اختلاف در نوع زوجیت

خلاصهٔ رأی

پیام: در صورت اختلاف در دائم یا موقت بودن عقد نکاح، اصل بر دوام زوجیت است.

متن کامل

اختلاف در نوع زوجیت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اختلاف در نوع زوجیت پیام: در صورت اختلاف در دائم یا موقت بودن عقد نکاح، اصل بر دوام زوجیت است. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9109985202500176 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/05 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده بر حسب مندرجات پرونده خواهان به نام ل. پ. ، دادخواستی به طرفیت خوانده آقای الف. ق. به خواسته اثبات واقعه ازدواج مورخ ۱۳۸7/9/1 را با منضمات آن تقدیم دادگاه حقوقی شهرستان ج. نموده و طی آن عنوان کرده: اینجانبه خواهان همسر دائم خوانده، در پرونده 910131 دادیاری واقعه ازدواج در محضر قانونی ه. را با حضور محترم ه. و تأییدنامه حضوری و کتبی نزد دادیار به اثبات رساندم که خوانده به شدت از ثبت این واقعه دوری نمودند لذا از مقام عالی تقاضای معرفی‌نامه به محضر جهت ثبت واقعه هر چه سریع‌تر را دارم ضمایم دادخواست عبارت است از تصویر عقدنامه دائمی عادی و تصویر گواهی آقای ه. به شرح برگ‌های اول تا سوم پرونده. پس از جری تشریفات قانونی، دادگاه جلسه رسیدگی را با حضور خواهان در وقت مقرر به تاریخ 1391/4/10 در غیاب خوانده که با وصف ابلاغ حضور نیافته و لایحه‌ای نیز ارسال نکرده است. تشکیل داده و خواهان اظهار داشته: خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است بدین توضیح که در سال87 با خوانده ازدواج کرده‌ام حالا منکر ازدواج شده و در دادیاری انکار کرده است، بعد دلایلی ارائه دادم قبول کردند، دادیار گفت باید دادگاه رأی بدهد، همه مردم از این موضوع اطلاع دارند تقاضای اثبات زوجیت را دارم و حاضرم شهود خود را به دادگاه بیاورم و حرف دیگری ندارم. دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و دستورات مقتضی را خطاب به دفتر داده است آقای م. ه. 43 ساله، طلبه به عنوان گواه خواهان اظهار داشته: چند سال پیش آقا و خانمی که بعداً کپی عقدنامه و نیز برگ پاره شده عقدنامه را آورده بوده و خانم پ. آورد ادعا کرد که آقای ق. رسمی نکرده و ... یادم هست که تقاضای عقد دائمی کردند و من پدر خانم را خواستم که خانم پ. گفت قبلاً با اذن پدرم عقد موقت شده بودم و اذن پدرم شرط نیست و من صحت عقد دائم را منوط به صحت گفتار ایشان و ... اذن قبلی پدر برای عقد موقت با آقای ق. اعلام کردم و یادم نیست که خودم خواندم یا تلقین کردم و خودشان خواندند. دادگاه در تاریخ ۱۳۹1/6/18 جلسه رسیدگی را با حضور خواهان در وقت مقرر تشکیل داده که خوانده حضور نداشته و خواهان اظهار داشته: خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است. اینجانبه همسر شرعی دائمی خوانده هستم که از ثبت واقعه ازدواج خودداری می‌نماید و عاقد حاج آقای ه. سردفتر ازدواج شماره ... را در دادگاه حاضر کرده‌ام تقاضای استماع اظهارات ایشان را دارم و حرف دیگری ندارم. دادگاه پس از استماع اظهارات سردفتر موصوف سرانجام ختم رسیدگی را اعلام و مبادرت به اصدار دادنامه شماره 01141 مورخ ۱۳۹1/6/19 نموده و به موجب آن با استدلال مندرج در متن رأی، خواسته خواهان را وارد دانسته و حکم به الزام خوانده به ثبت ازدواج دائم خود با خواهان با مهریه 700 سکه تمام بهار آزادی به تاریخ عقد 1387/9/1 عندالمطالبه صادر و رأی صادره را غیابی و قابل واخواهی در فرجه قانونی و پس از آن قابل تجدیدنظر اعلام نموده است. خواهان با تقدیم نامه‌ای به شرح برگ 19 پرونده در خواست اجرای حکم را کرده است آقای م. ا. با ارائه وکالتنامه از سوی خوانده ضمن اعلام وکالت در پرونده با تقدیم دادخواست از طرف موکل خود ( الف. ق. ) از دادنامه شماره 01141 مورخ ۱۳۹1/6/19 واخواهی نموده و تقاضای رسیدگی مجدد کرده است و طی آن چنین عنوان کرده است «...