ادعای عدم آگاهی نسبت به نوعاً کشنده بودن عمل

خلاصهٔ رأی

تأکید می‌نماید که به کسی نگوید تیر وی به ایشان اصابت نموده است.

متن کامل

ادعای عدم آگاهی نسبت به نوعاً کشنده بودن عمل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ادعای عدم آگاهی نسبت به نوعاً کشنده بودن عمل پیام: ادعای عدم آگاهی فرد نظامی آموزش دیده، نسبت به کشنده بودن عمل شلیک با اسلحه پذیرفته نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970908700265 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/27 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده متعاقب گزارش و دادنامه شماره 9400191 – ۱۳۹۴/6/2 شعبه 31 دیوان عالی کشور دائر بر نقض دادنامه شماره 9400108 – ۱۳۹۴/3/26 صادره از شعبه دوم دادگاه نظامی یک آ. و ارجاع پرونده به همان دادگاه (ص 273 تا 276) که نیازی به تکرار آن نمی‌باشد، دادگاه محترم مرجوع الیه که اینک به شعبه اول نظامی یک استان آ. تبدیل شده است، پس از استرشاد و دریافت پاسخ دیوان عالی کشور (ص 280 و 281) و پس از عزل وکیل سابق توسط وی و انتخاب و معرفی آقای ع. م. و آقای ع. د. ب. مجتمعاً و منفرداً، در مورخه ۱۳۹۴/9/1 با حضور نماینده دادستان و متهم و وکیل وی و پدر مقتول و وکیل اولیاءدم تشکیل جلسه داده و اظهارات و دفاعیات طرفین را استماع و لوایح تقدیمی وکلا را دریافت می‌دارد. نماینده دادستان، ضمن تقدیم مرقومه مورخه ۱۳۹۴/9/1 (ص 309) خویش، بر اساس کیفرخواست صادره تقاضای رسیدگی را دارد. اولیاء‌دم متقاضی قصاص نفس می‌باشند و وکیل آنان نیز مستدلاً خواسته آنان را بیان می‌کند. دادگاه اتهامات منتسبه را به متهم تفهیم می‌کند و وی می‌گوید: قتل عمدی را قبول ندارم و اتهامات شرکت پست و سرقت یک عدد فشنگ را قبول دارم. سلاح نگهبان از نوع ژ – 3 بود ... به صورت متعارف و معمولی با هم شوخی می‌کردیم ... کار با شوخی به صورت دست انجام شد و متعاقباً همدیگر را هل می‌دادیم، اول متوفی اسلحه را به طرف من گرفت، سپس من اسلحه را به سوی وی گرفتم، و تصور می‌کردم اسلحه در ضامن است، دستم را روی ماشه گذاشتم که ناگهان تیر شلیک شد که به لحاظ اصابت تیر به متوفی فریاد زدم ... تا قبل رسیدن جانشین تیپ، من از جیب خشاب متوفی، یک تیر برداشتم ... و متهم اذعان دارد: برای اینکه متوفی را بترسانم خشاب پر را روی اسلحه گذاشتم و گلن گدن کشیدم!!! ولی دست به ضامن اسلحه نزدم؟! ...در ابتداء که با همدیگر شوخی می‌کردیم ایستاده بود و بعداً روی آجرها نشست!! که پس از آن شلیک صورت گرفت!! ... با اینکه آموزش دیده بودم، نادانی و جوانی کرده و مقررات را رعایت نکردم!! و متهم در پاسخ وکیل اولیاء‌دم که می‌پرسد: آیا می‌دانستند که نتیجه شلیک با سلاح گرم موجب قتل می‌شود یا نه؟! گفته است: بله! می‌دانستم اگر نمی‌دانستم معلوم می‌شد که آدم دیوانه بودم. سپس وکیل متهم در دفاع از وی، به فقدان عنصر قصد متهم، و اینکه حدود هشت ماه با هم دوست بوده‌اند و تخاصمی بین آنان نبوده است، و اقدام موکل در حد تظاهر به دست زدن به ماشه سلاح بوده است و شوخی بوده است، و موکل تصوری از امکان شلیک نداشته است، استناد و استدلال می‌کند و اذعان دارد که: هر چند وقوع حادثه منتسب به عمل موکل بوده، لکن در تحقق قتل عمد اراده مبتنی بر قصد فعل و قصد نتیجه ضروری بوده که در پرونده امر منتفی می‌باشد و در سرقت فشنگ هم شرائط سرقت وجود