اخلال در نظم عمومی از طریق منازعه

خلاصهٔ رأی

پیام: چنانچه کلیه متهمین به اتهام مشارکت در منازعه محکوم شده باشند، محکومیت مجدد آنها از حیث جنبه عمومی و مجازات مضاعف با عنوان اخلال در نظم عمومی، فاقد وجاهت قانونی است.

متن کامل

اخلال در نظم عمومی از طریق منازعه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اخلال در نظم عمومی از طریق منازعه پیام: چنانچه کلیه متهمین به اتهام مشارکت در منازعه محکوم شده باشند، محکومیت مجدد آنها از حیث جنبه عمومی و مجازات مضاعف با عنوان اخلال در نظم عمومی، فاقد وجاهت قانونی است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9609988464300243 تاریخ دادنامه قطعی : 1399/12/25 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: دادگاه بدوی مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی باسمه تعالی گردشکار پرونده: … از پرونده توسط مستشار محترم دادگاه ۱۱ صفحه گزارش تهیه و پس از تشکیل جلسه مقدماتی اداری نواقصی از جمله تعیین تکلیف استیذان موضوع ماده ۳۵۶ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ برای فرزندان صغیر متوفی و تحقیق در خصوص ادعای شاکیان مبنی بر ایراد صدمه بدنی عمدی و مواجهه حضوری بین طرفین جهت تعیین ضاربین و همچنین بازسازی صحنه جرم در حضور متهم و شهود قضیه و نظریه مجدد پزشکی قانونی راجع به چگونگی وارد ضربات به مقتول و اینکه ایا با دست چپ بوده است.یا دست راست و همچنین موارد دیگر به شرح اوراق ۹۱۰ الی ۹۱۳ قرار رفع نقص صادر و پرونده مجددا به شعبه اول بازپرسی شهرستان جوانرود اعاده شده که در این اثنای متهم ب. ق. لایحه ای از زندان به شرح اوراق ۹۵۸ الی ۹۶۰ پرونده به شعبه اول بازپرسی جوانرود ارسال و ارتکاب قتل را انکار و شهادت شهود را غیر واقعی بیان داشته و سپس جلسه مواجهه حضوری و بازسازی صحنه جرم تشکیل و مطلعین نیز با حضور مجدد در شعبه بازپرسی اظهارات خود را بیان و تکرار نمودند که قاتل مرحوم غ. ط. ، ب. ق. می باشد. و در جلسه بازسازی صحنه جرم متهم اظهارات سابق خود را مجددا تکرار و چنین بیان داشته: با چاقوی ضامن داری که در جیب داشتم یک ضربه به سر مقتول و ضربه دیگری به دستش زدم و مجددا اظهارات شاکیان اخذ و هر کدام از انان ضارب خود را تعیین نموده سپس از شخص ن. ق. که در پرونده توسط متهم ب. ق. از وی به عنوان ضارب احتمالی مقتول نام برده شده است.و به صورت پراکنده در پرونده در خصوص وی و اینکه ممکن است.ضربه نهایی و تامه مرگ را او زده باشد. به صورت مفصل در صفحات ۹۷۶ الی ۹۹۰ توسط پلیس اگاهی تحقیق که نامبرده ضمن تشریح چگونگی شروع و خاتمه درگیری تعداد شرکت کنندگان را در نزاع و اینکه م. ط. و ه. ط. را مجروح نموده تحقیق شده و بیان داشته: در شب حادثه فقط در ابتدای جر و بحث و قبل از هرگونه درگیری فیزیکی من و مرحوم غ. ط. با هم روبرو شدیم ولی موقعی که نزاع و کتک کاری شروع شد دیگر غ. را ندیدم و تا پایان نزاع با وی رو به رو نشدم و خداوکیلی اصلا ندیدم کجا و با چه کسی دعوا کرد و ندیدم که چه کسی به وی ضربه زده است.و من هیچ ضربه ای به وی نزده ام و من راست دست می باشم و از زمانی که به دنیا امدم اموراتم را با دست راستم انجام می دم و مامور تحقیق ستوان دوم ع. ن. راست دست بودن و نگارش و پاسخ به سوالات را که با دست راست نگارش شده گواهی نموده است. در پاسخ رفع نقص دیگری از سوالات و نقایص احصای شده توسط دادگاه که پزشکی قانونی نیز در بازسازی صحنه جرم حضور داشته است.