احراز وکالت شفاهی

خلاصهٔ رأی

احراز وکالت شفاهی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا

متن کامل

احراز وکالت شفاهی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: احراز وکالت شفاهی پیام: مکتوب بودن قراردادهای خصوصی از شرایط الزامی صحت آنها نیست. بنابراین در صورتی که از مجموع شرایط حاکم و عرف منطقه، اعطای وکالت شفاهی پدر به فرزند ارشد خود نسبت به فروش چند باب مغازه محرز باشد، مرقوم نشدن این وکالت، منجر به فضولی بودن انتقالات انجام شده توسط پسر نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9409970909100472 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/10/13 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده شماره پرونده : 9209987419200499 شماره دادنامه : 9409970909100472 تاریخ : 1394/10/13 خلاصه جریان پرونده آقایان هدایت الف.ر. و ح. ع. وکلای آقای سید ح. ت. در تاریخ 92/7/16 با تقدیم دادخواست به دادگستری شهرستان کهگیلویه ( دهدشت ) علیه آقایان علی ت. و ج.م. ب. اقامه دعوی و درخواست رسیدگی با خواسته ابطال توافق نامه عادی مورخه 90/1/24 مقوم به پنجاه و یک میلیون ریال با احتساب حق الوکاله وکیل و هزینه های دادرسی با استناد به دلایل و منضمات دادخواست ( تصویر مصدق توافق نامه مورخه 90/1/24 تصویر سند رسمی شماره 223 / 70 و 199 / 70 وکالت نامه وکیل ) و استماع شهادت شهود و گواهی گواهان را کرده که به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی ارجاع گردیده بشرح مندرجات دادخواست وکلای خواهان مدعی گردیده که موکل آنان بموجب سند رسمی شماره 199 / 70 و 223 / 70 مالک یکدستگاه پاساژ بنام پاساژجام جم است که فرزند مشارالیه ( خوانده ردیف اول ) بدون اجازه و اطلاع و موافقت پدر و بدون اینکه وکالتی و یا سمتی از طرف خواهان داشته باشد طی توافق نامه عادی مورخه 90/1/24 اقدام به انتقال تعداد یازده دهنه از مغازه های یاد شده به آقای ج.م. ب. (خوانده ردیف دوم ) نموده با عنایت به اینکه توفق نامه بصورت فضولی تنظیم گردیده درخواست صدور حکم مبنی بر ابطال توافق نامه عادی مورخه- 90/1/24 و پرداخت هزینه ها و خسارت دادرسی و حق الوکاله وکیل را دارد پس از جری تشریفات و تعیین وقت رسیدگی طرفین دعوی به دادرسی دعوت گردیده در جلسه رسیدگی وکلای خواهان با تکرار ادعای خود به استماع شهادت شهود و مسجلین ذیل توافق نامه استناد و گواهان خود را به دادگاه تعرفه کرده اند دادگاه نیز اخذ توضیحات از مطلعین و گواهان را ممکن التأثیر در کشف واقع دانسته و قرار استماع شهادت شهود را صادر نموده که در وقت مقرر تنها وکلای خواهان حضور یافته و دیگر اصحاب دعوی و گواهان دعوت شده حاضر نگردیده که وقت دادرسی با همان تصمیم قبلی تجدید گردیده است آقای عسگر الف. وکیل دادگستری با تقدیم لایحه که بشماره 92097 مورخه 92/9/10 ثبت دفتر دادگاه بدوی گردیده خود را وکیل خوانده ردیف اول معرفی کرده و آقای س. خ.ن. با تقدیم لایحه و انضمام وکالت نامه شماره 0759942 که تحت شماره 9201198 مورخه 92/9/20 ثبت دفتر دادگاه گردیده خود را وکیل خوانده ردیف دوم ( ج.