اختلاف در نوعیت عقد نکاح
خلاصهٔ رأی
از مفاد دو رأی استنباط می شود دادگاه نخستین اصولاً زوجه را مستحق دریافت مهریه مورد دعوا ندانسته ولی دادگاه عالی دعوای خواهان (زوجه) را در وضعیت فعلی قابل استماع نمی داند و در حقیقت بار اصلی و اساس دعوای مطروحه (مطالبه مهریه) را اثبات زوجیت دائم می داند که منجر به طرح دعوای اخیر شده است.
متن کامل
اختلاف در نوعیت عقد نکاح Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اختلاف در نوعیت عقد نکاح پیام: چنانچه قبل از پایان عقد نکاح موقت، زوجین در پشت عقدنامه عادی مهریه را افزایش و اعلام کنند صیغه عقد دوباره جاری شد ولی مدت را ذکر نکنند، نکاح، دائم محسوب نمی شود و تنها در صورتی اصل بر دوام خواهد بود که اثبات شود مدت نکاح موقت بذل شده و نکاح نامعلوم در اینصورت حمل بر نکاح دائم می شود مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309970907200714 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/07/26 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خانم ص. فرزند م. دادخواستی به طرفیت آقای ح. فرزند ع. به خواسته اثبات زوجیت دائم به محاکم حقوقی تهران تقدیم داشته و به شعبه 243 ارجاع گردیده است و توضیح داده است که اینجانب در تاریخ 19/11/1379 به عقد و ازدواج آقای ح. (خوانده) درآمدم و تا اواخر 1385 در مجتمع مسکونی ... در سعادتآباد زندگی می کردیم صحت آن توسط ساکنین این مجتمع کتباً ثبت گردیده است و در این مدت با ایشان مسافرتهای گوناگونی را رفته ام و به همه اقوام و فامیل خود را همسر معرفی کرده است لذا اکنون خوانده وجود رابطه و زوجیت دائم فی مابین را با توجه به اینکه زوج اقرار به وجود صیغه ها و عقد دارد هیچ سندی اعم از عادی و رسمی در خصوص طلاق و بذل مدت و فسخ نکاح دائر بر انحلال زوجیت وجود ندارد (عین عبارت متن) و تنها به خاطر مطالبه مهریه زوج مرا ترک نموده درحالی که (طبق) دلائل و قرائن و شهادت همسایگان رابطه زوجیت تا سال 1385 استمرار داشته استمرار آن مطابق شرع مقدس اسلام دال بر دائم دارد و فتاوای پیوست چنین امری را اثبات می نماید لذا وجود طلاق برای نفی زوجیت لازم بوده که چنین سندی وجود ندارد با بررسی اوراق پرونده ملاحظه می شود که آقای ب.الف. وکیل پایه یک دادگستری با تقدیم وکالتنامه خودش را وکیل خوانده معرفی نموده است دادگاه پس از تعیین وقت دادرسی و دعوت از طرفین به تاریخ 31/5/1389 در وقت مقرر جلسه دادگاه را با حضور طرفین و وکیل خوانده تشکیل و خواهان اظهار داشت خواسته به شرح دادخواست تقدیمی است وکیل خوانده گفت پاسخ اینجانب به شرح لایحه تقدیمی است و به استحضار می رساند 9 صفحه ضمائم لایحه دلیل بر واهی بودن ادعای خواهان می باشد ضمناً اقرار ایشان در محضر عالی به 99 ساله بودن عقدشان اقرار به منقطع بودن عقد است سپس دادگاه دستور تعیین وقت مجدد رسیدگی و دعوت از طرفین را صادر و به تاریخ 21/9/1389 وقت رسیدگی تعیین می گردد جلسه دادگاه در تاریخ مذکور با حضور طرفین و وکیل خوانده تشکیل گردید خواهان گفت خواسته به شرح محتویات پرونده و لایحه تقدیمی می باشد با بررسی و مطالعه لایحه نامبرده ملاحظه می شود که مطالبی به شرح ذیل عنوان نموده است 1- طبق سند ارائه شده و امضاء زوج و زوجه عقد دائم صورت گرفته است با استفتاء از مراجع عالیقدر تقلید به لحاظ قید نشدن مدت و جاری شدن مجدد صیغه عقد، عقد دائم محسوب می شود 2- اما جای سؤال است که چرا وکیل محترم خوانده در تمام