارایه عقدنامه اثبات نمی شود بلکه وقوع آن به واسطه سایر ادله اثباتی از جمله شهادت شهود نیز قابل اثبات است.
متن کامل
ادله اثبات ازدواج مجدد زوج Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ادله اثبات ازدواج مجدد زوج پیام: در دعاوی طلاق مطروحه از سوی زوجه به استناد ازدواج مجدد زوج، وقوع ازدواج مجدد صرفا به وسیله ارایه عقدنامه اثبات نمی شود بلکه وقوع آن به واسطه سایر ادله اثباتی از جمله شهادت شهود نیز قابل اثبات است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309985168600530 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/06/29 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور بدواً خانم الف. م. با وکالت آقای م.ا. کارآموز وکالت در تاریخ 1393/4/16 دادخواستی به طرفیت آقای ر. ح.ن. به خواسته تقاضای صدور حکم مبنی بر الزام زوج جهت اجرای صیغه طلاق به لحاظ ازدواج مجدد و ترک زندگی مشترک بیش از شش ماه و به لحاظ تخلف از شروط دوازده گانه ضمن عقد نکاح و ماده 1130 قانون مدنی به شرح متن دادخواست به انضمام کلیه خسارات قانونی و هزینه دادرسی تقدیم نموده و در شرح دادخواست توضیحاتی داده است خلاصه این که موکله به موجب سند نکاحیه شماره ... الف/89 مورخه 1390/6/21 با مهریه یکصد و پنجاه سکه تمام بهار آزادی به عقد زوجیت خوانده درآمده است. خوانده کلیه شروط مندرج در سند ازدواج را پذیرفته است و ضمن عقد نکاج وکالت با حق توکیل به غیر جهت اجرای صیغه طلاق در صورت تخلف از شرایط ضمن عقد نکاح را به موکله اعطاء نموده است. نظر به این که خوانده بدون اخذ اجازه و رضایت موکله همسر دیگری اختیار نموده است و حدود یکسال است زندگی مشترک را رها نموده است، لذا مستنداً به ماده 1119 قانون مدنی ناظر به شروط ضمن عقد نکاح صدور حکم مبنی بر الزام زوج جهت اجرای صیغه طلاق مورد استدعاست. دلایل و منضمات دادخواست، فتوکپی مصدق سند نکاحیه و استشهادیه محلی و فرم وکالتنامه ذکر شده لکن استشهادیه پیوست دادخواست نخستین ملاحظه نگردیده است. تصویر مصدق سند نکاحیه به شماره ثبت ... - 1390/6/21 تنظیم شده در دفتر ثبت ازدواج شماره 7 حوزه ثبت سبزوار حاوی مشخصات کامل زوجه متولد 1374/5/30 و خانه دار و مشخصات کامل زوج متولد 1371/7/1 و دایمی بودن عقد با تعیین یکصد و پنجاه عدد سکه کامل بهار آزادی که بر ذمه زوج است عندالمطالبه به زوجه پرداخت نماید و شرایط الف و ب ضمن عقد نکاح و 12 بند ذیل آن به امضاء زوجین رسیده و امضاء ولی زوجه آقای م.الف. م. است، ضمیمه دادخواست مورد ملاحظه واقع گردیده است (ص2تا7) رسیدگی به دعوای زوجه به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان بردسکن ارجاع شده و این دادگاه با دستور دعوت از طرفین در وقت مقرر 1393/7/28 جلسه رسیدگی را با حضور وکیل خواهان تشکیل داده و اخبار به عدم حضور خوانده با وجود ابلاغ قانونی ابلاغنامه و عدم وصول لایحه از وی شده است. وکیل خواهان خواسته را به شرح دادخواست اعلام می نماید. در تعقیب جلسه خطاب به دفتر دادگاه مقرر می شود از وکیل خواهان خواسته شود، مشخصات و محل سکونت همسر دوم خوانده را به دادگاه اعلام نماید. (ص17) متعاقب اقدام دفتر وکیل خواهان به شرح لایحه وارده به شماره ...