م. ب. ) تعرفه و جلسه رسیدگی با حضور وکلای اصحاب دعوی تشکیل گردیده وکیل خواهان دعوی خود را بشرح مندرجات دادخواست اعلام داشته و وکیل خوانده ردیف دوم در مقام دفاع بیان داشته خواهان از قبل اطلاع کامل از انجام توافق نامه داشته و با اصرار نامبرده و خوانده ردیف اول توافق انجام گرفته و حتی بعد از آن خوانده ردیف اول معاملاتی انجام داده که خواهان ذیل این معاملات را امضاء نموده قرار داد مورخه 90/3/30 به شماره های 7395 و 7396 و معامله مورخه 90/8/5 بشماره 9620 مبّین آنست ضمناً خوانده ردیف دوم به استناد وکالت نامه شماره14259 مورخه 87/5/16 و مبایعه نامه مورخه 87/10/21 شش دانگ دوازده باب مغازه در طبقه همکف را به خود انتقال داده و قبل از این انتقال خواهان سه باب از این معازه ها را به آقایان گنجی ، اشکو ، فضیلت فروخته بود 0 خواهان که راجع به دوازده باب مغازه شکایت کرده بود با پادرمیانی بزرگان و فامیل قرار شد طی توافق نامه ای یک باب از دوازده باب مغازه به آقای ت. پس دهد و مقداری پول به ایشان پرداخت نماید دادگاه از گواهان حاضر در برگ مخصوص گواه کسب اطلاع نمود و آقای خدابخش نحوی بعنوان گواه بیان داشته «0000 در زمان وقوع قرار داد عادی مورخه 90/1/24 آقای ح. ت. در زندان بوده و قرار شده که تعداد یازده باب مغازه و یک دکه به آقای ب. بدهند تا وی مبلغی به آقای علی ت. بدهد تا مشکل مالی پدرش را حل نماید بعد از انعقاد قرار داد حدود چندین روز بعد دختر من که همسر آقای ح. ت. است اظهار داشت که شوهرم از این معامله نا ر. یتی دارد و آنرا قبول ندارد و در زمان انعقاد قرار داد ادعایی آقای علی ت. اظهار داشت که من وکیل پدرم هستم و میخواهم از قبل پدرم یا آقای ج.م. ب. معامله انجام دهم من از قبل با آقای ح. ت. تماس نداشته ام 00000 »;آقای ح. گرگانی فرزند سهراب اظهار داشته «اینجانب در جریان وکالت نامه قبلی حاج ت. و ب. بودم که دوازده باب مغازه از پاساژ جام جم را به ایشان واگذار کرده و چون آقای ت. در زندان بودند 000 قرار شد جلسه ای تشکیل شود و ما هم رفتیم که با حضور افراد ریش سفید و معتمد در جلسه آقای ب. یک باب مغازه از دوازده مغازه خود را به خاطر افراد حاضر در جلسه بخشیدند و صلح نامه ای تنظیم گردید 0000 »; رمضان استوی با شغل ریاست اداره ثبت بیان داشته «000 حسب درخواست آقایان ح. ت. و ج.م. ب. درمورخه 90/1/24 یک برگ توافق نامه تنظیم نمودم و از آن تاریخ مغازه های مذکور در تصرف آقای ب. می باشد 0000 و قرار بر این بوده که النهایه پس از تنظیم وکالت نامه جدید نسبت به یازده مغازه وکالت قبلی فسخ گردد ما چندین جلسه با آقای حاج ح. ت. داشتیم و حتی نسبت به جزئیات مانند دکه های داخل راهرو و نحوه پرداخت بدهکاری ها و وام بانک صادرات توافق داشتند حتی طلبکارهایش را جهت وصول طلبشان به آقای ب. حواله میکردند 000این توافق نامه ماحصل چندین جلسه بوده که نامبرده از تمام جزئیات آن خبر داشتند 0000 خود آقای ح. ت. اصرار به توافق جدید داشتندکه نهایت یک مغازه به نفع حاج ح. کسر گردید و تعداد یک میلیارد و هشتصد میلیون ریال از بدهکاری آقای حاج ح. ت. را آقای ب. تقبل نمود 0000 »; جمشید رویین فرزند فیض اله وکیل دادگستری اظهار داشته«آقای ج.