لوایح خود تلاش بر این دارند تا با بیان اختلاف زناشویی موضوع را به حاشیه بکشاند 3- استشهادنامه اعضای مجتمع مسکونی که من و همسرم تا اواخر سال 1384 به طور دائم با هم زندگی می کردیم وایشان حتی به جای من به عنوان همسر در جلسات هیئت مدیره شرکت می کردند اما متأسفانه به دلیل اینکه ایشان از بدو زندگی مشترک در منزل بنده مستقر شدند و پس از گذشت چهار سال پیشنهاد کردم به عنوان یک زن دوست دارم در منزلی باشم که متعلق به همسرم باشد اختلافات و تهمتها و مشکلات به وجود آمد تا جائیکه اکنون جهت اثبات زوجیت و رفع بلاتکلیفی دچار مشکل گشته ام وکیل خوانده در پاسخ اظهار داشت همان طوریکه طی لایحه و لوایح سابق اعلام کردم عقد انقطاعی زوجین در تاریخ 9/11/1380 منعقد گردیده و در تاریخ 24/11/1380 (15 روز بعد از عقد) با مراجعه به منشی دفترخانه توضیحات مندرج در ظهر عقدنامه درج گردیده که عاقد محترم هم طی لایحه ای عقد بودن آن را نفی کرده و گفته است که آن را منشی اضافه نموده ضمن اینکه هم به زعم عاقد و هم استدلالات تا زمانی که مدت عقد (9/11/1380 یک سال) منقضی نشده و یا بذل مدت توسط زوج نشده (این ایقاع قائم به نظر زوج است که زوج منکر آنست) بنابراین با بقاء مدت علقه زوجیت منقطع عقد دیگری معنی ندارد و تحصیل حاصل و باطل است بنابراین حتی به فرض محال هم که توضیحات را عقد دائم یا عدم انقضاء عقد سابق و عدم بذل مدت تلقی شود عقد جدید معنی ندارد که این امر در دادگاه تجدیدنظر نیز توسط عاقد اعلام شده مزید بر آن خواهان محترمه طی دادخواست تقدیمی خود به شعبه 283 خانواده تهران مهریه مندرج در توضیحات را به عنوان مهریه عقد انقطاعی درخواست کرده است که این امر مفید اقرار به منقطع بودن عقد آنان بوده و در استفتائیهها نیز سؤال در مورد مهریه عقد انقطاعی بوده و در اقرارنامه مکتوب مورخ 25/9/1385 نیز ضمن اقرار به عقد انقطاعی به مضی زمان آن و فقد هرگونه علقه زوجیت اقرار کرده است لازم به ذکر است احد از مستشاران دادگاه تجدیدنظر نیز توضیحات را تعهد بر عقد و شرط ابتدائی دانسته و مهریه را لازمالوفا ندانسته است سپس دادگاه قرار استماع شهادت شهود را صادر و به دفتر دستور داده با تعیین وقت رسیدگی از طرفین و در اخطاریه وکیل خوانده قید شود که عاقد آقای ع.م. را به عنوان مطلع به دادگاه معرفی نماید به تاریخ 16/12/1389 در وقت مقرر با حضور طرفین و وکیل خوانده جلسه را تشکیل داده با توجه به اینکه عاقد حاضر نشده و بدون حضور ایشان تصمیمگیری مقدور نبوده لذا وقت رسیدگی تجدید و مقرر شده از عاقد دعوت شود و به تاریخ 23/3/1390 در وقت مقرر جلسه تشکیل و به علت اینکه شاهد شناسائی نشده و تصمیمگیری میسر نبوده وقت رسیدگی تجدید شد سپس به تاریخ 8/4/1390 در وقت مقرر جلسه تشکیل طرفین و وکیل خوانده اظهار داشته اند تجدید جلسه برای ما ابلاغ نشده است به همین علت وقت دیگری تعیین گردید به تاریخ 22/4/1390 در وقت مقرر طرفین حضور دارند و وکیل خوانده نیز حاضر است وکیل خوانده گفت جلسه دادگاه بایستی حداقل 5 روز بعد از ابلاغ تشکیل یابد در مانحنفیه اخطاریه اینجانب به تاریخ 20/4/1390 ابلاغ شده است دادگاه ایراد وکیل را پذیرفته و دستور تعیین وقت مجدد صادر کرده است سپس جلسه دادگاه به تاریخ 10/5/1390 در وقت مقرر با حضور اصحاب دعوی تشکیل است خواهان گفت خواسته من به شرح دادخواست تقدیمی است وکیل خوانده مطالب گذشته را تکرار نموده است دادگاه طی شرحی با ضمیمه نمودن مدارک لازم از حضرت آیتالهالعظمی مکارم