دارد. (ص 310 تا 317) که با تجدید وقت رسیدگی، جلسه مورخه ۱۳۹۴/9/10 دادگاه نیز با حضور طرفین تشکیل می‌شود و استماع اظهارات و دفاعیات آنان و اخذ آخرین دفاع از متهم، نهایتاً ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 9400766 – ۱۳۹۴/9/16 ضمن تهیه گزارشی از روند پرونده، چنین رأی می‌دهد: «بر اساس محتویات پرونده و کیفرخواست شماره 9010439027002214 مورخ ۱۳۹۳/11/28 سرباز وظیفه ف. ن. (مقتول) در تایخ ۱۳۹۳/6/7 از ساعت 18 الی 20 نگهبان بوده که در حدود حوالی ساعت 19 سرباز وظیفه س. الف. (نگهبان همجوار) با ترک محل نگهبانی خود در محل نگهبانی سرباز ف. ن. حاضر، ضمن تعویض خشاب پر با خشاب خالی که روی اسلحه بوده در حالی که مرحوم روی آجر نشسته بود به سوی ایشان شلیک و نامبرده را به قتل می‌رساند با شلیک تیر شخص دیگری پست همجوار به نام سرباز وظیفه س. پ. به محل حادثه رسیده و س. الف. به وی اظهار می‌دارد مرحوم خودش تیراندازی کرده و خودکشی نموده است و به سرباز س. پ. تأکید می‌نماید که به کسی نگوید تیر وی به ایشان اصابت نموده است. متهم سپس برای اینکه موضوع خودکشی جلوه داده شود یک تیر از خشاب مرحوم برداشته و جایگزین تیر شلیک شده خود نموده و خشاب را روی اسلحه مرحوم گذاشته تا اینکه مشخص شود تیر شلیک شده از خشاب مرحوم بوده است. بر اساس صحنه‌سازی ضارب یگان در گزارش اولیه موضوع را خودزنی منجر به فوت اعلام نموده است. در گزارش معاینه جسد پزشکی قانونی به شرح اوراق 121 و 122 پرونده اعلام داشته یک مورد گلوله به متوفی اصابت نموده که محل ورود گلوله از سمت چپ چانه می‌باشد. گلوله از چانه وارد شده از نسج نرم زیر چانه عبور و مجدداً از سمت چپ گردن از بالا به پایین عبور نموده و وارد قفسه سینه در سمت چپ شده در قوس خلفی دنده‌های فوقانی چپ متوقف شده و مرمی مچاله شده بود پلیس آگاهی مرند که از سوی مرجع عمومی، تحقیقات مقدماتی را انجام داده طی شرحی اعلام داشته که مسیر حرکت گلوله از بالا به پایین بوده و حالت تیراندازی به صورت خودزنی ضعیف‌تر به نظر می‌رسد لذا موضوع مشکوک و می‌تواند دیگر زنی باشد. متعاقباً سرباز وظیفه س. پ. در تحقیقات صورت گرفته اظهار داشته در حدود ساعت 19:10 متوجه صدای تیر شدم و مشاهده کردم س. الف. در بالای سر متوفی ف. ن. می‌باشد به آنجا رسیدم دیدم گلویش خونریزی می‌کند و اسلحه در کنارش هست قبل از آن ف. با س. شوخی می‌کردند ولی ندیدم چه کسی شلیک کرده بود بعد س. به بنده گفت که از اسلحه ایشان شلیک شده و گفت به کسی نگویم ... ریاست متحرم وقت شعبه دوم دادگاه نظامی یک استان آ. عهده‌دار رسیدگی گردیده و برابر دادنامه شماره 9409979025200108 مورخ ۱۳۹۴/3/26 چنین رأی داده است: با توجه به مفاد پرونده و مجموع اظهارات متهم در مراحل مقدماتی و در محضر دادگاه و مجموع اظهارات تنها شاهد ماوقع در جریان رسیدگی و در جلسه دادگاه، نبود سابقه اختلاف و درگیری بین متهم و سرباز متوفی قصد متهم نسبت به قتل عمد سرباز وظیفه مرحوم متوفی ف. ن. محرز نبوده هر چند مرتکب به گرفتن اسلحه به سوی مجنی‌علیه نسبت به وی قصد رفتاری (قصد فعل) داشته لکن قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن برای دادگاه محرز نبوده و توجهاً به اینکه وقوع قتل و احراز آن مطابق قانون و شرع منوط به تحقق نتیجه است و بدیهی است قصد نتیجه یا علم به وقوع آن باید احراز گردد که در پرونده حاضر هر دو مورد