اجرای قرار معاینه و تحقیقات محلی توسط مدیردفتر

خلاصهٔ رأی

پیام: اجرای قرارهای معاینه و تحقیقات محلی توسط شخصی غیر از قاضی ممنوع است؛ بنابراین تحقیقات به عمل آمده در صورت اجرای قرارهای مذکور توسط مدیر دفتر دادگاه فاقد ارزش قضایی است.

متن کامل

اجرای قرار معاینه و تحقیقات محلی توسط مدیردفتر Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اجرای قرار معاینه و تحقیقات محلی توسط مدیردفتر پیام: اجرای قرارهای معاینه و تحقیقات محلی توسط شخصی غیر از قاضی ممنوع است؛ بنابراین تحقیقات به عمل آمده در صورت اجرای قرارهای مذکور توسط مدیر دفتر دادگاه فاقد ارزش قضایی است. مستندات: ماده 250 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب (در امور مدنی) - شماره دادنامه قطعی : 8609982210100056 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/03/12 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به تاریخ 1385/2/28 آقای م.ح. الف. و غیره و به طرفیت آقای ع.الف.ش. که بعداً به رحمت حق رفت و ورثه وی معرفی شدند با وکالت آقای ع. ن. به خواسته خلع ید سند انتقال از قسمتی از پلاک ... فرعی از ... اصلی قریه ... مقوم به پنج میلیون تومان تقدیم دادگاه‌های عمومی دماوند نموده و توضیح داده موکل به موجب سند رسمی اصلاحات ارضی به شماره ... مورخ 1359/4/4 دفترخانه شماره ... رودهن که به موجب آن پلاک شماره ... و .... و ... از اصلی ... قریه بیدک را مالک گردیده که پس از فوت به ورثه انتقال یافته است با توضیح آن که مورث موکلین سال‌های متمادی در پلاک‌های مزبور کشت و زرع می‌نموده است و پس از رسیدگی ممتد زارع بودن مورث موکلین محرز گردیده و لذا سه دانگ از پلاک مزبور به نام آن مرحوم چطور قطعی انتقال یافته است. پس از پیروزی انقلاب عده ای بدون داشتن مسئولیت قسمتی از زمین موکل از پلاک ... فرعی از ... اصلی را تصرف نموده‌اند. پس از تقدیم دادخواست نسبت به پلاک‌های ... و ... از اصلی ... که عده ای غاصبانه دو پلاک مزبور را تصرف نموده‌اند پس از چندین سال رسیدگی و ارجاع موضوع به کارشناس دادگستری و اثبات ادعای موکلین حکم خلع‌ید نسبت به دو پلاک مزبور صادر و به مرحله اجراء نیز درآمده است اداره اوقاف دماوند با تقدیم دادخواست اعتراض ثالث علیه موکل به شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و بقیه متصرفین غاصب که منجر به صدور دادنامه غیرمستدل که برخلاف محتویات پرونده تصمیم گرفته شده بود دادنامه شعبه اول دادگاه دماوند را فسخ نموده است. این جانب با به دست آوردن دلایل جدید بر طبق مقررات آئین دادرسی مدنی نسبت به دادنامه مزبور تقاضای اعاده دادرسی نموده‌ام. که پس از چندین جلسه رسیدگی و ملاحظه پرونده و اخذ توضیح از نماینده اداره ثبت دماوند و اداره اوقاف و با ملاحظه دلایل و توضیحات این جانب با صدور قرار قبولی اعاده دادرسی در نتیجه با صدور دادنامه مستدل و مستند به محتویات پرونده ثبتی دادخواست اداره اوقاف را رد نموده و دادنامه بدوی را تأیید کرده است. چون دادنامه صادره نسبت به دو پلاک... قطعیت یافته است با تقدیم دادخواست علیه خواندگان که قسمتی از پلاک ... فرعی از اصلی ... را غاصبانه تصرف نموده است تقاضای صدور حکم خلع‌ید نسبت به خواندگان را دارم. متعاقباً موقوفه... به تصدی اداره اوقاف و امور خیریه دماوند با وکالت آقای م. ع. به طرفیت آقای م.