ادعای متهم مبنی بر مستحق قتل بودن مقتول

خلاصهٔ رأی

(جانشین بازپرس) و در بازسازی صحنه قتل صریحاً اقرار به قتل عمدی مقتول با طرح و نقشه قبلی نموده است.

متن کامل

ادعای متهم مبنی بر مستحق قتل بودن مقتول Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ادعای متهم مبنی بر مستحق قتل بودن مقتول پیام: در صورت ادعای متهم مبنی بر مستحق قتل بودن مقتول، دادگاه رسیدگی کننده می بایست بدواً به ادعای مذکور رسیدگی و نفیاً یا اثباتاً در این خصوص اظهارنظر نماید. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970909200313 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/09/29 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در پی مفقودیت آقای ح. ، توسط آقای ر. که در مورخ 22/05/92 مراتب را اعلام نموده که با دستور دادیار شعبه 2 دادسرای عمومی و انقلاب .... مأمورین نیروی انتظامی به تحقیقات ادامه دادند و پدر ح. به نام الف. در مورخ 24/05/92 طی شکایتی اعلام نموده که: فرزندش ساعت 14 مورخ 21/05/92 از منزل خارج و دیگر برنگشته است و وی را با زور و تهدید ربوده اند و به قتل تهدید کرده اند. در مورخ 25/07/92 رئیس پلیس آگاهی .... به دادیار شعبه دوم ..... اعلام نموده که جسد متوفی ح. به پزشکی قانونی جهت کالبدگشایی معرفی گردیده تا علت تامه مرگ اعلام گردد. پزشکی قانونی .... در مورخ 26/05/92 از جسد متوفی معاینه به عمل آورد و اعلام کرده جسد فاسد شده و متورم و علائم فساد نعشی در تمام بدن مشهود است و جسد در ساعت 17 مورخ 26/05/92 سر صحنه در ارتفاعات روستای ... و ساعت 30/12 مورخ 27/05/92 در محل سالن تشریح بیمارستان .... معاینه و کالبدگشایی گردید. جمود نعشی اضمحلال یافته و کبودی نعشی به علت فساد نعشی قابل ارزیابی نبود. زمان فوت طی بیش از 72 ساعت گذشته از معاینه سر صحنه کشف جسد تعیین می گردد. در معاینات ظاهری در صورت در حد قابل بررسی متورم سمت چپ صورت و سر و گودی سمت خارج چشم راست دیده می شد. در گردن آثار ضرب وجرح، شیار خفه کردگی دیده و لمس نشد. در کالبدگشایی انجام شده پوست سر باز شد. زیرپوست و لابه لای عضلات نیمه چپ جمجمه خون مردگی مشهود بود و شکستگی استخوان گیجگاه و چپ سر با جابجایی دیده می شد به نحوی که توده مغز رؤیت می گردید. با توجه به شرح فوق و کالبدگشایی انجام شده علت فوت کوفتگی نسج مغز و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم سخت تعیین می گردد (ص114). به آقای ر. در مورخ 02/06/92 اتهام قتل م. دامادش تفهیم شد که پاسخ داد: این اتهام را قبول ندارم، دخترم ساعت 5/8 شب به منزل آمد و گفت ح. خانه نیامده است (ص170). و در تحقیقاتی که در مورخ 03/06/92 از نامبرده به عمل آمد، اظهار داشت: من اول 24 ساعت مهلت می خواهم که بروم خانه با نوه ام خداحافظی بعد می آیم و همه حقایق را می گویم. س: به شما توصیه می شود هم اکنون حقیقت را بیان کنید. ج: با توجه به این که من از مدت 4 الی 5 سال پیش از داشتن رابطه مقتول با عروسم خبر داشتم چون حدود 4 سال پیش که من و پسرم م. (شوهر عروسم ر.) به اتفاق مقتول که دامادم است در تهران کار می کردیم یک بار متوجه شدم که پسرم گفت با گریه که حدود یک ربع است که به گوشی ر. زنگ می زنم و اشغال است و در همین یک ربع ح. مقتول دارد با گوشی صحبت می کند و مطمئن هستم با ر. صحبت می کند و قضایایی متعدد دیگری از رابطه غیرعادی و