اعلامی برای دادگاه احراز نگردیده و برای دادگاه از مجموع مفاد پرونده، اظهار تک شاهد ماوقع و اقاریر متهم، بزهکاری وی در خصوص اتهامات ترک محل نگهبانی و تقصیر نامبرده دایر بر بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی و عدم رعایت نظامات دولتی موجب شلیک تیر منجر به فوت مجنی‌علیه و متعاقباً سرقت یک تیر از مهمات متعلق به مجنی‌علیه که جهت بی‌گناه جلوه دادن خود می‌باشد محرز بوده که به استناد تبصره ماده 145 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و ماده 616 قانون مجازات اسلامی (کتاب پنجم تعزیرات) و بند ج ماده 43 و ماده 88 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و رعایت مواد 27 و 134 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 مجازات قانونی را درجه چهار، پنج، شش اعلام به اتهام بی‌احتیاطی و بی‌مبالاتی منجر به قتل غیرعمد (شبه عمد) به تحمل سه سال حبس و به اتهام ترک پست بدون مجوز به تحمل دو سال حبس و به اتهام سرقت مهمات به تحمل ده سال حبس محکوم می‌گردد. در خصوص محکومیت متهم به پرداخت دیه که با توجه به فوت مجنی‌علیه در ایام ماه حرام، مشمول حکم تغلیظ نیز خواهد بود با توجه به عدم مطالبه دیه از سوی اولیاء‌دم در حال حاضر دادگاه مواجه با تکلیف نمی‌باشد. پس از ابلاغ دادنامه به اولیاء‌دم و محکوم‌علیه، در مهلت قانونی از دادنامه مورد بحث فرجام‌خواهی نموده‌اند (اوراق 258 – 253، 276 – 267) ریاست و عضو معاون محترم شعبه 31 دیوان عالی کشور پس از بررسی محتویات پرونده و دادنامه معترض‌عنه و لوایح فرجام‌خواهی و ملاحظه نظریه دادیار محترم دادسرای دیوان عالی کشور برابر دادنامه شماره 9409970908700191 مورخ ۱۳۹۴/6/2 چنین استدلال فرموده‌اند از آنجا که قرار مجرمیت و کیفرخواست صادره بر اساس ادعای وصف عمد در جنایت معموله توسط مرتکب استوار بوده است و توجه بر این واقعیت که دادگاه بر خلاف تکلیف مقرره در بند ب ماده 359 و ماده 399 قانون آیین دادرسی کیفری بدون حضور دادستان در تاریخ‌های ۱۳۹۴/2/1 و ۱۳۹۴/3/19 تشکیل جلسه داده... النهایه دادنامه معترض‌عنه نقض و جهت رسیدگی مجدد به دادگاه صادرکننده رأی منقوض ارجاع می‌گردد. سپس دادگاه به شرح ذیل اعلام رأی می‌کند: رأی دادگاه: در خصوص اتهامات سرباز وظیفه س. الف. دایر بر تیراندازی برخلاف مقررات منجر به قتل سرباز ف.ن. آروق و سرقت مهمات و ترک محل نگهبانی موضوع کیفرخواست شماره 9310439027002214 مورخ ۱۳۹۳/11/28 صادره از دادسرای نظامی استان آ – با عنایت به جمیع اوراق و محتویات پرونده و دلایل ذیل 1 – شکایت اولیاء دم متوفی 2 – گزارش یگان متبوع متهم، 3 – نظریه پزشکی قانونی به شرح اوراق 122 و 121 پرونده، 4 – دفاع بلاوجه متهم و وکیل مدافع وی نسبت به عمدی نبودن قتل و اقاریر صریح متهم نسبت به سایر اتهامات منتسبه و متعاقباً توجه به سایر ادله مضبوط در پرونده در خصوص احراز عمدی بودن نوع قتل توجهاً به رفتارهای مرتکب بدین شرح الف: تعویض خشاب خالی با خشاب پر. ب: مسلح نمودن اسلحه با کشیدن گلنگدن، پ: گرفتن اسلحه پر به سوی متوفی و چکاندن ماشه آن، ت: بعد از شلیک برداشتن یک عدد تیر از خشاب متوفی تا اینکه تلقی شود مقتول خودزنی کرده است. ج: تهدید تنها شاهد قضیه به کتمان موضوع. النهایه گرفتن اسلحه پر به سوی مجنی‌علیه و چکاندن ماشه آن که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن