احراز عسروحرج زوجه به دلیل کراهت
خلاصهٔ رأی
پیام: کراهت امر درونی است و اسباب لازم در باب اثبات آن شخصی است؛ بنابراین هرچند کراهت زوجه به تنهایی عنوان عسر و حرج ندارد ولی اگر دادگاه پس از رسیدگی های لازم احراز کند که نفرت به حدی است که ادامه زوجیت را برای زوجه غیرممکن می سازد، صدور حکم طلاق بلامانع است.
متن کامل
احراز عسروحرج زوجه به دلیل کراهت Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: احراز عسروحرج زوجه به دلیل کراهت پیام: کراهت امر درونی است و اسباب لازم در باب اثبات آن شخصی است؛ بنابراین هرچند کراهت زوجه به تنهایی عنوان عسر و حرج ندارد ولی اگر دادگاه پس از رسیدگی های لازم احراز کند که نفرت به حدی است که ادامه زوجیت را برای زوجه غیرممکن می سازد، صدور حکم طلاق بلامانع است. عنوان: فسخ و تدلیس در نکاح پیام: در صورت احراز عسر و حرج زوجه در زمان اعمال حق حبس، موجبات الزام زوج به مطلقه نمودن زوجه فراهم است. مستندات: ماده 1085 و تبصره به ماده 1130 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9009980216401535 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/02/02 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه بدوی دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه تجدیدنظر استان دادگاه تجدیدنظر استان مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی دادگاه بدوی در خصوص دعوی خانم ر. ق. الف. با وکالت خانم س. ش.ح.ف. به طرفیت آقای ب. ر.ز. با وکالت آقای م.ج. ع. به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به لحاظ عسر و حرج، دادگاه با توجه به محتویات پرونده ضمن احراز رابطه زوجیت زوجین به دلالت سند نکاحیه پیوستی و استماع اظهارات طرفین دعوی، توضیحاً اینکه خواهان اظهار داشته در سال 86 به عقد دائم خوانده درآمده و یک هفته بعد از عقد مشکلات فیمابین شروع و حدود 5 سال است که بلاتکلیف رها گردیده و از این حیث در عسر و حرج میباشد. همچنین اظهار داشته که زوج بیکار و فاقد درآمد جهت شروع زندگی و به همین لحاظ کراهت بیش از اندازه موجب گردیده به هیچ وجه قادر به ادامه زندگی مشترک نبوده و سوء رفتار بیش از حد زوج در طول 5 سال به صورت فحاشی، توهین و تهدید به وی و خانواده وی ادامه زندگی مشترک را غیرممکن نموده و عدم انجام تعهد از سوی زوج و نرفتن به خدمت سربازی، همچنین عدم پرداخت نفقه از سوی زوج از بهمن ماه سال 89 تاکنون موجبات طلاق را فراهم نموده. دادگاه بدواً در جهت اصلاح فیمابین و رفع شقاق، قرار ارجاع امر به داوری صادر. با عنایت به نظریه داوران زوجین و توجهاً به نظریه واحد مشاوره مجتمع که اعلام داشته: (زوجه اصرار به طلاق و جدایی دارد و زوج تمایلی برای طلاق ندارد به نظر میرسد به دلیل عدم مهارتهای ارتباطی و فشارهای ناشی از ادامه این بلاتکلیفی ادامه زندگی به صلاح نباشد...) همچنین دادگاه در جهت احراز صحت ادعای خواهان در مورد مفارقت جسمانی 5 ساله و نیز بیکاری خوانده و سوء رفتار وی مبادرت به تحقیق محلی نموده که گزارش واحد مددکاری حکایت از این داشته: (زوجین حدود 5 سال پیش به عقد یکدیگر درآمده لکن آنان سابقه زندگی زیر یک سقف را نداشته و از زمان وقوع عقد نکاح تاکنون مفارقت جسمانی وجود داشته و زوجه در تمامی این مدت در منزل پدری بوده و اقدامی در جهت آغاز زندگی مشترک به عمل نیامده. زوجین از نظر اخلاقی و فرهنگی تفاوتهای زیادی داشته و هیچگونه تفاهمی وجود ندارد و همین امر باعث برخوردها و مشاجرات