غیرشرعی بین ح. و ر. به دست آوردم که باهم تلفنی صحبت می کردند و شبیه این و چندین بار تذکر دادم اما تأثیری نکرد و این روابط آن ها آن قدر ادامه پیدا کرد که مردم روستا از چپ و راست به ما کنایه می زدند و همه موضوع را می گفتند و دیگر آبرویی برای ما نمانده بود تا این که در همین ماه رمضان گذشته دقیق یادم هست که 14 ماه رمضان بود که یک قضیه دیگری پیش آمد که من را مصمم کرد که یک اقدام جدی بکنم. در روز 14 ماه مبارک من طبق معمول که بیشتر اوقات مسجد می رفتم، رفتم اما نمازم را فرادا خواندم از مسجد که بیرون می آمدم خانمم با گوشی پسرم م. به من زنگ زد و گفت ر. درحالی که جانمازش پهن است از مسجد خارج شده و فکر کنم رفته پیش ح. بعد آمدم م. پسرم را (شوهر ر.) سر کوچه دیدم درحالی که ناراحت بود و گفت خانمم نه خانه خودمان و نه خانه پدرش است و مامان گفته جانماز را پهن کرده و از مسجد بیرون آمده. با م. باهم رفتیم سمت خانه ح. در باز بود من داخل رفتم اما م. را نگذاشتم بیاید هر چه در زدم (در خانه ح. مقتول) جواب نداد و به گوشی ح. زنگ زدم جواب نداد و خواهرش م. را روی دیوار ز. دیده بودم و ز. هم از روی دیوار آمد با نگرانی از من پرسید چه شده؟ من گفتم چیزی نشده. در ادامه ع. آمد و باهم صحبت کردیم بعد ح. مقتول را روی حمام دیدم و بعد آمد نزد من و گفت چه شده؟ من گفتم هیچی و رفتم بیرون و جلوی در خانه پدرش الف. ایستادم و با چشم های خودم دیدم که ر. از پله های نردبان از سمت خانه ح. داشت می آمد پایین البته قیافه ر. را از پشت سر دیدم ولی حدس قوی زدم که ر. باشد و این را در دلم نگه داشتم. چند لحظه بعد هم دیدم که نردبان جابجا شد و من رفتم در خیابان نشستم منتظر ماندم تا ببینم چه می شود بعد دیدم که دو تا خواهر ر. از خانه خودشان آمدند خانه ر.ک. عمه ر. رسید در ادامه بعد از دقایقی دیدم با ر. از خانه ر.ک. آمدند بیرون و رفتند خانه پدر ر. و همه این ها در یک کوچه است. سپس در ادامه پسرم م. آمد نزد من و گفت که بابا چه شد و من قضیه اصلی را به او نگفتم و از آن به بعد من احساس بغض شدید کردم و در این فکر بودم که چطور دامادم ح. را ادب کنم و این کسی که داماد من است در ظاهر آدم مذهبی و نمازخوان و مسجدی بود که حتی همه سحرهای ماه مبارک رمضان از بلندگوی مسجد سحر خوانی می کرد اما آن کار دیگرش که رابطه خلاف شرع با عروسم بود را مخصوصاً روز چهاردهم ماه مبارک را نمی توانستم تحمل کنم بعد از عید فطر نقشه ام را عملی کردم. س: چه نقشه ای کشیدی؟ ج: من از چهاردهم ماه رمضان خیلی فکر کردم دیدم اگر به قانون مراجعه کنم نمی توانم چیزی را ثابت کنم تازه شاید بدهکار هم بشوم چون باید شاهدی داشتم و تذکر و نصیحت فایده نداشت و تنها یک تصمیم می ماند این که او را ببرم و بکشم چون حیثیت خانوادگی ما را به باد داده بود و این تصمیم را روز دوشنبه 21/05/92 ساعت حدود شش بعدازظهر عملی کردم و او را به قتل رساندم. س: در خصوص چگونگی قتل توضیح دهید؟ ج: تصمیم گرفتم به بهانه جنگل رفتن و کشف میراث فرهنگی او را به منطقه ای که در ... است و تعداد زیادی چاله های حفاری میراث فرهنگی وجود دارد ببرم و آنجا به قتل برسانم، لذا دوشنبه ساعت 13 (مورخ 21/05/92) به درب خانه مقتول رفتم و او را صدا زدم و یواش و آهسته به او گفتم که چند نفر از دوستان قرار است بیایند دستگاه گنج یاب دارند و برویم زیرخاکی دربیاوریم و گفتم که هیچ کس نفهمد و تنها بیا او قبول کرد و گفت برویم من گفتم منتظر باش تا به تو زنگ بزنم و حدود ساعت 15/3 بعدازظهر به او زنگ زدم و در این فاصله یعنی از ساعت 13 الی 15/15 دقیقه در خانه دراز کشیدم و نقشه می ریختم و فکر می کردم که چطوری بکشم و او را از چه مسیری ببرم که کسی ما را نبیند بالاخره مسیرم را انتخاب کردم و به او زنگ زدم و او آمد. در زمین ح.