شیرازی استفتاء کرده مبنی بر اینکه نظر مبارک خود را از عبارت قید شده در ظهر سند مورخ 9/11/1380 که از حضور زوجین در دفترخانه و قید هزار و سیصد و سی و پنج عدد سکه تمام بهار آزادی و هزینه سفر حج تمتع و تجدید عقد فیمابین اصحاب دعوی که مستند خواهان می باشد برای این دادگاه بیان فرمائید پاسخ در ذیل استفتائیه چنین آمده است آنچه در ظهر ورقه مورداشاره آمده با توجه به قرائن روشنی که دارد و واژه عقد نیز به صورت مطلق ذکر شده نشان می دهد که عقد مزبور عقد دائم بوده است (ص 108) دادگاه پس از طی مراحل دادرسی به شرح دادنامه شماره 2146-30/9/1390 مبادرت به صدور رأی می نماید در قسمتی از دادنامه استدلال کرده است به اینکه دادگاه در جهت احراز واقع نسبت به توضیحات وکیل خوانده عاقد را تحت عنوان مطلع دعوت نموده که وکیل خوانده در جلسه مورخ 16/12/1389 با اعلام عدم حضور عاقد در دادگاه و بنا به نقل از موکل خـویش اظهار داشت عاقد در صورت دعوت مستقیم حاضر است در دادگاه حضور یابد که دادگاه بنا به درخواست وکیل خوانده آقای ع. را به آدرس اعلامی دعوت نمود که در جلسه دادگاه حاضر نگردیده و در نهایت دادگاه سند مورخ 9/11/1380 که مورد استناد خواهان قرائت های مختلف طرفین از آن را جهت ملاحظه و استحضار و اظهارنظر به محضر مبارک حضرت آیتاله ناصر مکارم شیرازی ارسال گردیده که معظمله مقرر فرمودند که قرائن روشن و اطلاق عقد دلیل دوام عقد مزبور می باشد (فتوا نقل به مضمون بوده و اصل آن در پرونده مضبوط است) لذا نظر دادگاه نیز بر این امر مقرر است علیهذا دادگاه با استناد به مواد 1062 و 1063 قانون مدنی حکم به اثبات زوجیت دائم فی مابین خواهان و خوانده صادر می نماید دادنامه صادره به تاریخ 27/10/1390 به وکیل خوانده و خود وی ابلاغ و نامبرده (خوانده) با وکالت آقای ب.الف. طی دادخواست و لایحه پیوست آن نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواهی کرده و پرونده به شعبه 45 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع گردیده است شعبه مذکور به تاریخ 21/9/1391 در وقت فوقالعاده جلسه دادگاه را تشکیل پس از بررسی طی تصمیمی استدلال کرده است به اینکه به اخطاریه عاقد موردنظر آقای ع. که سند نکاحیه 687-9/11/1380 توسط ایشان مهر و امضاء شده است به جهت تغییر مکان بلااقدام اعاده شده است و با توجه به لایحه خواهان بدوی ثبت شده به شماره 979-6/8/1391 و مستندات ضمیمه شده به آن مقرر است دفتر پرونده در وقت تعیین شده بماند و خواهان جهت اخذ توضیح در خصوص مستندات ابرازی و علت فاصله زمانی اندک بین عقد نکاح موقت به مدت یک سال (9/11/1380) با افزایش مهریه در ظهر سند در 24/11/1380 و نشانی عاقد مذکور و اعلام نتیجه پرونده مطالبه مهریه اخطار گردد و در برگ اخطاریه فرجه زمانی یک هفته و جهات توضیح تذکر داده شود و از کانون سردفتران نشانی عاقد استعلام گردد و فرزند آقای الف. (سردفتر سابق) جهت اخذ توضیح در خصوص اظهارات خود با توجه به آنچه که خانم ص.ن. در لایحه اعلام کرده و به عنوان مدرک قید نموده اند اخطار گردد و آقای ع. سردفتر ازدواج 355 نیز جهت اخذ توضیح در خصوص مراتب اعلام شده اخطار گردد با بررسی ملاحظه می شود که اخطاریه تعداد از نامبردگان ابلاغ ولی حضورشان در پرونده به نظر نمی رسد و از طرف اصحاب دعوی لوایح واصل پیوست پرونده می باشد شعبه مذکور پس از طی مراحل ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 81 به تاریخ 27/1/1392 ضمن رد اعتراض دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید دادنامه به تاریخ 11/2/1392 به وکیل تجدیدنظرخواه آقای ب.