فیمابین گشته است و همچنین اعلام گردیده که از زوجه و خانواده وی شنیدهاند که خوانده بیکار میباشد.) علیهذا دادگاه با عنایت به اظهارنظر روانشناسی واحد مشاوره این مجتمع که ادامه زندگی مشترک را به صلاح زوجین ندانسته و تأیید مفارقت جسمانی طولانی فیمابین زوجین طبق گزارش واحد مددکاری و دوشیزه بودن زوجه حسب گواهی پزشکی قانونی و این بلاتکلیفی که ادامه آن موجب توالی فاسد و عسر و حرج زوجه جهت ادامه زندگی مشترک بوده و چنانچه امکان ادامه زندگی مشترک وجود داشت در طول این 5 سال اقدامی صورت میپذیرفت و یا زوجین در زیر یک سقف مبادرت به تشکیل زندگی خانوادگی میدادند. همچنین دادگاه مبادرت به صدور قرار استماع گواهی گواهان نموده که فحوای شهادت شهود تعرفه شده نیز حکایت از عدم انجام خدمت سربازی از سوی خوانده و بیکاری وی و نیز سوء رفتار با فحاشی و هتک حرمت زوجه و خانواده وی و درگیریهای متعدد و مفارقت جسمانی طولانی و بلاتکلیفی زوجه را داشته همچنین ملاحظه لایحه شماره 936- 1391/4/5 وکیل خواهان و ضمائم آن که خوانده به صراحت در دادخواستهای تقدیمی تقاضای اعسار و تقسیط مهریه، خود را بیکار اعلام نموده که قطعاً لازمه تشکیل یک زندگی داشتن وسیله امرار معاش و ممر درآمد برای خود و خانواده بوده و تصویر برگ استشهادیه پیوستی لایحه مذکور نیز حکایت از فقد درآمد و بیکاری وی را داشته. النهایه دادگاه نظر به مراتب مذکور و با عنایت به اینکه خوانده دلیل و مدرکی دال بر انجام خدمت سربازی و اشتغال به کار خود به دادگاه ارایه ننموده توجهاً اینکه به موجب تصویر دادنامه پیوستی شماره 939- 1388/6/18 که خوانده به پرداخت نفقه ماهیانه به مبلغ دو میلیون و هشتصد هزار ریال از تاریخ 1388/2/1 لغایت صدور حکم محکوم گردیده لکن هیچگونه دلیل یا مدرکی دال بر پرداخت ماهیانه مبلغ دو میلیون و هشتصد هزار ریال از تاریخ بهمنماه 89 تاکنون به دادگاه ارایه ننموده با این توضیح که میزان مبلغ نفقه مذکور توسط کارشناس در سال 88 تعیین گردیده و مشخص نبوده که خوانده بر چه اساس و معیاری مبادرت به پرداخت ماهیانه یکصد هزار تومان در سنوات اخیر نموده در حالیکه نظریه کارشناس متعلق به سال 88 بوده که تبعاً در سنوات بعد میزان نفقه کمتر از مبلغ مذکور نخواهد بود. همچنین طرح دعاوی متعدد از جمله مطالبه مهریه و نیز دعاوی متعدد اعسار و تقسیط از سوی خوانده و نیز دعاوی متعدد تمکین و نفقه معوقه از سوی طرفین و رفت و آمدهای 5 ساله زوجین و مشاجرات لفظی آنان در جلسات رسیدگی به دعاوی مذکور در این شعبه، ادامه زندگی را غیرمقدور ساخته. علیهذا دادگاه با توجه به دلایل مذکور دعوی خواهان را وارد تشخیص داده مستنداً به ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق و ماده 1130 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش صادر و به خواهان اجازه میدهد با مراجعه به احد از محاضر رسمی طلاق نسبت به مطلقه نمودن خویش تحت عنوان طلاق بائن (غیرمدخوله) اقدام نماید. رأی صادره حضوری ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه تجدیدنظر استان تهران میباشد. رئیس شعبه 264 دادگاه خانواده تهران - خدایی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ب. ر.ز. با وکالت آقای م.ج. ع. به طرفیت خانم ر. ق. با وکالت خانم س. ش.ح.