اجرای صیغه طلاق پس از تنظیم سند طلاق
خلاصهٔ رأی
نسبت به دادنامه شماره 742- 94 مورخ 1394/7/27 شعبه دوم دادگاه تجدید نظر استان اردبیل که در جهت تایید رای بدوی انشاء گردیده و بموجب دادنامه نخستین دعوی فرجام خواه بخواسته ابطال طلاقنامه عادی مورخ 93/5/19 محکوم به بطلان
متن کامل
اجرای صیغه طلاق پس از تنظیم سند طلاق Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اجرای صیغه طلاق پس از تنظیم سند طلاق پیام: اجرای صیغه طلاق می بایست پیش از تنظیم سند طلاق و امضاء آن توسط طرفین، صورت پذيرد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9309980404201063 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/03/31 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده مندرجات اوراق پرونده قضایی پیش رو ، حکایت از این دارد که : در تاریخ 1393/5/25 ، خانم س. م. ، دادخواستی با وکالت آقای الف. الف. ، وکیل پایه یک دادگستری ، به طرفیت آقایان 1- م. س. 2- س. م. ، سر دفتر طلاق شماره ... اردبیل ، به خواسته صدور حکم بر ابطلال طلاق نامه عادی مورخ 1393/5/19 و جبران خسارات دادرسی به دادگستری شهرستان اردبیل تقدیم داشته که ریاست کل دادگاههای عمومی و انقلاب آن شهر، بدواً دادخواست و ضمایم آن را به منظور انجام مذاکرات اصلاحی و صلح و سازش میان طرفین به شورای حل اختلاف شهرستان اردبیل ارسال می دارد . در شورای حل اختلاف ، علیرغم برگزاری دو جلسه با حضور وکیل خواهان که در یکی از دو جلسه مزبور نیز فقط خوانده ردیف اول حضور داشته ، توفیقی در سازش فیمابین طرفین نداشته و به این جهت ، پرونده را به دادگستری اعاده نموده که رسیدگی به موضوع در تاریخ 1393/6/8 به شعبه دهم دادگاه عمومی خانواده شهرستان اردبیل ارجاع گردیده و پرونده امر با ثبت به کلاسه بایگانی 931059 در مدار رسیدگی قرار گرفته است .وکیل خواهان به شرح دادخواست تقدیمی توضیح داده است که موکل این جانب ، برابر عقدنامه مورخ 1393/5/16 با تعیین صداقیه هشت صد سکه طلای بهار آزادی به عقد ازدواج دائمی خوانده ردیف اول در آمده است که بنا به اظهار موکل و خانواده اش مشارالیها را به دفترخانه ازدواج و طلاق دعوت و در راستای ثبت ازدواج ، اقدام به اخذ امضا از موکل شده است که به علت ناخوانا بودن متن و عدم اعلام متن نامه ، متعاقباً کاشف به عمل آمده است که موضوع ، طلاق نامه و بذل مهریه بوده است . علیهذا با عنایت به این که ثبت و اجرای طلاق بدون رعایت قواعد آمره قانونی مقرر در ماده 56 قانون حمایت خانواده و قبل از صدور گواهی عدم امکان سازش از طرف دادگاه غیر قانونی می باشد و وجود دلایل دیگری که در محضر دادگاه عرض خواهد شد صدور حکم بر ابطال طلاق نامه عادی مورخ 1393/5/19 همراه با خسارات دادرسی مورد استدعا می باشد . به ضمیمه دادخواست تقدیمی ، افزون بر وکالت نامه وکیل خواهان ، تصاویر غیر مصدق عقدنامه عادی 1393/5/16وطلاق نامه عادی موضوع دعوی (در تصویرناخوانای ابرازی طلاق نامه،تاریخ تنظیم آن مشاهده نگردید. عضو ممیز) و تصاویر مصدق شناسنامه و کارت شناسایی ملی خواهان ارائه گردیده است . نخستین جلسه رسیدگی دادگاه به تاریخ 1393/9/5 با حضور وکیل خواهان و خوانده ردیف دوم برگزار گردیده است . خواهان و خوانده ردیف اول در دادگاه حاضر نشده اند . خوانده ردیف ، لایحه ای به دادگاه ارسال داشته است . آقای م. ش. وکیل پایه یک دادگستری با ارائه وکالت نامه ، خود را به وکالت از طرف خوانده ردیف اول معرفی نموده و در دادگاه نیز حضور یافته است وکیل خواهان هم لایحه ای به دادگاه تقدیم داشته است . وکیل خواهان در این جلسه اظهار داشته خواسته ام به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی است و فعلا حرف دیگری ندارم وکیل خواهان در لایحه تقدیمی مفاداً و به خلاصه اظهار داشته است که طلاق فی ما بین موکله و همسرش