الف. ابلاغ و نامبرده طی دادخواست و لایحه پیوست آن نسبت به دادنامه صادره فرجام خواهی کرده و پرونده پس از تبادل لوایح به دیوانعالیکشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است با بررسی محتویات پرونده ملاحظه می شود که فرجامخوانده خانم ص.ن. طی کلاسه 85/283/1462 به طرفیت فرجام خواه آقای ح.ص. به خواسته مطالبه تعداد 1335 عدد سکه تمام بهار آزادی و هزینه یک سفر حج تمتع و هزینه زیارت عتبات متبرکه با وکالت خانم ز. طرح دعوی کرده و شعبه 283 دادگاه خانواده پس از ارجاع رسیدگی کرده و بعد از طی مراحل ختم رسیدگی اعلام و به شرح دادنامه شماره 1084-3/11/1386 مبادرت به صدور رأی می نماید دادگاه استدلال کرده است که با عنایت به محتویات پرونده و اختلاف نظر شدید طرفین و وکلای آنان در خصوص انگیزه و غرض طرفین از تغییر و تبدیل ناگهانی میزان مهرالمتعه از یک جلد کلاماله مجید به 1335 عدد سکه یک بهار آزادی که مطابق با تاریخ تولد زوجه بوده آنهم پس از چند سال پیاپی صیغه موقت نموده و با مهریه کم و بعد از پانزده روز از وقوع آخرین نکاح موقت و باقی بودن مدت یکساله آن و اینکه خواهان مدعی است قرار دادن سکه ها تحت عنوان مهریه بابت تضمین مطالباتش از خوانده و دوستانش بوده و متعاقباً خوانده مدعی است به علت افشای صیغه موقت آنان جهت نشان دادن صیغهنامه با مهریه بالا به همکاران و آشنایان زوجه و حفظ (شئونات) زوجه بر اثر اصرار زوجه به طور صوری این مقدار سکه را به عنوان مهریه درج نموده بودند و روابط مالی معاملاتی آنان امری جدا بوده است و با توجه به نحوه اظهارات و مستندات ابرازی طرفین و اینکه هر کدام از طرفین غرضی و عذری و انگیزه ای غیر از مهرالمتعه واقعی برای درج سکه ها در ظهر عقدنامه عادی قبلی بیان نموده اند و به خصوص فروش زمین و خانه زوجه به پیشنهاد زوج و متضرر شدن زوجه به خاطر عدم پرداخت به موقع پول های وی و افزایش ناگهانی قیمت املاک و چنانچه حسب ادعای خانم ن. وکیل خواهان عقد دوم را که در تاریخ 24/11/1380 واقع شده را عقد نکاح منقطع جدید با شرایط و مهرالمتعه جدید و الزامآور تلقی نمائیم زمان انقضاء این عقد چه تاریخی می باشد؟ آیا مدت آن یکساله بوده و اگر یکساله بوده از چه زمانی شروع و در چه زمانی خاتمه می یافته است فلذا عدم ذکر مدت در عقد موقت ادعای جدید و عدم ابراء و بذل مدت قبلی به زوجه به وسیله زوج و انکار بذل مدت قبلی از سوی زوج همگی نشانگر مجهول بودن و عدم صحت عقد نکاح موقت ادعای مورخ 24/11/1380 می باشد و از طرفی استفتائات ارائه شده از طرفین مراجع محترم عظام اختلاف و منشاء نزاع زوجین مطرح نشده بوده و سؤال کلی شده در نتیجه پاسخ مراجع محترم هم کلی و معمولی ابراز شده است علیهذا منحیثالمجموع به لحاظ عدم اثبات استحقاق خواهان برای دریافت مهرالمتعه مطالبه شده دادگاه دعوی خواهان را وارد ندانسته و مستنداً به مواد 1076 و 1257 قانون مدنی و مواد 3-197-299 و 331 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به رد دعوی خانم ص.ن. صادر می نماید پس از ابلاغ دادنامه خانم ص.ن. طی دادخواست نسبت به دادنامه صادره تجدیدنظرخواهی کرده و پرونده به شعبه 47 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع گردیده است شعبه مذکور پس از رسیدگی با استدلال به اینکه حسب محتویات پرونده طرفین در نوع ازدواج از جهت عقد و دائم (در