- 93/8/25 اشعار داشته خوانده با خانم ک. به صورت شرعی عقد دایم کرده و به ثبت واقعه ازدواج اقدام ننموده و نشانی نامبرده را شهرستان سبزوار روستای د. اعلام و تحقیقات محلی را خواستار می گردد (ص19). این درخواست مورد اجابت واقع و نیابت قضایی به دادگستری شهرستان سبزوار داده می شود تا از طریق مرجع انتظامی در خصوص ازدواج خوانده با خانم کلاهدرازی به صورت دایم یا موقت از معتمدین و مطلعین محل تحقیقات مسبوط انجام یابد و چنانچه پرونده ای با موضوع ثبت واقعه ازدواج در آن دادگستری ثبت گردیده نتیجه را اعلام نمایند (ص21). با تذکر وکیل خواهان بر این که روستای د. از توابع شهرستان نیشابور می باشد (ص23) نیابت قضایی مورخ 1393/9/17 با مضمون فوق به دادگستری شهرستان نیشابور ارسال می شود (ص24). نیابت قضایی به شعبه پنجم دادگاه عمومی نیشابور ارجاع و بوسیله این شعبه به دادگاه عمومی بخش میان جلگه به این جهت که روستای د. در حوزه دادگاه اخیر واقع است ارسال شده و از سوی این دادگاه و اعلام مراتب ستوان یکم ب.نتیجه تحقیق محلی را طی صورتمجلس 93/10/20 منعکس نموده که آقای ر. ح.ن. در حدود یکسال قبل با خانم ز. ر. فرزند س. به صورت عادی ازدواج نموده و حدود چهارماه می باشد باتوجه به این که نامبرده حاضر به انجام عقد محضری نبوده با همسر خویش دچار اختلاف شده و رفت و آمد خود را قطع نموده است. گویا تحقیقاتی را که آقای ر.انجام داده متوجه شده آقای ر. ح.ن. قبلاً ازدواج نموده و همسر دیگری دارد. ذیل صورتجلسه مرقوم به امضاء ستوان یکم موصوف و ستوان دوم ع. و آقایان س.ر. و ح.غ. (به عنوان معتمد محلی) و آقای م.الف. م. پدر زوجه (خواهان) رسیده است (ص30). پس از وصول پاسخ نیابت دادگاه مرجوع الیه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین را می دهد (ص35). از خوانده لایحه ای دریافت شده که با وجود دستور ثبت آن بدون ثبت ضمیمه پرونده گردیده است در این لایحه خوانده به استناد قانون وکالت وماده 25 آئین نامه اجرایی ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 81/6/1 قوه قضائیه به سمت وکیل خواهان ایراد نموده که حق مداخله در موضوع طلاق نداشته است و در ماهیت نیز پاسخ داده براساس ماده 156 قانون آئین دادرسی مدنی همسرش را به بازگشت به منزل دعوت نموده و مسکن با تمام امکانات و لوازم فراهم نموده مراجعت نمی نماید و از تاریخ 91/7/1 منزل را ترک کرده و بر نشوز خود اصرار دارد در حالی که براساس دادنامه شماره 9209975168601487 در پرونده کلاسه 920775 شعبه اول دادگاه ب. به تمکین عام و خاص محکوم شده است. دادنامه مذکور پیوست شده است. ادعای وکیل خواهان به ترک زندگی مشترک واهی است و دلیلی بر ترک زندگی از جانب وی ارایه نگردیده است و استشهادیه محلی را ارائه ننموده و ازدواج مجدد نداشته و حاضر شده استشهادیه و مستند بر عدم ازدواج مجدد ارائه نماید (ص46 و 47). همراه لایحه دادنامه مرقوم که مشعر بر محکومیت خواهان به تمکین و برگشت به زندگی و دوفقره اظهارنامه که اظهارنامه شماره ...