با توجه به اینکه ادعای عقد دائم صحیح نمی‌باشد و دلیل و مدرک به اندازه کافی موجود است که این عقد به صورت صیغه موقت بوده و دائم نمی‌باشد، تقاضای نقض رأی غیابی و رد دعوای واخوانده (خانم ام ل. پ.) را دارم.» تبادل لوایح صورت گرفته، و یک برگ عقدنامه موقت به شرح برگ 26 پرونده تقدیم گردیده که حکایت از اجرای صیغه موقت زوجیت فیمابین واخواه ( الف. ق. ) و واخوانده (ام ل. پ. ) به مدت یک ماه از تاریخ وقوع عقد (که تاریخ ۱۳۹1/4/28) قید شده با صداق پنجاه هزار تومان در کل مدت یک ماه، که مدت انقضاء نیز ۱۳۹1/5/28 قید شده، تقدیم دادگاه گردیده است که عقدنامه مذکور به امضاء زوجین و عاقد به نام ق. م. رسیده است. آقای م. ج. با ارائه وکالتنامه از سوی واخوانده (خواهان اولیه) خانم ام ل. پ. ، اعلام وکالت در پرونده را نموده است. دادگاه در وقت مقرر به تاریخ ۱۳۹1/11/30 با حضور طرفین پرونده جلسه رسیدگی به واخواهی را تشکیل داده، وکیل واخواه اجمالاً اظهار داشته: «این عقد برابر سند و مدرک به صورت موقت بوده که اصل عقدنامه موقت تقدیم ریاست محترم دادگاه می‌گردد و این عقد دائم نمی‌باشد طبق ماده 1075 قانون مدنی این نکاح، نکاح موقت و منقطع است و برای این عقد نکاح موقت طبق ماده 1076 یک ماه مدت تعیین شده و صداقیه آن پنجاه هزار تومان بوده است تقاضای رسیدگی به واخواهی را دارم. ص29 پرونده. وکیل واخوانده اظهار داشته: موکله در تاریخ ۱۳۸7/9/1 به عقد دائم خوانده بدوی (واخواه) درآمده است که این امر نزد عاقد رسمی قانونی و شرعی صورت پذیرفته که تأیید و شهادت ایشان که نفعی نیز نداشته، در پرونده موجود می‌باشد که ثابت کننده ادعا می‌باشد، و اما مدرک استنادی ارائه شده از سوی واخواه، همانگونه که محرز است موکله در سال90 به علت عدم ثبت (واقعه ازدواج) توسط خوانده بدوی موکله شکایت کیفری علیه وی نموده که این امر مثبت ادعای موکله می‌باشد. در حالیکه واخواه برگه عقد موقتی را ارائه نموده که در سال91 تنظیم گردیده است. حال چگونه می‌توان پس از عقد دائم عقد موقتی جاری نمود؟ توضیح قضیه این است که پس از شکایت کیفری موکله، مشتکی‌عنه (زوج) اقدام به ضرب و جرح و اجبار و اکراه موکله نموده و در برگه سفیدی که مربوط به عقد موقت بوده، امضاء و اثر انگشت ایشان را مرقوم می‌نماید. و جهت اثبات ضرب و جرح نیز در دادگاه س. پرونده در حال رسیدگی است. و در پرونده کیفری کپی عقدنامه دائم توسط صادرکننده آن (آقای م. ه.) برابر اصل شده و صحت آن تأیید گردیده است. موجود می‌باشد و متأسفانه اصل آن را واخواه در زمان ضرب و جرح موکله، از موکله به اجبار اخذ نموده و سپس اقدام به تنظیم صیغه‌نامه نموده است تا از انجام تکالیف و تعهدات خود رهایی یابد و بحث کیفری نیز منتفی گردد، با توجه به اینکه بنا بر قرار اناطه، بحث کیفری موکول به نتیجه این رسیدگی گردیده است، از طرف دیگر بنا بر اصاله الصحه اقوال و افعال مشمول