احراز نشوز زوجه پس از صدور حکم الزام به تمکین

خلاصهٔ رأی

هم چنین ، برابر دادنامه شماره 567- 93 مورخ 1393/3/28 همان دادگاه ، دعوی زوج خوانده علیه همسرش به خواسته صدور اجازه ازدواج مجدد بنا به جهات مندرج در رای محکوم به بطلان

متن کامل

احراز نشوز زوجه پس از صدور حکم الزام به تمکین Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: احراز نشوز زوجه پس از صدور حکم الزام به تمکین پیام: صرف صدور حکم قطعی بر الزام زوجه به تمکین که آثار آن ناظر به آینده است، به تنهایی دلیل بر نشوز محسوب نمی شود، بلکه باید اقدامات زوج در جهت اجرای حکم مزبور و تهیه مقدمات تمکین بررسی شود و آخرین واکنش زوجه در قبال حکم دادگاه و درخواست زوج مبنی بر تمکین (در فرض مهیا بودن مقدمات قانونی) روشن گردد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309987310200174 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/01/29 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو ، حکایت از آن دارد که : در تاریخ 1393/2/2 ، خانم س. ر. ، دادخواستی به طرفیت همسرش آقای م. ز. به خواسته طلاق به لحاظ عسر وحرج خواهان و ترک زندگی مشترک توسط زوج به دادگستری شهرستان فسا تقدیم داشته که رسیدگی به موضوع به شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی آن شهر ارجاع گردیده و پرونده امر با ثبت به کلاسه بایگانی شماره 930174 در مدار رسیدگی قرار گرفته است . خواهان به شرح دادخواست تقدیمی توضیح داده که به موجب سند رسمی نکاحیه شماره ... مورخ 1389/7/9 تنظیمی در دفتر رسمی ازدواج شماره ... حوزه ثبتی فسا با صداقیه 124 عدد سکه طلای تمام بهار آزادی به عقد ازدواج دائمی و رسمی خوانده در آمده ام . متاسفانه ، بیش از دو سال است که به دلیل اختلافات شدید که هر گز حل نگردید به صورت متارکه زندگی می کنیم به گونه ای که مرا بلاتکلیف بدون پرداخت هر گونه خرجی و نفقه رها کرده و نه حاضر به زندگی کردن و نه جدایی می باشد که ادامه این وضعیت باعث عسر و حرج این جانبه است لذا با عنایت به مراتب فوق مستنداً به قوانین مربوطه و قاعده فقهی موجود تقاضای الزام زوج به مطلقه نمودن این جانبه جهت صیغه طلاق دارم. در نخستین جلسه رسیدگی دادگاه که به تاریخ 1394/4/9 برگزار گردیده ، خواهان حضور یافته و خوانده با وصف ابلاغ حاضر نشده است . آقای ح. ه. ، وکیل پایه یک دادگستری ، در دادگاه حضور یافته و با ارائه وکالت نامه ، خود را به وکالت از طرف زوج خوانده معرفی نموده است . زوجه خواهان در این جلسه اظهار داشته که این جانب در بلا تکلیفی به سر می برم شوهرم به هر بهانه ای مرا از منزل بیرون می کند . در حال حاضر هم دادخواست صدور اجازه ازدواج مجدد داده است با این وصف دچار عسر و حرج هستم . تقاضای رسیدگی دارم. وکیل زوج خوانده نیز در دفاع از موکل خویش اظهار داشته که خواهان در حال حاضر ناشزه بوده و علیرغم مراجعات مکرر موکل به ایشان و علیرغم پا در میانی افراد ریش سفید ، خواهان حاضر به ادامه زندگی مشترک نگردیده و حتی دادنامه شماره 469- 92 شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس مبنی بر الزام خواهان حاضر به تمکین از موکل افاقه ننموده و کماکان خواهان حاضر به ادامه زندگی با موکل نمی باشد از سویی ، کلیه حقوق مالی وی اعم از مهریه و ... توسط موکل موجبات پرداخت آن مهیاگردیده و به موجب دادنامه شماره 1444 - 92 همین شعبه محترم مهریه خواهان به نحو تقسیط توسط موکل