علت تامه فوت را جراحات کشنده در سمت راست قدام قفسه تنه دانسته و احتمال اینکه ضارب فردی چپ دست بوده را قریب به یقین تشخیص داده است. پس از درخواست رییس کل دادگستری استان کرمانشاه از معاونت محترم قوه قضاییه مبنی بر تعیین تکلیف حقوق صغار موضوع ماده ۳۵۶ قانون مجازات اسلامی ۱۳۹۲ به لحاظ فقدان ولی قهری برای اولیایدم صغیر به اسامی مبین و م. طاهری اخذ دیه به میزان سهم انان به مصلحت تشخیص داده شده است.نهایتا پرونده با رفع نواقص ا. دادگاه مجددا به این دادگاه اعاده که در پی درخواست وکیل متهم مبنی بر اینکه نامبرده بیش از دو سال است.که با قرار بازداشت موقت در زندان می باشد. و تکلیف پرونده وی مشخص نشده است.دادگاه در راستای اعمال ماده ۲۴۲ از قانون ایین دادرسی کیفری و تبصره ان ، قرار بازداشت موقت نامبرده را فک و به قرار وثیقه به مبلغ چهار میلیارد تومان تبدیل که پس از تودیع وثیقه و صدور قرار قبولی و طی دستور مورخه ۱۳۹۹/۰۶/۲۹ این مرجع در صفحه ۱۰۵۰ پرونده متهم از زندان ازاد شده است.و دادگاه با دستور تعیین وقت رسیدگی به تاریخ ۱۳۹۹/۰۹/۰۸ با تشکیل جلسه و حضور اولیایدم و متهم ردیف اول و وکیل مدافع تعیینی وی و همچنین دیگر شکات و متهمین و منازعین و نماینده محترم داستان به موضوع رسیدگی و اولیایدم اظهار داشتند تقاضای صدور حکم قصاص متهم ب. ق. به اتهام قتل عمدی مرحوم غ. ط. را داریم و حاضریم سهم دیه فرزندان صغیر مقتول را هم پرداخت کنیم. پس از ان دادگاه نسبت به تحقیق از متهم ردیف اول پرونده به نام اقای ب. ق. برامده و ضمن تفهیم اتهام با دلایل احصایی در پرونده ، نامبرده اظهار داشته با چاقوی ضامن دار به سر ان مرحوم زدم اما ضربه به داخل قفسه سینه وی نزدم ، در ادامه بیان داشته:با ان مرحوم درگیر شدم و جراحت وارده به سر وی را قبول دارم. و جراحت وارده به دستش نیز شاید من زنده باشم ، قبول دارم. که در منازعه بوده ام اما جرح قفسه سینه را قبول ندارم. از خودم دفاع کردم احتمال می دهم ن. ق. قاتل باشد. ولی من چیزی ندیدم و به چپ دست بودن خود نیز اقرار نموده است.و در پاسخ به سوال دادگاه مبنی بر اینکه ایا می دانید چاقو یک وسیله کشنده و برنده است؟ اظهار داشته: بله متوجه می باشم و در پاسخ به سوال دیگر دادگاه مبنی بر اینکه ایا شما با علم و اختیار و اراده به طرف ان مرحوم ضربه وارد کرده اید؟ اظهار داشته: بعد از اینکه برادرم را زدند ان مرحوم به طرف من حمله کرد و من با اراده و اختیار خود به سر وی ضربه زدم حتی بعد از ان درگیری با من ، ان مرحوم دعوای خود را ادامه داده ولی به هیچ وجه ضربه وارده به قفسه سینه را قبول ندارم. و در زمان درگیری تعامل روحی و روانی داشتم که دادگاه به جهت ضرورت اخذ اظهارات مطلعین به اسامی خانم ها پ. ق. ، ی. ط. ، ه. م. وقت رسیدگی بعدی تعیین و به تاریخ ۱۳۹۹/۱۲/۱۸ مجددا جلسه رسیدگی با حضور طرفین و وکلای انان و مطلعین تشکیل و قبل از تشکیل جلسه لایحه وکیل متهم ردیف اول به شرح اوراق ۱۰۸۰ الی ۱۰۹۲ واصل و ضمیمه پرونده شده است.و مورد مطالعه قرار گرفته و همچنین اقای ح. م. خ. با ارایه وکالتنامه جدید از وراث مرحوم ر. ق. مادر مقتول که در اثنای رسیدگی فوت نموده است.اعلام وکالت نموده و در جلسه رسیدگی اخیرالذکر اولیایدم مجددا و متفقا با ضرس قاطع اعلام داشتند چون ما خود در درگیری حضور داشتیم قاتل م. ب. ق. است.