ح. الف. و چهل و یک نفر دیگر از کشاورزان به شرح متن دادخواست وارد ثالث در پرونده کلاسه 157/85/1 و 949/1/85 و رد دعوی خواهان‌های پرونده های اخیرالذکر و الزام به جبران همه خسارات دادرسی مقوم به یک میلیارد ریال تقدیم و توضیح داده 5دانگ مشاع از ششدانگ روستای ... از جمله پلاک‌های ... و .. از ... اصلی واقع در بخش دماوند دهستان ... وقف است و مآلاً تحت مالکیت موقوفه قرار دارد که در اجرای نیابت واقف خیر خ. به عنوان اجاره و به موجب قرارداد اجاره تنظیمی تحت اجاره سایر خواندگان اصالتاً و قائم مقامی قرار دارد. خواندگان ردیف 1 تا 7 (خواهان‌های اصلی) که سمت آن‌ها نسبت به مورث محرز نیست و از این حیث دعوی مطروحه با ایراد قانونی مواجه است علیرغم وقوف به مالکیت موقوفه درخصوص پلاک‌های مورد نظر با طرح دعوی بلادلیل نسبت به اراضی ملکی موقوفه قهراً در مقام اخلال در روند اداره امور موقوفه و تضعیف وقف و موقوفه و نهایتاً نابودی موقوفه برآمده‌اند که این اقدام خواهان در خور تأمل و عندالزوم پیگیری‌های لازمه قانون است بنا به مراتب و یا استجاره از قانون آئین دادرسی دادگاه‌های عمومی و انقلاب در امور مدنی و نظر به اینکه موضوع دعوی خواهان‌ها یا اساس وقف و موقوفه در تعارض آشکار است و محرز نبودن سمت خواهان‌ها و اینکه تقدیم بهای خواسته تناسبی با ارزش واقعی خواسته ندارد و مورد اعتراض موکل است رد دعوی خواهان‌های اصلی (خواندگان ردیف 1 الی 7) و محکومیت آن‌ها به پرداخت جمیع خسارات مورد استدعاست دادخواست به شعبه اول ارجاع گردیده است به علت عدم ابلاغ وقت و اوراق مربوط جلسات دادرسی تجدید گردیده در وقت رسیدگی 1386/10/11 وکیل خواهان‌های اصلی حاضر گردید توضیح داده خواسته به شرح دادخواست و لایحه و مدارک پیوست می‌باشد. ورثه مرحوم ف. الف. مالکین پلاک‌های ...و ... و ... می‌باشند که نسبت به پلاک‌های .... و ... حکم قطعی صادر و اجراء گردید و به موجب دادنامه شعبه 18 تجدیدنظر استان تهران عدم وقفیت سه پلاک صادر گردیده است تصرفات خواندگان غاصبانه است و اوقاف نیز دلیل ارائه نداده است خواندگان اصلی نیز حاضر گردیدند اعلام نمودند حدود 30 سال ملک مورد دعوی در اختیار خواندگان اصلی است و ملک موقوفه است و مستأجر اداره اوقاف هستیم و نماینده اداره اوقاف حضور دارد. نماینده اداره اوقاف اظهار داشت عرایض به شرح دادخواست و لوایح تقدیمی است مالکیت خواهان‌ها در اداره کشاورزی ابطال گردیده (با توجه به مصوبه قانون ابطال فروش اموال موقوفه ...) تقاضای استعلام پلاک‌های ثبتی از اداره کشاورزی دارم. دادگاه از پرونده استنادی به کلاسه 949/85 و 392/82 خلاصه مفیدی اخذ نموده است سپس دادگاه قرار معاینه و تحقیقات محلی به همراه ارجاع امر به کارشناسی صادر نموده است. تا راجع به تصرفات هر یک طرفین دعوی و میزان آن و پیاده نمودن حدود اربعه هر یک از پلاک‌های مذکور در طبیعت با ترسیم کروکی اقدام نماید. نظر به کارشناسی 1388/6/5 واصل گردیده است قاضی شعبه (دادرس) علی البدل دستور ابلاغ نظریه را صادر کرده است. در نظریه کارشناسی ضمن اعلام اینکه اراضی مورد ادعا در تصرف خواندگان اصلی و در آن کشت و زرع می‌شود و تصرفات هر یک از خواندگان معلوم و مشخص نمی‌باشد و حسب نظر کارشناسی با توجه به سوابق ثبتی و دادنامه های صادره پلاک ... فرعی از ... اصلی در مالکیت خواهان‌ها می‌باشد. اداره اوقاف به نظریه کارشناسی اعتراض نموده است. در تاریخ 1389/7/25 جهت اجرای قرار معاینه و تحقیقات محلی مدیر دفتر دادگاه انتخاب که با وسیله تهیه شده است توسط وکیل مورث الف. و تعدادی از خواندگان به محل عزیمت نموده است لیکن به جای معاینه از محل اظهارات وکیل خواهان‌ها را که مشروحاً در دادخواست و لوایح در پرونده موجود بوده مجدداً نوشته است از چند نفر شاهد به نام حاج ا. م.