در حال پرداخت ماهیانه می باشد لذا ادعای خواهان مبنی بر عدم پرداخت حقوق مالی ایشان توسط موکل فاقد وجاهت بوده و قابلیت استناد ندارد . از سویی، موکل حاضر به ادامه زندگی مشترک بوده و هست و تلاش های ایشان به جهت صلح و سازش با خواهان افاقه ننموده و این خود خواهان می باشد که بدون هیچ گونه دلیل و علتی ترک زندگی مشترک نموده فلذا ادعای وی مبنی بر ایجاد عسر و حرج ، باطل و بی اساس می باشد . موکل کلیه امکانات لازم جهت ادامه زندگی مشترک را فراهم و حقوق مالی زوجه خود را در موعد مقرر پرداخت نموده و حاضر به طلاق نمی باشد که این حق مسلم هر زوجی می باشد تقاضای صدور حکم بر رد ادعای خواهان را دارد. دادگاه در این مرحله ، دستور تجدیدجلسه دادرسی را به منظور انجام مواجهه حضوری میان زوجین صادر کرده است . جلسه بعدی رسیدگی به تاریخ 1393/6/24 تشکیل شده است . در این جلسه ، فقط زوجه خواهان حضور یافته و زوج خوانده و وکیل وی با وصف ابلاغ در دادگاه حاضر نشده و لایحه ای نیز نفرستاده اند . دادگاه در این مرحله قرار ارجاع امر به داوری صادر نموده است هر یک از طرفین داور منتخب خود را به دادگاه معرفی نموده اند . پس از تعیین داوران و انجام تشریفات قانونی ، نظریه داوران که حکایت از عدم توفیق آنان در بر قراری صلح و سازش میان زوجین دارد واصل گردیده است . تصاویر9 فقره دادنامه صادره از شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی شهرستان فسا در خصوص برخی از دعاوی زوجین علیه یکدیگر با موضوعات مطالبه مهریه ، الزام به تمکین ، صدور اجازه ازدواج مجدد ، مطالبه نفقه و تعدیل و کاهش اقساط مهریه ، توسط زوجه خواهان به دادگاه ارائه گردیده است .به موجب دادنامه شماره 201- 92 مورخ 1392/2/16 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی فسا، زوج خوانده به پرداخت نفقات معوقه زوجه خواهان از تاریخ 1389/8/9 الی پایان دی ماه 1391 جمعاً به مبلغ 3/888/320 تومان و از تاریخ اول بهمن ماه 1391 به بعد، ماهیانه مبلغ 145000 تومان - با قید در سال های آتی ، هر سال مبلغ یکصد هزارریال اضافه می گردد و هم چنین به پرداخت خسارات هزینه دادرسی و حق الوکاله وکیل در حق خواهان محکومیت یافته است . برابر دادنامه شماره 1654- 90و 1176- 91 مورخ 1390/7/30 و 1391/6/7 همان دادگاه ، زوج خوانده به پرداخت مهریه همسرش به شرح مندرج در سند نکاحیه محکوم شده است . به موجب دادنامه شماره 244- 91 مورخ 1391/11/4 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی فسا، حکم بر بطلان دعوی زوج به خواسته الزام زوجه اش به تمکین از وی به لحاظ عدم احراز عدم تمکین زوجه صادر شده است . هم چنین ، برابر دادنامه شماره 567- 93 مورخ 1393/3/28 همان دادگاه ، دعوی زوج خوانده علیه همسرش به خواسته صدور اجازه ازدواج مجدد بنا به جهات مندرج در رای محکوم به بطلان اعلام گردیده است.در جلسه مقرر دادرسی مورخ 1393/12/25 که با هدف انجام مواجهه حضوری میان زوجین برگزار گردیده ، طرفین در دادگاه حضور یافته اند. زوجه خواهان در این جلسه اظهار داشته از ایشان سئوال شود سه سال است آیا حال مرا پرسیده است آیا من همسر پدرش می باشم. همیشه پدرش می آید و خودش به من نگاه نمی کند . ایشان شب ادراری دارد من باید با ایشان چه کار کنم حتی یک تلفن نزده است . پول تو جیبی از پدرش می گیرد . در خیابان مرا می بیند خودش را مخفی می نماید. زوج خوانده هم در این جلسه اظهار داشته ایشان دروغ می گوید من شب ادراری ندارم . تقاضای معرفی به پزشکی قانونی دارم . زوجه خواهان مجدداً اظهار داشته من هزار من آرایش کردم اصلاً به من نگاه نمی کرد شما همیشه خون دماغ می شوید به من توجه نمی کنید و پشت به من می کنید. دادگاه مرجوع الیه در این مرحله ، قرار تحقیق محلی صادر نموده و طی شرحی از کلانتری مربوط خواسته است تا با مراجعه به محل سکونت زوج خوانده درخصوص وضعیت اخلاقی زوج و علت اختلاف زوجین تحقیق و نتیجه را به دادگاه اعلام نماید همچنین زوج خوانده را به موجب نامه دیگری به پزشکی قانونی معرفی نمود تا مرجع مزبور در مورد بیماری شب ادراری مشارٌالیه اظهارنظرنماید مرجع انتظامی نتیجه تحقیقات خودرا در تاریخ 1394/1/18 به دادگاه اعلام داشته است داشته است. در گزارش ضمیمه نامه مرجع انتظامی آمده است که نامبردگان(زوجین) پسر خاله و دختر خاله می باشند و به مدت تقریباً سه سال می باشد باهم زندگی می کرده اند به علت این که آقای م. ز. ، بی کار و اهل کارکردن نبوده و در منزل پدرش به صورت مشترک زندگی می کرده اند و خانمش درخواست زندگی مستقل و جداگانه داشته ترجیحاً در شهر ، مسافرخانه اجاره و زندگی نمایند که آقای م. ز. توانایی منزل جداگانه گرفتن را نداشته ، اختلاف دارند و از نظر وضعیت اخلاقی مشکلی نداشته است و سالم بوده و اعتیاد هم نداشته است . دادگاه معرفی نامه زوج خوانده را در تاریخ 94/2/8 به شخص زوج تحویل داده است ، اما پاسخی از پزشکی قانونی در پرونده مشهود نیست . زوجه خواهان طی لایحه مورخ 94/3/4 از دادگاه خواسته است برای خروج از بلا تکلیفی و چون زوج خوانده نتیجه مراجعه به پزشکی قانونی را به دادگاه ارائه ننموده او را به دادگاه دعوت نموده و از او نتیجه را بخواهد . دادگاه به وکیل زوج خوانده اخطار نموده که جهت اخذ توضیح در دادگاه حاضر شود. اما ظاهراً وکیل مزبور نیز در دادگاه حاضر نشده و لایحه ای هم از وی در پرونده در خصوص موضوع (معرفی موکل اش به پزشکی قانونی) مشهود نیست .سر انجام دادگاه در تاریخ 94/3/16 دروقت فوق العاده ، ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 304- 94 مورخ 1394/3/18 با توجه به محتویات پرونده واقدامات قضایی از سوی دادگاه و با عنایت به نظریه داوران منتخب زوجین و نتیجه تحقیقات انجام شده توسط مرجع انتظامی و پرونده های متعددی که از سوی زوجین علیه یکدیگر در دادگاه های تشکیل شده و با توجه به آرای محکومیت زوج به پرداخت مهریه و نفقات زوجه و نیز بطلان دعاوی زوج به خواسته الزام زوجه به تمکین و صدور اجازه ازدواج مجدد و چون پرونده ها و آرای مزبور حکایت از شدت اختلاف زوجین با یکدیگر داشته و ادامه زندگی مشترک زوجین را صرفاً اتلاف عمر و زندگی آنان را به دنبال خواهد داشت عسر و حرج زوجه خواهان را ثابت تشخیص داده و با استناد به مواد 1129 و 1130 قانون مدنی و تبصره ماده 1133 و مواد 1134 الی1141 و 1143 و 1145 همان قانون و قاعده فقهی الحاکم ولی الممتنع ، حکم به الزام خوانده به طلاق خواهان صادر نموده است ودر ادامه رای خویش نیز در خصوص حقوق مالی زوجه آورده است که در خصوص مهریه و نفقه خواهان در دادنامه های جداگانه اتخاذ تصمیم شده ، در خصوص نفقه ایام عده خواهان مبلغ هفت میلیون و پانصد هزار ریال برای سه ماه مناسب به نظر می رسد .