صحت است. و ادعای موکل هر چند با شهادت و تأیید عاقد تثبیت گردیده، در واقع ادعای ایشان برابر مدرک تقدیمی (عقدنامه دائم) که به امضاء طرفین و عاقد رسیده است، اعتبار قانونی داشته لذا تقاضای تأیید رأی بدوی را دارد. ص30 پرونده وکیل واخواه آقای ا. اظهار داشته: ادعای وکیل واخوانده مورد قبول نمی‌باشد و فاقد وجاهت قانونی است، هیچگونه سندی دال بر عقد دائم وجود ندارد، اگر وجود دارد اصل آن را ارائه نماید و چگونه می‌شود بعد از عقد دائم عقد موقت واقع شود و زوجه با امضاء و اثر انگشت خود در سند عقد موقت را تأیید نماید. در ازدواج دائم جشن عروسی می‌گیرند مهمان دعوت می‌کنند، چگونه عقد دائمی است که بدون اطلاع و حضور پدر بوده است؟ و در همین رابطه زوجه دو فقره پرونده کیفری در دادسرای جوین دارد که برای وی قرار تأمین کیفری صادر شده است یکی از آنها پرونده جعل سند است که نامبرده سابقه جعل سند دارد در دادسرای ج. نیز خانم پ. شکایت عدم ثبت ازدواج دائم نموده که شکایت وی مورد قبول واقع نشد، تقاضای استعلام از دادسرای ج. را عنداللزوم دارم. وکیل واخوانده اظهار داشته: ادعاهای همکار محترم مبنی بر جعل سند توسط موکله ، ایراد تهمت بوده و ثانیاً در عقدی که صورت گرفته با تأیید عاقد ، بر این نکته که موکله سابقاً عقدی داشته است. نیازی به اذن و اجازه پدر نبوده هر چند پس از آن مطلع گردیده. و لازمه عقد جشن و مراسم نمی باشد. ضمن آنکه واخواه از ابتداء از اچنین تکالیفی فرار نموده و حتی از پرداخت نفقه و سایر مخارج خودداری نموده است تا برسد به خرج مراسم عروسی و غیره. موکله هیچ پرونده ای جعلیت یا ادعای جعلی تاکنون با زوج نداشته و ادعای همکار محترم صرف ادعا و تهمت می باشد. ص32پرونده. دادگاه در این مرحله از لحاظ صلاحیت محلی خود را صالح به رسیدگی ندانسته و با استدلال مندرج در دادنامه شماره 00336 مورخ 92/3/11 قرار عدم صلاحیت را با نقض دادنامه غیابی قبلی صادره از شعبه خود به شماره 01141 مورخ 91/6/19 ، به صلاحیت دادگاههای ج. صادر و پرونده را بمرجع مذکور ارسال کرده است. پرونده در شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی شهرستان ج. تحت بررسی قرار گرفته و در نهایت این شعبه نیز بموجب دادنامه شماره 03142 مورخ 92/10/29 با دلائل و مستندات منعکس در متن آن خود را صالح به رسیدگی ندانسته و نظر به صلاحیت رسیدگی شعبه اول دادگاه حقوقی ج. داده و بعلت حدوث اختلاف پرونده را به محاکم تجدیدنظر استان خراسان رضوی ارسال نموده و حسب الارجاع در شعبه 16 دادگاه تجدیدنظر استان مذکور تحت رسیدگی قرار گرفته و نهایتاً طی دادنامه شماره 03300 مورخ 92/12/17 با استدلال منعکس در متن آن، با تعیین صلاحیت شعبه اول دادگاه حقوقی ج. حل اختلاف گردیده است. ص60پرونده. دادگاه حقوقی ج. پس از وصول پرونده جلسه رسیدگی را در تاریخ 93/5/27 با حضور خواهان و وکیل وی و بدون حضور خوانده و وکیلش تشکیل داده وکیل خواهان ( ل. پ. ) مطالب قبلی خود رابه شرح برگ 67 پرونده تکرار کرده و تقاضای صدور رأی شایسته رانموده است. دادگاه تحقیق از عاقد عقدنامه موقت 91/4/28 مورد استنادی واخواه را ضورری دانسته و دستور تعیین وقت رسیدگی دیگر و دعوت از طرفین و وکلای آنان و عاقد را،صادر کرده است. و در تاریخ 93/1/30 در وقت مقرر جلسه رسیدگی را با حضور طرفین دعوی و وکلای جهت استماع اظهارات عاقد عقدنامه 91/4/28 موقت یک ماهه با صداق پنجاه هزار تومان و طرفین دعوی تشکیل داده و خطاب به واخواه: آیا عاقد را در دادگاه حاضر کرده اید؟ واخواه اظهار داشته: عاقد آقای شیخ ق. م. م. فوت نموده است ولی افرادی که موقع اجرای عقد موقت توسط عاقد، حضور داشتند آنها را بعنوان شهود در دادگاه حاضر کرده ام تقاضای استماع شهادت شهود را دارم. دادگاه اظهارات شهود را در برگهای جداگانه اخذ نموده آقای ج. ک. فرزند ح. بعنوان گواه اجمالاً اظهار داشته: با آقای ع. ق. بودیم که الف. ق. (خوانده بدوی) زنگ زد... رفتیم پیش عاقد که می خواست این خانم ( ل. ) راکه او نیز حضور داشت ، صیغه کند صیغه موقت بامهر پنجاه هزار تومان خواند. اما مدت آن یادم نیست. اینخانم ل. را احضار کرد و انگشت زد. زمان، اول مدرسه بود و ما موقع غروب رفتیم پیش عاقد حرف دیگری ندارم ص71 پروده. آقای ع.ق. فرزند ع.الف. در خصوص مورد گواهی بعنوان گواه بیان داشته: آقای ق. به من زنگ زد و گفت بیا برویم جایی، رفتیم پیش عاقد و صیغه عقد موقت یک ماهه را با مهریه پنجاه هزار تومان خواند و در جواب این سوال که کدام فصل و روز رفتید؟ پاسخ داده: تازه مدارس بازشده بود و هوا تازه تاریک شده بود، این خانم نیز حضور داشت و احضار کرد و اثر انگشت زد. ص72 پرونده وکیل خواهان بدوی اظهار داشته: (اظهارات شهود را شنیدم) اولاً برابر کپی مصدق عقدنامه عادی. عقد دائم توسط حاج آقای ه. بصورت شرعی و قانونی صورت گرفته و امضاء ذیل عقدنامه نیز مورد تأیید ایشان در جلسه دادگاه قرار گرفته و از طرفی کپی مصدق عقدنامه دائم توسط دفتر دادسرا در همین دادگاه ج.، برابر اصل گردیده و سابق بر عقدنامه عادی (صیغه موقت)، موکله شکایت مبنی بر عدم ثبت انجام داده بوده که بعلت صدور قرار اناطه اثبات زوجیت مد نظر بوده است و حالیه خوانده به عقدنامه موقتی استناد می نماید که در آن هیچ شاهدی امضاء ننموده است. عقل چنین حکم می کند که وقتی شهود در محضر یا نزد عاقد باشند، حتماً از ایشان بعنوان شاهد استفاده می شود که چنین امری صورت نگرفته ثانیاً- تاکنون حدود 5 الی8 جلسه تشکیل گردیده و لیکن خوانده ادعایی مبنی بر حضور شهود نداشته و به یکباره با دستور دادگاه مبنی بر حضور عاقد، چنین شهودی را بدون هماهنگی در دادگاه حاضر نموده اند. در صورتیکه حداقل می بایست برای جرح شهود به طرف مقابل در اخطاریه استماع شهادت درج می گردید. و اما در خصوص شهادت شهود، اولاً امضای ایشان بعنوان شاهد در ذیل عقدنامه ادعایی خوانده وجود ندارد. ثانیاً ایشان بدلیل خصومتی که با موکله داشته، اقدام به ادای چنین شهادت کذبی نموده اند. بدین شرح که در سال گذشته موکله بعنوان ضرب و شتم عمدی و تجاوز بعنف، در دادسرای س.، شاکی شده که متأسفانه بدلیل ضعف دلیل و عدم شهود که مسلماً در چنین مواردی شهود وجود ندارد، منجر به منع تعقیب گردیده ضمناً موکله مدعی است بدلیل همین تجاوز بعنف ازعلائم بدن شهود کاملاً مطلع می باشد که در صورت لزوم در اینخصوص بررسی لازم مورد استدعاست. النهایه با توجه به شهادت تلقینی شهود که حتی در راهروی دادگاه نیز چنین تلقینی به وضوح صورت گرفت و نیز شهادت کذب و از روی خصومت شهود، تقاضای رد شهادت آنان و حکم شایسته مورد استدعا است. وکیل خوانده بدوی با تکرار مطالب قبلی از قبیل موقت بودن عقد، جعلی بودن عقدنامه اولیه دال بر عقد دائم، و لزوم ارائه اصل آن در صورت وجود، و نسبت جعل به خواهان و تأیید دو شاهد معرفی شده نسبت به عقدنامه موقت مورخ 91/4/2