، ا. الف.ش. م.، ح. ت. استماع شهادت شده و اعلام نمودند که به مدت 30 سال است متصرف هستیم و اجاره می‌دهیم و زمین وقفی است و متولی ... می‌باشد وعدة دیگر نیز به عنوان شاهد از آن‌ها استماع شهادت گردید که اعلام نمودند راجع به وقفیت اطلاعی نداریم. دادگاه از پرونده کلاسه 268 و 269- 1373 شعبه اول حقوقی دماوند موضوع دادخواست آقای ف. الف. با وکالت آقای ع. ن. به طرفیت آقایان ش. م. ی و ر. ن. م. ی و غیره مبنی بر صدور حکم خلع ید از پلاک شماره .. فرعی از ... واقع در آبسرد دماوند قریه ... که پس از احراز عدم وقفیت منجر به حکم به خلع‌ید مطابق دادنامه شماره 1335 و 1334 مورخ 1377/6/4 شده است و در شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران برابر دادنامه شماره 961 تأیید گردیده است. در پرونده کلاسه 321/79 اداره اوقاف دماوند 1384/3/9 دادخواستی به طرفیت آقایان ف. الف. و غیره محکومیت خواندگان به الغاء دادنامه های 1335 و 1334 و خلع ید تقدیم نموده است. که دادگاه بدوی ابتدا رأی به نفع اداره اوقاف صادر نموده است وسپس با تجدیدنظرخواهی در شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر تأیید و دادنامه های صادره قبلی الغاء و حکم به نفع اداره اوقاف صادر گردیده است. متعاقباً با اعاده دادرسی برابر دادنامه شماره 961 مورخ 1384/6/9 رأی شعبه اول بدوی تأیید گردیده است. دادگاه وقت رسیدگی معین و طرفین را دعوت نموده. پس از استماع اظهارات طرفین سرانجام دادگاه برابر دادنامه شماره 100960-1391/8/2 به لحاظ رکن اصلی دعوی خلع‌ید که غاصبانه بودن تصرفات متصرفین می‌باشد موجود نیست و خواهان‌ها می‌بایست با طرح دعوی قانونی، غیرموجه بودن قراردادهای واگذاری پلاک ثبتی مذکور از سوی اداره اوقاف به متصرفین و ابطال قراردادهای منعقده را قبل از دعوی حاضر طرح می‌نمودند دادگاه دعوی به کیفیت مطروحه را قابل استماع ندانسته و مستنداً به ماده 2 قانون آئین دادرسی مدنی قرار رد دعوی خواهان‌های اصلی صادر نموده است از این رأی توسط خانم م. الف. و غیره با وکالت آقای ع. ن. تجدیدنظرخواهی شده که جهت رسیدگی به شعبه 18 دادگاه‌های تجدیدنظر استان تهران ارجاع گردیده است هیأت شعبه برابر دادنامه شماره 000489-1391/11/11 به لحاظ رسمی شماره .... مورخ 1359/4/4 دفترخانه شماره ... رودهن و احکام قطعی اصداری قرار معترض عنه را نقض و پرونده را جهت صدور حکم ماهوی اعاده نموده است. دادگاه در وقت نظارت مورخ 1392/3/1 ختم دادرسی اعلام و برابر دادنامه شماره 000894-1392/8/13 با توجه به دادنامه قطعی شماره 961-1384/6/9 شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران که در مقام اعاده دادرسی از دادنامه های شماره 582، 581-1381/7/21 همان دادگاه صادر گردیده و مفاداً حکایت از تأیید دادنامه شماره 206-1379/3/3 مبنی بر اینکه اولاً به دلالت مندرجات سند وقف پنج دانگ از ششدانگ قریه ... وقف نبوده و در مالکیت اشخاص قرار گرفته و ثانیاً دلیلی محکمه پسند به شمول وقف‌نامه مذکور پلاک‌های ...