-93/7/6 به رویت زوجه رسیده و در آن دعوت به زندگی و منزل مشترک شده و صورتجلسه 93/11/29 مربوط به پرونده کلاسه 3/93/1710 شورای حل اختلاف متضمن بازدید از منزل زوج و تأیید مساعد بودن ساختمان و عدم کسری وسایل و امکانات زندگی بوده ارایه شده است (ص44و43و41و40) جلسه دادرسی در وقت مقرر 93/12/27 با حضور طرفین و وکیل زوجه تشکیل شده بدواً وکیل خواهان ایراد خوانده را به سمت وی پاسخ داده که ایراد می بایستی در جلسه اول رسیدگی مطرح می شده و این ایراد در صورتی صحیح است که اختلاف در اصل طلاق باشد وکیل پایه دوم نمی توانند در دعوی اعلام وکالت نماید که مرحله تجدیدنظر آن دیوان عالی کشور باشد و در این مرحله از رسیدگی دادگاه رسیدگی کننده بدوی می باشد و در ماهیت نیز همان مطالب قبلی را تکرار نموده و راجع به حقوق مالی زوجه اظهار داشته مهریه و نفقه طرح دعوی مجزا نموده که منتهی به صدور دادنامه قطعی گردیده است و نحله و اجرت المثل و نصف مال را بذل کرده و فاقد فرزند مشترک می باشند خوانده دفاع را به شرح لایحه ای که تقدیم شده اعلام نموده و حرف دیگری ندارد. زوجه بیان کرده باکره نیست و حامله نمی باشد و جهیزیه در تصرف خودش (زوجه) می باشد (ص47و48) دادگاه در ذیل صو.رتمجلس دادرسی به استعلام از اداره ثبت احوال در مورد ازدواج مجدد خوانده اتخاذ تصمیم می نماید. خوانده لایحه ای در همان تاریخ93/12/27 که تحت شماره2203- 93 ثبت رسیده و در صورتمجلس دادگاه وصول آن انعکاسی ندارد با ارایه تصویر سند ازدواج شماره 11427 دفتر رسمی ثبت ازدواج شماره 7 حوزه ثبت سبزوار اعلام داشته به موجب این سند برادرش به نام م. ر. ح.ن. با خانم م. ک. ازدواج کرده و خود ازدواج مجدد نداشته است و تصویر مصدق استشهادیه 93/12/25 را به ضمیمه آن ارایه کرده که عده ای گواهی نموده اند در محل زندگی ایشان (خوانده) ندیده و نشنیده اند که همسری جز خانم الف. م. داشته باشد (ص49تا52). پاسخ شماره 19/106/94/34 - 94/1/6 رئیس اداره ثبت احوال ب. در مورد استعلام دادگاه این است که با مراجعه به سیستم مکانیزه و سند سجلی آقای ر. ح.ن. ، تنها ازدواج با خانم الف. م. به شماره ملی ********** درتاریخ1390/6/21 به شماره 11408 در محضر 7 سبزوار به ثبت رسیده است و فاقد تحولات دیگر می باشد (ص54). در تاریخ 94/1/8 دادگاه مقرر می دارد تا به وکیل خواهان اخطار شده دلایل ترک زندگی از ناحیه زوج را ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ ارایه نماید (ص55). ابلاغنامه صادره در تاریخ 94/1/17 به وکیل زوجه ابلاغ شده و در تاریخ 94/1/16 لایحه خود را که تحت شماره 0020-94 به ثبت رسیده استشهادیه ای را مبنی بر ازدواج مجدد خوانده با خانم ز. ر. را ارایه می دهد (ص58 و59). دادگاه در تاریخ 94/1/19 وقت فوق العاده جلسه با حضور وکیل خواهان تشکیل داده وکیل خواهان اظهار کرده در خصوص ترک زندگی مشترک از ناحیه زوج شهودی که در جریان این موضوع هستند در دادگاه حاضر و تحقیق از آنان را تقاضا می نماید. (در این جلسه خوانده حضور نداشته و به اطلاع وی نیز نرسیده است - عضو ممیز) از آقای ع. ا. فرزند ح. 45 ساله کشاورز و آقای ح. م. فرزند ف. 52 ساله کشاورز با التزام به راستگویی و اتیان سوگند در اوراق جداگانه تحقیق شده است آقای الف. اظهار داشته «با آقای م. همسایه دیوار به دیوار هستیم اوایل که اختلاف نداشتند زوج به خانه همسرش رفت و آمد داشت ولی از روزی که اختلافات شروع شد حدوداً دو سال است که بنده آقای ر. ح.ن. را ندیده ام که(به) همسرش سر بزند علت نیامدن ایشان دعوایی بود که در منزل آقای م. صورت گرفته است از همان شب که اختلاف شروع شده تا همین حالا ایشان را ندیده ام که به عظیم آباد رفت و آمد داشته باشد و تاکنون کسی را هم من ندیده ام جهت آشتی بفرستد از بقیه موارد بنده بی اطلاع هستم»; (ص60 و61) اظهارات آقای ح. م. نیز چنین منعکس شده است «بنده همسایه آقای م. هستم یک سری آقای ح.