و با چشمان خود دیدیم که وی غ. ط. را به قتل رساند و تقاضای قصاص نامبرده را داریم و متهم نیز در مقابل اظهارات قبلی خود را تکرار و بیان داشته: بعد از اینکه برادرم ل. ق. توسط مرحوم غ. ط. زخمی شد من به سر ان مرحوم ضربه زدم ما برای میانجیگری امدیم ان مرحوم نیز با عصبانیت به سوی من امد و با چاقوی ضامن دار دو ضربه به سمت سرش انداختم که یکی به دستش خورد و دیگری هم به سرش ولی من به قلبش نزده ام.سپس وکیل مدافع وی به دفاع از موکل خود پرداخته و در نهایت دادگاه به صورت جداگانه اقدام به اخذ اظهارات مطلعین نموده و بدوا خانم ه. م. به عنوان عروس برادر مقتول با اتیان سوگند شرعی بیان داشته است. (… اینجانب در شب حادثه در محل حضور داشتم و ب. ق. را با یک تی شرت ابی نفتی دیدم که یک خنجر دستش بود و او را دیدم که به طرف غ. ط. حمله ور شد ولی ندیدم که به وی بزند و من راه رو بالا بودم و از انجا نگاه می کردم خواهر شوهرم به نام ی. ط. که در پایین بود به من گفت ب. ، غ. را زد ولی من با چشمان خودم ندیدم و فقط حمله ور شدن ب. به سمت غ. را دیدم … ) در ادامه ی. ط. به عنوان برادرزاده مقتول اظهار داشته: (… به همراه مقتول که عمویم می باشد. داخل راه رو بودیم که اقای ب. ق. با چاقو ضربه به عمویم غ. زد یک ضربه به داخل سینه و یک ضربه به سر وی که عمویم پیش من افتاد و چون عمویم غ. به ل. برادر ب. زد ، ب. فکر کرد که برادرش مرده است.و با خنجر به سمت عمویم غ. حمله کرد … ) نامبرده در پاسخ سوال دادگاه مبنی بر اینکه ایا در لحظه درگیری ب. با مرحوم غ. اشخاص دیگری از جمله ن. ق. در ان لحظه حضور داشتند؟ اظهار داشت: (عرض شود. در لحظه درگیری و ضرب خوردن عمویم فقط ب. بود که به طرف وی با خنجر حمله ور شد و ضربه زد و کسی دیگر انجا حضور نداشت ) در نهایت خانم پ. ق. به عنوان دیگر مطلع و زن برادر مقتول و دختر عموی متهم ب. ق. با اتیان سوگند و تفهیم و مجازات شهادت کذب به وی بیان داشته: (درگیری در خانه ما بود و من با شروع درگیری میانجیگری کردم یک لحظه دیدم که ب. ق. در حالی که خنجری در دست داشت به طرف مرحوم غ. حمله ور شد و من به عنوان میانجی گر از پشت کمر ب. را که پسرعمویم است.گرفتم ولی او قدرتمند بود و زور من به وی نرسید و به طرف غ. رفت و دیدم که دو ضربه به غ. ط. زد البته من چون پشت سر ب. بودم ندیدم که ضربات به کجای مرحوم غ. برخورد کرد و دخترم ی. ا در کنار مردم غ. ط. بود و رو به روی ب. ایستاده بود … ) که در پایان دادگاه با اعلام کفایت مذاکرات ختم دادرسی را اعلام و با استعانت از درگاه پروردگار متعال پرونده را اماده صدور رای دانسته و به شرح زیر مبادرت به صدور رای می نماید.: رأی دادگاه بدوی ( ( رای دادگاه ) ) در خصوص اتهام اقای ب. ق. ایرانی م.ان اهل سنت ساکن *فاقد سابقه کیفری در حال حاضر ازاد با صدور قرار قبولی وثیقه با وکالت تعیینی اقای م. م. دایر بر ۱. مباشرت در قتل عمدی مرحوم غ. ط. ۲. مشارکت در منازعه منجر به قتل عمدی ان مرحوم ۳. مباشرت در ایراد صدمه بدنی عمدی غیر منتهی به فوت موضوع شکایت اولیایدم ان مرحوم و کیفرخواست شماره ۹۸/۵۰۴ مورخه ۱۳۹۸/۱۱/۲۷ صادره از سازمان* ؛ دادگاه با عنایت به جامع اوراق و محتویات پرونده و شرح گردشکار تقدیمی از جمله ۱. احراز اصل وقوع درگیری و منازعه که به تاریخ ۱۳۹۶/۱۲/۲۸ ساعت ۲۰:۵۰ که فی ما بین خانواده های ط. و ق. صورت گرفته و منجر به قتل مرحوم غ. ط. شده است.