زوجه درحصوص اجرت المثل ایام زناشویی نیز ادعایی ندارد زوجه، مدخوله بوده ونوع طلاق بائن قضایی است دادگاه مدت اعتبار حکم رانیز سه ماه پس از قطعیت اعلام و اضافه نموده در صورت عدم ارائه آن به دفتر طلاق ، حکم صادره کان لم یکن تلقی می گردد . دادنامه فوق الذکر به طرفین ابلاغ گردیده و زوج خوانده توسط وکیل خود - آقای ح. ه. - ظرف مهلت مقرر قانونی و با تقدیم دادخواست و لایحه ای به دفتر دادگاه نخستین ، نسبت به دادنامه مزبوراعتراض و تقاضای تجدیدنظر کرده است .وکیل زوج تجدیدنظر خواه ضمن ارائه مستنداتی از جمله ، تصویردادنامه قطعی شماره 69- 92 مورخ 1392/4/24 شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس که طی آن دادنامه بدوی شماره 244- 91 مورخ 91/11/4 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی فسا مشعر بر بطلان دعوی زوج به خواسته الزام زوجه به تمکین نقض و حکم بر محکومیت زوجه به تمکین از همسرش صادر شده و نیز تصاویر دو برگ استشهادیه محلی و دو برگ اجاره نامه عادی ، در لایحه اعتراضیه خود مفاداً و به خلاصه آورده است که زوجه تجدیدنظر خوانده به هیچ وجه در عسر و حرج نبوده است . مشارالیها خود راساً زندگی مشترک را ترک نموده و حتی دعوی استرداد جهیزیه اش را اقامه نموده و نهایتاً جهیزیه اش را نیز مسترد نموده است . نفقه معوقه زوجه توسط موکل پرداخت گردیده و در مورد نفقات جاری و آتیه هم چون حکم به محکومیت زوجه به تمکین از زوج صادر گردیده و اوتمکین ننموده لذا با توجه به نشوز وی ، استحقاقی برای دریافت نفقه جاری و آتی ندارد . موکل کلیه امکانات زندگی را در حد توان خود مهیا نموده ولی متاسفانه زوجه بنای ناسازگاری داشته و دارد و مراجعات مکرر موکل به تجدید نظر خوانده و نیز وساطت ریش سفیدان محل، تاثیری در بازگشت زوجه به زندگی مشترک نداشته است . موکل در مغازه پتوفروشی کار می کرده و در آمد مشخصی داشته ولی با شروع ناسازگاری زوجه و غیبت های چندین باره زوج از محل کار خود اخراج گردیده است . در مورد ادعای ابتلای زوج به بیماری صعب العلاج نیز این ادعا ارتباطی با پرونده حاضر نداشته و اثبات نگردیده است . زوجه تجدیدنظر خوانده با تقدیم لایحه ای به موارد اعتراض و تجدیدنظر خواهی زوج تجدیدنظر خواه پاسخ داده است. مندرجات لایحه جوابیه زوجه متضمن تکذیب برخی از ادعاهای وکیل زوج تجدیدنظر خواه بوده و در پایان لایحه نیز زوجه ضمن تکرار ادعای بیماری زوج آورده است تجدیدنظرخواه بیماری شدید و مداوم شب اداری دارد که علیرغم ارجاع امر به پزشکی قانونی حاضر به پزشکی قانونی نگردیده و این امر در روابط زناشوئی آنان موثر واقع گردیده و از موارد عسر و حرج وی در تداوم زوجیت بوده است . پس از ثبت دادخواست تجدیدنظرخواهی و انجام تشریفات قانونی ، پرونده در تاریخ 94/6/17 به دفتر کل دادگاه های تجدید نظر استان فارس ارسال و بعد از وصول به دفتر مذکور ، رسیدگی به موضوع در تاریخ 94/7/15 به شعبه28 دادگاه تجدیدنظر آن استان ارجاع گردیده است . دادگاه تجدیدنظر مرجوع الیه ، در تاریخ 94/7/21 در وقت فوق العاده محتویات پرونده را مورد ملاحظه قرار داده و چون اقدام قضایی دیگری را ضروری تشخیص نداده ،ختم رسیدگی را اعلام و به شرح دادنامه شماره 355- 94 مورخ 1394/7/21 با این استدلال که زوجه تجدیدنظر خوانده به موجب دادنامه قطعی شماره 469- 92 مورخ 94/4/24 شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان فارس ملزم به تمکین از همسرش گردیده و در واقع ، ناشزه اعلام شده و بنا بر مندرجات این پرونده، پس از آن طرفین زندگی مشترک نداشته اند بنابراین تجدیدنظرخوانده مستحق دریافت نفقه نبوده تا مجاز به طرح دعوی طلاق از این حیث باشد و با توجه به دادنامه مرب