می‌گردد هر چند فاعل قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر ان را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب جنایت یا نظیر آن می‌شود که خلاف این ادعا (به کشنده بودن رفتار ارتکابی آگاهی نداشته) از فرد نظامی آموزش دیده پذیرفته نیست بزه‌های انتسابی محرز است. علیهذا دادگاه درجه مجازات جرایم تعزیری را درجه 4 و 6 تشخیص و مستنداً به بند ب ماده 290 و ماده 381 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 و مواد 41 و 88 و بند ج ماده 43 قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و رعایت مواد 417 و 418 و 420 و 301 و 27 و 134 و 135 قانون مجازات اسلامی مصوب 92 متهم را به لحاظ اتهام تیراندازی بر خلاف مقررات منجر به قتل عمدی سرباز ف. ن. به قصاص نفس (اعدام) و نیز علاوه بر جبران خسارت وارده (ارزش ریالی یک عدد تیر جنگی شلیک شده) به تحمل یک سال حبس تعزیری و به اتهام ترک محل نگهبانی به تحمل دو سال حبس تعزیری و به اتهام سرقت مهمات به تحمل ده سال حبس تعزیری محکوم می‌نماید. رأی صادره حضوری و به استناد ماده 427 و 431 قانون آیین دادرسی کیفری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام در دیوان محترم عالی کشور می‌باشد. از رأی صادره آقای ع. م. به وکالت از محکوم‌علیه تقاضای فرجام‌خواهی – در وقت مقرر – کرده است که پرونده به دیوان عالی کشور ارسال گردیده و حسب الارجاع تحت نظر قرار دارد. ضمناً وکیل دیگر و جدید محکوم‌علیه – آقای م. و. – نیز از رأی صادره تقاضای فرجام کرده است. هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل پس از قرائت گزارش آقای سید حسین جعفری عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای حاتمی دادیار دیوان عالی کشور در مورد دادنامه شماره 9400766 – ۱۳۹۴/9/16 فرجام‌خواسته مشاوره نموده و با اکثریت چنین رأی می‌دهد: رأی شعبه دیوان عالی کشور فرجام‌خواهی محکوم‌علیه آقای س. الف. با وکالت آقای ع. م. از دادنامه فرجام‌خواسته فوق‌الذکر، با توجه به مجموع اوراق پرونده و گزارش و دادنامه شماره 9400191 – ۱۳۹۴/6/2 شعبه 31 دیوان عالی کشور و اقدامات قضائی معموله در شعبه اول دادگاه نظامی یک استان آ. – متعاقب دادنامه نقضی دیوان عالی کشور و اظهارات متهم و اقاریر وی در پذیرش اتهامات ترک پست و سرقت یک عدد فشنگ از مقتول، و نحوۀ دفاع وی در باب اتهام قتل، و پذیرش وی در اینکه: شوخی لفظی، به مرحله از عملیات فیزیکی از قبیل هل دادن یکدیگر و کشیدن سلاح بر روی همدیگر، و اینکه اذعان دارد: گلنگدن کشیده و سلاح را مسلح کرده است و با اینکه مرحوم مقتول صحنه فیزیکی را ترک و در گوشه‌ای نشسته بوده است، برای ترساندن وی، این اقدامات را انجام داده است ولی در نهایت ادعا دارد که: تصور داشته است سلاح در حالت ضامن است؟!! و اقدامات بعدی متهم در به اصطلاح خودکشی جلوه دادن قتل با سرقت یک عدد فشنگ از جیب خشاب متصرفی مقتول، و بررسی لایحه تقدیمی آقای وکیل در مرحله فرجام‌خواهی، و مبانی استدلالی دادنامه فرجام‌خواسته، نتیجتاً غیرموجه و غیرمدلل تشخیص و مردود اعلام و دادنامه فرجام‌خواسته استناداً به بند الف ماده 469 قانون آئین دادرسی کیفری ابرام می‌گردد. رئیس و مستشار شعبه 43 دیوان عالی کشور سید حسین جعفری - محمد رضا بروجردی فهرست خلاصه جریان پرونده شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: ت