ف. نسبت به دادنامه شماره 537-91/4/11 صادره از شعبه 264 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن گواهی عدم امکان سازش زوجه به لحاظ عسر و حرج وی جهت اجرای صیغه طلاق بائن به لحاظ غیر مدخوله بودن صادر شده است موجه تشخیص داده میشود؛ زیرا با توجه به محتویات پرونده و نیز دفاعیات موجه وکیل تجدیدنظرخواه و نیز مدارک موجود در پرونده از آنجایی که تجدیدنظرخواه پس از عقد ازدواج اقدام به پرداخت نفقه معوقه زوجه بهطور مستمر به همراه اقساط مهریه نموده است و نیز شرایط تمکین را که از آن جمله تهیه مسکن مستقل باشد در اجرای ماده 1107 قانون مدنی مهیا نموده و با عنایت به اینکه زوجه هیچگونه تمکینی در قبال زوج نداشته است و با توجه به اینکه زوجه در اجرای ماده 1115 قانون مدنی خوف ضرر جانی و مالی و شرافتی خود را از جانب زوج در هیچیک از محکمه قضائی به اثبات نرسانده است و در اجرای مواد 1129-1130 قانون مدنی و نیز شرایط ضمن العقد عسر و حرج زوجه احراز نگردیده است و صرف تقدیم دادخواست طلاق دلیل بر کراهت زوجه از زوج نمیباشد و زوج پس از تجدیدنظرخواهی پرونده وی جهت رسیدگی به تجدیدنظرخواهی به شعبه محترم سیام تجدیدنظر استان تهران ارجاع و شعبه موصوف (30 تجدیدنظر استان تهران) طی دادنامه شماره 9101882-1391/10/17 با نقض دادنامه شماره 537-1391/4/11 حکم به بطلان دعوی و با آن استدلالی که در دادنامه شماره مارالذکر (9101882) نموده است صادر کرده است، و وکیل زوجه در مورخ 1391/11/9 نسبت به دادنامه مارالبیان 9101882 صادره از شعبه 30 تجدیدنظر استان تهران فرجامخواهی نموده است و جهت رسیدگی فرجامخواهی به شعبه محترم 8 دیوان عالی محترم کشور ارجاع و شعبه محترم 8 دیوان عالی محترم کشور با این قید که دلایل و قرائن موجود در پرونده دلالت بر عسر و حرج زوجه را داشته است دادنامه صادره از شعبه 30 تجدیدنظر را نقض و جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض ارجاع که در نتیجه به این شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع و این شعبه با تشکیل جلسات و استماع اظهارات طرفین و وکلای آنها هم در جلسه مورخ 1392/9/18 و هم مورخ 1392/7/7 عسر و حرج زوجه را احراز ننموده است و اگر عسر و حرجی شعبه محترم 8 دیوان عالی کشور برای زوجه احراز نموده است شاید زوجه به لحاظ عدم تمکین از زوج بدون هیچگونه موانعی برای ادامه زندگی از جانب زوج برای خود ایجاد کرده باشد و از جانب زوج چنین چیزی در پرونده حکایت نداشته و ندارد و لذا بنا به مراتب فوق ضمن نقض دادنامه شماره 537-1391/4/11 مستنداً به قسمت اول ماده 358 از قانون آیین دادرسی محاکم عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379/1/21 شمسی و نیز ماده 1257 از قانون مدنی حکم به رد دعوی زوجه خانم ر. ق. در مورد صدور گواهی عدم امکان سازش صادر و اعلام مینماید. این رأی به موجب مواد 368-397 از قانون صدرالاشعار (آیین دادرسی مدنی) ظرف 20 روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجامخواهی در دیوان عالی محترم کشور است. مستشاران شعبه 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران قربانعلی احمدی - سید حسین علی محمدی رأی دادگاه تجدیدنظر استان در این پرونده حسب دعوی مطروحه از ناحیه خانم ر. ق. با وکالت آقای ب. ک. به طرفیت آقای ب. ر.ز. با وکالت آقای م.