م. ب. بواسطه اینکه مبلغ پول به آقای حاج ح. ت. داده بود وکالت بلا عزل بصورت مطلق بنحوی که آقای ب. بعنوان وکیل مختار به فروش ملک (پاساژ جام جم ) به هر کس و هر قیمتی باشد 0 آقای سید ح. ت. پاساژ مذکور را به فرزندش ( علی ت. ) صلح نموده بود اینجانب به وکالت از سید ح. ت. دادخواست ابطال وکالت نامه بواسطه انتفای موضوع وکالت نامه اعطایی به آقای ب. و انجام مورد وکالت نامه تقدیم که نهایتاً با حضور طرفین تصمیم به مصالحه و سازش گرفته شد 000 در منزل آقای ب. قرار داد مستند دعوی تنظیم گردید و آقای سید ح. ت. ظاهراً در بازداشت بودند 000 اینجانب هیچگونه نقشی نداشته هر چند بعد از مدتی از وقوع معامله آقای ت. نسبت به آن معترض بوده و بنده هم گفتم که معامله را خودت انجام داده و بنده بعنوان شاهد قضیه بودم آقای یزداله ت. فرزند عبداله بیان میدارد که « جهت معامله تعدادی از مغازه های پاساژ حاج ح. ت. به منزل آقای ب. مراجعه کردیم معامله به این صورت انجام گرفت که تعداد یازده مغازه به آقای ب. فروخته شد هر مغازه پنجاه میلیون تومان معامله انجام گرفت در این معامله علی ت. بعنوان فرزند حاج ح. ت. حضور داشت و سید ح. در زندان بود فردای آن روز با من تماس گرفت که این معامله ای را که انجام دادید من قبول ندارم 0000 در جلسه قبل قرار بود کل پاساژ به آقای ب. بفروش برسد که معامله انجام شد ولی آقای ب. فسخ کرد 000»; دادگاه با استماع گواهی گواهان کفایت در دادرسی را اعلام و بشرح دادنامه شماره 920719 مورخه 92/9/24 و با این استدلال که ...1- اظهارات همگی مسجلین من جمله آقای رمضان استوی صراحتاً اطلاع خواهان دعوی از جلسه مورخه 90/1/24 فی مابین خواندگان دعوی و سایر مسجلین را تأیید نموده اند 2- هر چند که خواهان دعوی کتباً به خوانده ردیف اول در خصوص انتقال تعداد یازده باب وکالت نامه اعطاء نکرده لیکن در قوانین مدونه کشور و قواعد بین المللی کتابت قراردادهای خصوصی فی مابین طرفین از شرایط الزامی و صحت آن قید نگردیده ( مفهوم مخالف ماده190 قانون مدنی ) فلذا عدم مرقوم گردیدن وکالت خواهان به خوانده ردیف اول مبین عدم انعقاد عقد وکالت فی ما بین ایشان نمی باشد چونکه حضور آقایان علی ت. فرزند ارشد خواهان و مهدی ت. فرزند خواهان یزداله ت. برادرزاده خواهان و خدا بخش نحوی پدر خانم خواهان دعوی در حین انعقاد قرار داد مورخه 90/1/24 مبنی اطلاع خواهان و رضایت ضمنی وی از تشکیل جلسه برای انعقاد قرار داد موصوف است 3- انقضای قریب به دو سال و هشت ماه از جلسه مورخه 90/1/24 و اقامه دعوی ابطال با در نظر گرفتن شرایط مالی خواهان و وضعیت خانوادگی ایشان جهت مشاوره حقوقی با وکلای دادگستری خود قرینه ای برای پذیرش وکالت وی به خوانده ردیف اول در خصوص یازده باب مغازه انتقالی میباشد 4- اظهارات آقایان خدا بخش نحوی و یزداله ت. مبنی بر تماس تلفنی خواهان و عدم ر. یت وی بعد از جلسه مورخه 90/1/24 نیز خود مبین اطلاع خواهان از جلسه موصوف بوده لیکن وی از شرایط و چگونگی و کیفیت انتقال ر. یت کافی را نداشته که این امر مبین وجود حق فسخ وی در صورت شرایط قانونی و قرار دادی بوده که از مقوله ابطال معامله و قرار داد موصوف خروج موضوعی دارد علی ایحال دادگاه ضمن احراز وجود تفویض اختیار خواهان به خوانده ردیف اول در خصوص قرار داد مورخه 90/1/24 و وجود یک نوع وکالت شفاهی به ایشان با در نظر گرفتن عرف منطقه و شرایط ارشد بودن خوانده ردیف اول به عنوان فرزند ذکور خواهان ضمن انطباق موضوع به مفهوم مخالف ماده 1257 قانون مدنی ناظر به مواد 196 و 198 قانون مدنی حکم به بطلان دعوی مطروحه را صادر کرده است این رأی در تاریخ 92/10/3 به آقای ه.الف. الف.