۲. نظریه پزشکی قانونی که علت تامه فوت را خونریزی متعاقب پارگی ریه و عوارض ناشی از ان در اثر اصابت جسم برنده نامشخص تعیین نموده است.که این نظریه با سایر قراین و امارات موجود در پرونده همخوانی و سازگاری داشته ۳. تحقیقات جامع و گسترده مراجع انتظامی خصوصا گزارش اولیه مامورین کلانتری ۱۱ شهرستان جوانرود که بلافاصله در محل حاضر و حاضرین در محل در همان لحظه اولیه وقوع جرم و شروع به تحقیقات ، ب. ق. را به عنوان قاتل مرحوم غ. معرفی نموده اند و متعاقب این امر در جلسه مواجهه حضوری کلانتری که پس از دستگیری متهمین صورت گرفته برادران و فرزندان مقتول متفقا قاتل غ. ط. را ب. ق. معرفی کرده اند که تجربه رسیدگی به پرونده های کیفری و جنایی نشان می دهد اظهارات اولیه طرفین در لحظات اولیه از استواری و صحت بیشتری برخوردار است.۴. متهم ب. ق. در ابتدای تحقیقات مقدماتی در جلسه مواجهه حضوری با دیگر متهمین هرگونه درگیری و ایراد ضربه به مقتول را انکار نموده است.ولی در جلسات بعدی در نزد مامورین انتظامی و بازپرس و نزد دادگاه به وارد اوردن دو ضربه به مقتول غیر از ضربه به قفسه سینه اقرار نموده است.و این در حالی است.که در تحقیقات اولیه هرگونه ایراد ضرببه به مقتول را انکار نموده که این دوگانگی در گفتار می تواند نشانگر کتمان هرگونه حقیقت از ناحیه نامبرده باشد. اما نهایتا پس از معرفی وکیل و تصمیمات لازم و اینکه به لحاظ محتویات و قراین و امارات موجود در پرونده امکان انکار حقیقت وجود نداشته ، اصل درگیری و حتی نواختن دو ضربه به مقتول را پذیرفته و صرفا جرح منتهی به فوت را انکار نموده که این چنین اظهارات حکایت از تدارک و برنامه ریزی حساب شده متهم برای خلاصی از اتهام ارتکاب بزه قتل است.خاصه اینکه متهم بارها و به کرات بیان نموده است.قبول دارم. با چاقو به مقتول زده ام و حتی در صفحات ۲۲ و ۲۳ پرونده بیان نموده: ضربه وارد به سینه مقتول را نمی دانم من زدم یا کسی دیگر که این خود یک نوع اقرار ضمنی به زدن ضربه نهایی به مقتول است.و در ادامه اقاریر خود در کلیه مراحل تحقیقات و دادرسی انگیزه خود را حمله ور شدن به مرحوم غ. ط. ضربه ای دانسته است.که ان مرحوم به برادرش ل. ق. وارد اورده و چنین بیان داشته: ( (در حین میانجیگری متوجه شدم غ. ط. با تبر به برادرم ل. حمله ور شد و ضربه ای به سر برادرم زد و برادرم افتاد و من هم عصبانی شدم و با چاقوی ضامن داری که در جیبم بود به سمت غ. ط. حمله ور شدم و یک ضربه به سر وی یعنی بالای چشم او زدم اما به ناحیه سینه وی نزد و من دو ضربه با چاقو به مقتول زدم که یکی از انها یقین دارم. به سر و صورت وی خورد و دیگریدقیقا نمی دانم به سرش خورد یا نه چون که در حین درگیری رد شدم غ. با تبر به من حمله ور شد و به پشت سر من ضربه ای زد زخمی نشدم اما دردناک بود … ) ) که این اقرار متهم با سایر قراین و امارات موجود در پرونده هم خوانی و همنوایی داشته هر چند که منکر ضربه وارده به قفسه سینه شده است.ولی از انجا که شخص یا اشخاص دیگر در ضرب و جرح مقتول مشارکت نداشته اند هر چند متهم به صورت اجمالی بیان داشته ممکن است.شخصیت ن. ق. ضربه نهایی را به مقتول زده باشد. ولی از انجا که هیچ کدام از منازعین حاضر در صحنه درگیری و مطلعین قضیه در خصوص ارتکاب قتل و حتی درگیری ن. ق. با مقتول مطلبی بیان نکرده اند و هیچکس درگیری فیزیکی ن.ق. با مقتول را گواهی نکرده است.و حتی متهم ب. ق. نیز به کرات بیان داشته است:من ندیدم ن.ق. به مقتول بزند فلذا این این ادعای متهم و وکی