ع. فرزند ... قرار گذاشتیم او که آمد به محض رسیدنش دیدم دخترم ف. به او زنگ زد و صحبت هایی کردند بعدازآن مسیر .... را انتخاب کرده بودم که شروع به رفتن کردیم و به او گفته از یک مسیری برویم تا کسی ما را نبیند چون می خواهم دنبال عتیقه برویم بعد که به بالا رسیدیم باز اتمام حجت کردم و به او گفتم ح. از ر. دست بکش و گفتم دختر من چی کم دارد که تو به سمت ر. می روی و مردم این همه شایعه کرده اند اما او گفت عمو او خودش ول نمی کند و مقتول این حرف ها را با خنده زد که پس ازآن به یک گودالی که از قبل توسط گنج کنان حفاری شده بود رسیدیم بعد در آن لحظه به مقتول (ح.) گفتم برو داخل گودال ببین که چیزی پیدا می شود یا خیر که پس ازآن ح. وارد گودال شد و با بیلی که در دست داشت در حال کندن شد پس ازآن سنگی را که کنار گودال بوده است را با دست بلند کردم و به طرف سر ح. (مقتول) انداختم و دو تا سنگ دیگری که بزرگ تر از سنگی که انداخته شده بود و بالای گودال بود را با پا به طرف پاهایش انداختم که پس از انداختن همان سنگ اول که به سرش خورده بود ح. کشته شد که پس ازآن با بیلی که در دست داشتم روی ح. را با خاک پوشاندم که خاک پوشانده شده و حدود بیست سانتی متر بود و بعدازآن به طرف خانه برگشتم که پس ازآن بیل را داخل درختی در مسیر راه گذاشتم که بیل مذکور نزدیک چاله ای که مقتول در آنجا کشته شد می باشد و فردای آن روزبه محل وقوع کشته شدن ح. رفتم و مقداری از خاک هایی که دیروز ریخته بودم را با دست کم کردم و علت این کار این بوده است چون عذاب وجدان گرفته بودم ح. به لحاظ این که سرش متلاشی شده بود و بوی جسد را مردم احساس کنند تا مردم جسد را پیدا کنند. این اتفاق روز سه شنبه 22/05/92 افتاد. خاک های سمت سر مقتول را کم کردم تا این که از این طریق مردم بتوانند او را پیدا کنند. س: در خصوص کشته شدن دامادتان ح. آیا شخص دیگری دخیل بود یا خیر؟ ج: کسی از موضوع اطلاع نداشت خودم نقشه کشیدم و قتل را خودم به تنهایی انجام دادم. س: کشف جسد را چه کسی به اهالی محل اطلاع داده است؟ ج: پس از این که ح. (مقتول) از روز دوشنبه مفقود شده بود اهالی محل اطراف روستا را گشتند ولی جسد را نیافتند و پنج روز پس از مفقود شدن ح. کسی اعلام کرد که ما طرف .... را نگشته ایم و بهتر است آن منطقه را بگردیم من به او گفتم خوب است منطقه را بگردیم و شما به اهالی اعلام نمایید تا مردم را به طرف ..... بردند و شاید بتوانند ح. را پیدا نمایند که نهایتاً با رفتن اهالی به محل مقتول پیدا شد. س: حسب محتویات پرونده و شکات اولیای دم مرحوم ح. و گزارش مأمورین انتظامی و نظریه پزشکی قانونی و اظهارات خودتان متهم هستید به قتل عمدی مرحوم ح.