ن. همسرش را کتک کاری کرده البته شنیده ام بعد یکی دوماه با شوهرش بوده ولی از آن زمان تاکنون حدود دوسال است که آقای ح.ن. را ندیده ام که به همسرش سربزند خلاصه خبر دارم که نامبرده رفت و آمدی و تماسی با همسرش ندارد. اطلاع دیگری ندارم از اهالی روستا شنیده ام که شوهرش ازدواج مجدد نموده است ولی خودم دراین خصوص اطلاع دقیقی ندارم»; (ص62). سپس دادگاه اتخاذ تصمیم به تعیین وقت رسیدگی و دعوت از طرفین که خواهان شهود خود را در خصوص ازدواج مجدد خواهان و افرادی که در جلسه حضور داشته اند را به همراه عاقد در جلسه عقد در دادگاه حاضر نمایند. (ص63) ورقه عادی منسوب به خانم ز. ر. پیوست ص64 پرونده شده که بر حسب مندرجات آن مشارالیها مکتوب نموده آقای ح. ر. ح.ن. فرزند ق. بدون این که به اینجانب اطلاع بدهد با خانم الف. م. قبلاً ازدواج کرده است و به خواستگاری آمد و به صورت شرعی صیغه نکاح جاری شد و بعد از مدتی متوجه شده ام که قبلاً ازدواج کرده است که با مشکلات فراوان توانستم از وی جدا شوم قابل ذکر است که در هنگام اجرای صیغه نکاح پدر و مادرم و عموی بنده حضور داشته اند و از بابت ازدواج با اینجانب حاضر به اتیان سوگند می باشم. با تشکیل جلسه در وقت مقرر 94/3/18 با حضور وکیل خواهان و خوانده از تنها گواه خواهان که آقای س. ر. را تعرفه نموده تحقیق به عمل آمده است وی اظهار نموده نامبرده (خوانده) با دختر من حدود 6 ماه است ازدواج نموده و محضری نشده است و به صورت دایمی عقد نموده است 6 ماه با هم زندگی کردند بعد با هم نساختند و بعد از آن توسط روحانی؟ صیغه طلاق جاری شد عاقد درسبزوار بودکه من ودخترم و پدر ر. ح.ن. که می گفت ازطرف پسرش وکالت دارد به محضر رفتیم و اسم عاقد را نمی دانم و آدرس دقیق نیز ندارم. همان روحانی در سبزوار در منزل ح.ن. عقد کرد ولی برای طلاق به منزل روحانی دیگری در سبزوار رفتیم که پدر ر. ح.ن. و من و دخترم و خانمم بود و ر. ح.ن. در جلسه طلاق نبود چون وکالت به پدرش داده بود برگه ازدو.اج را ندارم ولی مهریه 14 سکه بهار آزادی و چند تکه وسایل شامل تلویزیون و کمد و غیره قید شد (73و74). خوانده در جلسه دادگاه ایراد کرده که گواه یک برگه ساده برای ازدواج و طلاق ندارد که ارایه دهد یا حتی عاقد را نمی دانند یا برگه ای بیاورند که من داده ام و یا وکالت پدرم را ارایه نماید.گواه پاسخ می دهد که من سوال نکردم چون خودشان با روحانی دوست و آشنا بودند و پدر ایشان روحانی را آوردند و در مورد طلاق نیز چون پدر زوج ایشان را می شناخت پیش او رفتیم و ... وکیل خواهان نیز با استناد به اظهارات شهود و خانم ز. ر. اظهار داشته زوج تخلف از شروط ضمن عقد نموده است که بطور مطلق ذکر شده که چنانچه ازدواج مجدد نماید زوجه می تواند خود را مطلقه نماید. در ادامه صورتمجلس رسیدگی چنین اتخاذ می نماید به وکیل خواهان اعلام تا مشخصات و آدرس عاقد یا طالق را به محکمه ارایه تا به اعطاء نیابت به دادگاه سبزوار اظهاراتشان (عاقد یا طالق ) اخذ شود ... (ص76). وکیل خواهان طی لایحه مورخ 94/3/31 که بدون ثبت ضمیمه پرونده شده به نقل از اظهارات گواه که مشخصات عاقد و طالق را نمی شناسد با اشعار به تحقیقات محلی که حاکی از ازدواج وی می باشد صدور حکم بر الزام زوج به اجرای صیغه طلاق را خواستار می شود (ص80). در تاریخ 1394/6/7 قرار ارجاع امر به داوری صادر (ص81) و با جری تشریفات مربوطه آقای الف.