، ... و ... فرعی از... اصلی در ادوار گذشته یا در دادرسی‌های صورت گرفته ارائه نگردیده و مفاد احکام ابرازی که از اعتبار امر قضاوت شده برخورداری شده است، مؤید همین مطلب است ... و با توجه به نظریه کارشناس مزبور در پرونده حاضر که با بررسی سوابق ثبتی و تهیه نقشه وکروکی اعلام کرده درحال حاضر خواندگان به صورت اشتراکی در محدوده‌ای بیش از ده هکتار از اراضی مورد مالکیت خواهان به کشاورزی مشغول بوده و در آن تصرف دارند و گزارش اجرای قرار معاینه و تحقیق محلی که توسط دادرس محترم وقت دادگاه نیز صورت گرفته است حاکی از تصرفات چندین ساله خواندگان در عرصه متنازع فیه است و با توجه به دادنامه اخیرالصدور شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به شماره 910801489 مورخ 1391/11/11 و تبعیت از دادنامه مذکور لذا دادگاه دعوی خواهان را وارد دانسته و ضمن صدور حکم به رد دعوی وارد ثالث به لحاظ اینکه آراء قطعیه در مورد عدم شمول وقف‌نامه استنادی به پلاک خواسته حاضر صادر گردیده ادعای مجدد وارد ثالث مسموع نمی‌باشد مستنداً به مواد 308 و 311 قانون مدنی و ماده 198 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به خلع ید از پلاک ن.... فرعی از ... اصلی قریه ... دماوند مطابق نظریه و کروکی تهیه شده توسط کارشناس منتخب دادگاه صادر و اعلام می‌گردد و از این رأی اداره اوقاف به تولیت از موقوفه ..... و آقای ق. ع. و بقیه خواندگان (اصلی) تجدیدنظرخواهی نمودند که پرونده جهت رسیدگی به شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران ارجاع گردیده است هیأت شعبه نیز برابر دادنامه شماره 00473-1393/4/17 تجدیدنظرخواهی را غیر وارد تشخیص و دادنامه معترض‌عنه تأیید نموده است. پس از ابلاغ دادنامه موقوفه ... به تصدی اداره اوقاف و امور خیریه دماوند نسبت به رأی فرجام‌خواهی نموده که پس از تبادل لوایح که هنگام شور قرائت می‌شود پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است.هیأت شعبه پس از ملاحظه گزارش عضو ممیز به شرح آتی مبادرت به صدور رأی می‌نماید: رأی شعبه دیوان عالی کشور دادنامه فرجام‌خواسته به دلایل ذیل مخدوش بوده و قابل ابرام نمی‌باشد.اولاً- خواسته خواهان‌های اصلی (فرجام‌خواندگان) مطابق متن در ستون دادخواست خلع ید از قسمتی از پلاک ... فرعی از ... اصلی قریه .... می‌باشد در حالیکه دادگاه بدوی (با تأیید دادگاه تجدیدنظر) حکم خلع ید راجع به کل پلاک ثبتی فوق صادر نموده است بنابراین بخشی از حکم صادره، خارج از خواسته خواهان‌ها بوده و برخلاف قانون آیین دادرسی مدنی می‌باشد.ثانیاً- هم دادگاه بدوی و دادگاه تجدیدنظر در مقام رد دعوی وارد ثالث تصریح نمودند که قبلاً راجع به اصل وقفیت درخصوص همین پلاک رسیدگی شده و رأی قطعی از شعبه 18 دادگاه تجدیدنظر استان تهران به شماره 961-1384/6/9 صادر گردیده است بر فرض صحت مطلب فوق (تطبیق حدود و ثغور هر دو خواسته) دادگاه‌ها ملکف بودند به لحاظ اعتبار امر محکوم بها مستنداً به بند 6 ماده 84 قانون آئین دادرسی مدنی قرار رد دعوی راجع به خواسته اشعاری صادر نمایند نه آنکه حکم به رد دعوی صادر گردد و نتیجه آن می‌شد که در صورت صدور قرار رد دعوی، اصولاً تصمیم دادگاه تجدیدنظر قابل فرجام‌خواهی نبوده است.ثالثاً- دادگاه بدوی در جهت تعیین حدود اربعه اراضی مورد اختلاف و مشخص شدن سهم هر یک قرار ارجاع امر به کارشناسی صادر نموده است و کارشناسی نیز نظریه خود را اعلام نموده و پس از اعلام نظر، فرجام‌خواه به نظریه کارشناسی اعتراض نموده است لیکن دادگاه نفیاً و اثباتاً علیرغم اشکالات و ابهامات عدیده بر نظریه کارشناسی اتخاذ تصمیمی ننموده است (عدم رعایت قسمت اخیر