ج. ع. به خواسته صدور حکم طلاق طی دادنامه شماره 9109970216400537 مورخ 1391/4/11، شعبه محترم 264 دادگاه ونک (تهران) حکم به صدور گواهی عدم امکان سازش جهت ثبت طلاق بائن (غیرمدخوله) به لحاظ اینکه زوجین زیر یک سقف نرفته و زوجه هنوز باکره است تصدیر، که با توجه به متن و مفاد رأی راجع به حقوق مالی به شرح منعکس در دادنامه تعیین تکلیف که با تجدیدنظرخواهی زوج پرونده پس از رسیدگی در شعبه محترم 30 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به موجب دادنامه شماره 9109970223001882 مورخ 1392/10/17 با این استدلال که وقوع عسر و حرج نسبت به زوجه ناشی از عملکرد زوج نبوده و دلیل و بینه شرعی و قانونی در این خصوص از ناحیه زوجه ارایه نشده با نقض دادنامه معترضعنه حکم به بطلان دعوی زوجه صادر، که با فرجامخواهی از سوی زوجه پرونده به شعبه محترم هشتم دیوان عالی کشور ارجاع که طی دادنامه شماره 9209970906800336 مورخ 1393/3/20 با این استدلال که کیفیت عملکرد زوج در طول زوجیت که از فروردین سال 86 با عقد نکاح دائم فیمابین او و فرجامخواه تداوم یافته است مؤید این امر است که زوج از حیث پرداخت و تأمین نفقه زوجه که بر اساس دادنامه 88/939 شعبه 264 دادگاه خانواده تهران و طبق نظر کارشناس باید حداقل ماهیانه 280 هزار تومان پرداخت میشد با پرداخت ماهیانه یکصد هزار تومان معطل مانده است، بلاتکلیفی زوجه در طول مدت بیش از شش سال در حالی که زوجه با استفاده از حق حبس، تمکین ننموده است و تاکنون مهریه او نیز به لحاظ عدم توانائی مالی زوج که پس از محکومیت او بابت مهریه و تقسیط آن تاکنون نتوانسته است بیش از تعداد حدوداً 56 سکه از مهریه را در حق زوجه تأدیه نماید و از 800 سکه تمام مهریه ما فی الذمه مندرج در سند نکاحیه رقم ناچیزی از مهریه تأدیه شده است و تداوم زوجیت فیمابین در حالیکه زوجین در سن جوانی بودهاند و بلاتکلیفی زوجه که هنوز پس از شش سال عقد زوجیت تأمین معیشت او توسط خانوادهاش صورت میگیرد از موجبات عسر و حرج او محسوب میشود و در قسمتی از دادنامه علت کراهت زوجه که سرآغاز زندگی مشترک با بلاتکلیفی 6 ساله و عدم وسع مالی زوج در تأمین نفقه و طلب زوجه از بابت مهریه که منشأ کراهت زوجه بوده را منطقی و قابل قبول جلوه مینماید و دلایل و قرائن موجود دلالت بر عسر و حرج زوجه در دوام زوجیت داشته که با نقض دادنامه فرجامخواسته پرونده را جهت رسیدگی مجدد در یکی دیگر از شعبات تجدیدنظر اعاده که پرونده به شعبه محترم 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع که پس از رسیدگی و تشکیل جلسات دادرسی طی دادنامه شماره 9209970222601672 مورخ 1392/9/30 شعبه محترم 26 دادگاه تجدیدنظر استان تهران با این استدلال که اگر عسر و حرجی که شعبه محترم 8 دیوان عالی کشور برای زوجه احراز نموده است شاید زوجه به لحاظ عدم تمکین از زوج بدون هیچگونه موانعی برای ادامه زندگی از جانب زوج برای خود ایجاد کرده باشد و از جانب زوج چنین چیزی در پرونده حکایت نداشته و ندارد لذا ضمن نقض دادنامه شماره 537 مورخ 1391/4/11 صادره از شعبه محترم بدوی حکم به رد دعوی خانم ر. ق. در مورد صدور گواهی عدم امکان سازش صادر گردیده است که با فرجامخواهی، پرونده مجدداً در شعبه محترم هشتم دیوان عالی کشور رسیدگی که به موجب دادنامه صادره به شماره 9309970906800613 مورخ 1393/6/4 با این استدلال که با توجه به محتویات پرونده و نظر به اینکه هیأت این شعبه بر رأی قبلی خود در خصوص محرز بودن عسر و حرج زوجه و فراهم بودن موجبات الزام زوج فرجامخوانده به مطلقه نمودن زوجه فرجامخواه اصرار دارد و استدلال و توجیهات منعکس در رأی فرجامخواسته مورد قبول و پذیرش هیئت این شعبه نمیباشد و به لحاظ اختلاف نظر ماهوی فیمابین دادگاه تجدیدنظر استان تهران و هیئت این شعبه و اصراری بودن دادنامه فرجامخواسته موضوع از مصادیق ماده 408 قانون آئین دادرسی مدنی محسوب و ضرورت به طرح موضوع در