ر. و مورخه 92/10/11 به آقای ح. ع. وکلای خواهان ابلاغ گردیده که نامبردگان در تاریخ 92/11/12 دادخواست فرجام خواهی به دفتر دادگاه بدوی تسلیم کرده اند بشرح دادخواست و لایحه فرجامی توضیح داده که موکل بموجب اسناد رسمی شماره 199 / 70 و 223 / 70 مالک تعداد دوازده مغازه در پاساژ جام جم دهدشت است که در تاریخ 89/10/22 بموجب صلح نامه تمامی مغازه ها را به فرزندش ( علی ت. ) واگذار کرده آقای علی ت. سه ماه بعد از واگذاری پاساژ طی قرار داد ( توافق نامه) یازده باب از مغازه ها موضوع صلحنامه را به آقای ج.م. ب. واگذار نموده که بموجب دادنامه شماره 890419 دادگستری شهرستان کهکیلویه و با استدلال مرقوم در رأی صوری بودن صلح نامه را گواهی کرده که این رأی در شعبه اول دادگاه تجدیدنظر استان کهکیلویه و بویر احمد تأیید و قطعیت یافته است و موکل با توجه به صدور آراء مذکور تقاضای ابطال قرار داد مورخه 90/1/24 فی ما بین علی ت. و ج.م. ب. را دارد احد از گواهان نیز گواهی نموده ( در این معامله علی ت. بعنوان فرزند حاج ح. ت. حضور داشت و سید ح. در زندان بود و فردای آن روز با من تماس گرفت که این معامله ای را که انجام دادید قبول ندارم و به آقای فرخان قاضی پرونده مراجعه کنید و بفرمائید معامله را قبول ندارم ) بنا به مراتب عقد به قصد انشاء واقع می شود و اگر شخصی به نیابت قرار دادی را منعقد میکند باید صراحتاً بعنوان ولایت یا وصایت یا وکالت آورده شود و صرف اطلاع مالک کافی نیست و بر فرض صحت این ادعا اطلاع و ر. یت محل تردید است0 حال با توجه به اینکه مبناء مالکیت آقای علی ت. صلحنامه بوده و بموجب احکام صادره صوری تشخیص گردیده و از سوئی هیچ دلیلی بر اینکه آقای ت. وکالت و یا نیابت در فروش از موکل داشته ارائه نگردیده درخواست پذیرش فرجام خواهی و نقض آنرا را استدعا دارد 0 با جری تشریفات اخطاریه مربوط به تبادل لوایح ارسال گردیده که اخطاریه مربوط به فرجام خوانده ردیف اول به پدرش که فرجام خواه بوده ابلاغ میشود و اخطاریه فرجام خوانده ردیف دوم نیز در تاریخ 92/12/29 ابلاغ قانونی شده است که مشارالیه در تاریخ 93/2/18 لایحه دفاعیه تقدیم کرده و مرقوم داشته « بموجب وکالت نامه شماره 259 / 14 مورخه87/5/16 دفترخانه شماره هشت شش دانگ پلاک 99 فرعی از 70 اصلی بخش شش دهدشت را در تاریخ 87/10/21 به خودم واگذار کردم 0 فرجامخواه مدعی است که در تاریخ 89/10/22 بموجب صلحنامه تمامی مغازه پاساژ که دوازده مغازه مختلف فیه نیز جزو آن بوده را به فرزندش واگذار کرده و این در حالی است که از حیث تقدم و تأخر زمانی در آن مقطع ایشان مالکیتی نداشته اند مالکیت اینجانب بر اساس صلحنامه 89/10/22 نبوده بلکه باستناد قولنامه مورخه 87/10/21 وکالتنامه مورخه 87/5/16 بوده است با توجه به شرایط فرجام خواه و عرف حاکم بر مناطق عشایری توافق نامه 90/10/24 تنظیم گردید به شهادت شهود شخص فرجام خواه با تماس تلفنی از زندان به فرزندش و آقای جمشید روئین اجازه داد تا توافق نامه را امضاء نمایند که در این توافق نامه بنده یک باب مغازه را برای حل و فصل موضوع به فرجام خواه هبه کردم 0 شخص آقای ح. ت. از مفاد توافق نامه مطلع بوده و اینکه گفته شده فردای آنروز به قاضی بگوئید من راضی نیستم دلالت بر اطلاع قبلی ایشان دارد و از سوئی بعد از توافق نامه چندین باب مغازه را فرزند فرجام خواه واگذار کرده و یا اینجانب اقدام به خرید چهار باب مغازه از پاساژ مذکور کردم که به امضاء شخص فرجامخواه رسیده که تمامی این خرید و فروش توسط آقای علی ت. انجام گرفته که خود دلیلی بر نمایندگی