، از خود دفاع کنید. ج: اتهام وارده را قبول دارم و همان طور که بیان نمودم علت این کار این بوده است که مرحوم داماد این جانب می باشد و آبرو و حیثیت چندین ساله ما را به باد فنا داده و به لحاظ این که ما در روستا زندگی می کنیم کلیه اهالی محل رابطه نامشروع عروس و دامادم را در جریان بودند که نهایتاً تصمیم به قتل دامادم ح. گرفتم که جزئیات آن را بیان نمودم و اگر من از دامادم ح. شکایت کردم دادگاه از من دلیل و مدرک و شاهد می خواست نداشتم ولی برای من یقین حاصل شده بود که دامادم و عروسم ارتباط نامشروع برقرار نموده اند (ص172 تا 177). در صورت جلسه بازسازی صحنه قتل متهم اقاریر مذکور را تکرار نمود و گفت دسته بیل را از بیل جدا نمودم و در داخل کیسه زردرنگ مربوط به برنج می باشد و بیل را با کیسه در داخل تنه درخت قدیمی قطوری مخفی نمودم که با راهنمایی متهم مأمورین آن را داخل تنه درخت کشف نمودند و در جلسه بازسازی صحنه قتل متهم مشروحاً با توضیح مطالب مذکور اقرار به قتل عمدی دامادش ح. نموده و جزئیات آن را مجدداً شرح داده که از مراحل بازسازی صحنه قتل فیلم برداری گردید (ص 180 تا 183). و بعد از اقرار متهم الف. پدر مقتول و گ. مادر مقتول تقاضای قصاص متهم را نمودند. و در تحقیقاتی که در مورخ 06/04/92 توسط جانشین بازپرس از متهم ر. به عمل آمد متهم در آخرین دفاع نیز ضمن اقرار صریح به قتل دامادش ح. با سبق تصمیم علت آن را رابطه دامادش با عروسش ذکر نمود و گفت دامادم مستحق رجم و اعدام و کشته شدن بوده است چون شکایت فایده ای نداشت خودم دامادم ح. را کشتم و وی را به قتل رساندم (ص187 و 188). و جانشین بازپرس طی قرار شماره 00514- 16/06/92 در خصوص اتهام آقای ر. فرزند ... دایر بر ارتکاب یک فقره قتل عمدی مرحوم ح. با توجه به شکایت اولیای دم و گزارش پزشکی قانونی و تحقیقات به عمل آمده و بازسازی صحنه قتل توسط متهم و هم چنین اقرار صریح متهم بزه انتسابی را ثابت تشخیص و قرار مجرمیت نامبرده را صادر نمود. و در خصوص اتهام آقایان 1- ع. 2- م. 3- ج. دایر بر مشارکت در قتل عمدی مرحوم ح. به لحاظ فقد ادله اثباتی قرار منع تعقیب صادر نمود (ص196) و دادستان عمومی و انقلاب شهرستان .... طی کیفرخواست شماره 000745- 16/06/92 به همان دلایل مندرج در قرار مجرمیت جانشین بازپرس و مستنداً به بند ل و م از ماده 3 قانون تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب 1373 و مواد 290 و 351 و 381 قانون مجازات اسلامی برای متهم ر. تقاضای تعیین کیفر نمود (ص197). در گواهی حصر وراثت شماره 1484- 14/12/92 مندرج در صفحه 225 پرونده وراث حین الفوت مقتول ح.، الف. پدر و گ. مادر و ن. دختر و ف. همسر وی اعلام گردید. و پرونده به شعبه سوم دادگاه کیفری استان گلستان ارجاع گردید. و در جلسه مورخ 08/06/93 دادگاه که با حضور نماینده دادستان و متهم و وکیل وی و اولیای دم مقتول ح. و همه اعضاء تشکیل گردید، نماینده دادستان حسب کیفرخواست از دادگاه تقاضای مجازات نمود. اولیای دم تقاضای قصاص متهم ر. را نمودند و وکیل اولیای دم نیز گفت با توجه به دلایل موجود در پرونده امر چون گزارش دایره آگاهی و نظریه پزشکی قانونی و تحقیقات به عمل آمده و بازسازی صحنه قتل و اقرار متهم در دادسرا قتل عمدی مرحوم ح. توسط وی محرز است و موکلین تقاضای قصاص وی را دارند و دادگاه اتهام قتل عمدی مرحوم ح. را به متهم ر. حسب کیفرخواست تفهیم نمود، او پاسخ داد: متهم با من درگیر بود با سنگ من بوده است و به قتل رسیده و قبول دارم اما ماجرا این بود که مقتول با ر. عروسم خوب بود و خود ر. به من گفت که ما باهم رابطه داشتیم منظور از خوب بودن زنان یعنی ارتباط نامشروع داشتند و به ح. گفتم دنبال این کار نرو و تا چهاردهم ماه رمضان که ر. رفت منزل ح. و ... همان