خوانده ردیف اول ، به نحو قانونی اجرا شده و در این خصوص به قواعد آمره قانونی و شرعی مربوط به طلاق توجهی نشده است . طلاق عملی حقوقی است که انجام آن منوط به تشریفات خاص است و طلاق در صورتی صحیح است که شرایط خاص در زن موجود باشد (ماده 1140 قانون مدنی ) و پیش از وقوع و اجرای طلاق باید از دادگاه حکم گرفته شود . در ماده 27 قانون حمایت خانواده که از قواعد آمره قانونی است آمده است که به جز طلاق توافقی ، دادگاه باید به منظور ایجاد صلح و سازش ، موضوع را به داوری ارجاع کند . صدور حکم طلاق بدون ارجاع امر به داوری ارجاع کند . صدور حکم طلاق بدون ارجاع امر موجب نقض دادنامه بدوی می باشد چون که چنین حکمی خلاف قانون و شرع است و به طریق اولی ، اجرای طلاق توسط اشخاص ثالث هم غیر قانونی بوده و اعتبار نخواهد داشت . به موجب ماده 1133 قانون مدنی مرد می تواند با رعایت شرایط مقرر در قانون با مراجعه به دادگاه تقاضای طلاق همسرش را بنماید فلذا مراجعه خوانده ردیف اول به خوانده ردیف دوم به جای مراجعه به دادگاه ، بر خلاف قانون آمره فوق می باشد . در ماده 1134 قانون مدنی اشاره شده به این که اجرای صیغه طلاق باید در حضور لا اقل 2 نفر مرد عادل که طلاق را بشنوند واقع گردد در حالی که در پرونده حاضر وحین اجرای صیغه طلاق ، شهود در جلسه اجرای صیغه طلاق حضور نداشته اند وشهود امضاء کننده طلاق نامه، پدر های طرفین دعوی بوده اند که ساعت ها قبل از اجرای صیغه طلاق محضر را ترک کرده بودند. در ماده 38 قانون حمایت خانواده در طلاق رجعی صیغه طلاق مطابق مقررات مربوط جاری و مراتب در حضور 2 شاهد صورتجلسه می شود و در صورت تحقق رجوع ، صورتجلسه طلاق ابطال می شود که علیرغم رجوع موکل به مهریه در موعد مقرر قانونی برابر اظهار نامه شماره 4759 مورخ 93/7/19 اقدامی از طرفین دعوی به عمل نیامده است . برابر ماده 31 قانون فوق الذکر ارائه گواهی پزشک ذی صلاح در مورد وجود جنین یا عدم آن در زوجه برای ثبت طلاق الزامی است که متاسفانه در اجرای صیغه طلاق مورد توجه قرار نگرفته است . بر طبق ماده 56 قانون حمایت خانواده ، ثبت ازدواج یا اعلام بطلان نکاح یا طلاق بدون حکم دادگاه را دارای مجازات قانونی اعلام داشته که در پرونده حاضر هم اتفاق افتاده است که مراتب شکایت موکل در دادگاه ویژه روحانیت در جریان رسیدگی است . النهایه بنابه مراتب مرقوم و دادخواست تقدیمی طلاق نامه عادی مورخ 93/5/19 در خور ابطال قانونی می باشد که صدور حکم مقتضی برابر خواسته همراه با خسارات دادرسی مورد استدعا می باشد .وکیل خوانده ردیف اول (زوج ) در جلسه رسیدگی فوق الذکر اظهار داشته است که موضوع از نظر شکلی دارای اشکال می باشد که برابر مقررات قانون آیین دادرسی مدنی خواهان مکلف است در جلسه اول دادرسی کل مستندات اصلی خود را تقدیم نماید لذا تقاضامندم با توجه به این که خانم خواهان آن را امضا نموده است و قطعاً بایستی اصل اسناد ارائه گردد اصل مدارک از خواهان خواسته شود تا وارد ماهیت دعوی گردم .. وکیل زوجه خواهان مجدداً اظهار داشته است که عرض شود نسخه در دست موکل که 2 برگ می باشد دارای مهر اصلی حاج آقا م. و امضای اصلی وی قابلیت استناد دارد لذا با توجه به نحوه اخذ سفید امضا توسط عوامل دفتری جهت تحویل شناسنامه در واقع ، هیچ گونه سندی به موکل داده نشده است و متعاقباً فقط 2 برگ حاوی عقدنامه عادی و طلاق نامه تحویل موکل شده است و از مضمون توضیحات خوانده ردیف دوم احراز می شود که سند منتسب به مشارالیها می باشد و شاهد یا اخذ کننده امضا از موکل به عنوان شاهد جهت اخذ توضیح نحوه اخذ سفید امضا موثر خواهد بود . خوانده ردیف دوم که دردادخواست تقدیمی ، سر دفتر طلاق شماره ... اردبیل معرفی شده ، در جلسه رسیدگی فوق الذکر اظهار داشته که بعد از ظهر 93/5/19 خواهان و مادر وی به دفتر خانه مراجعه کرده اند و من نبودم بلکه منشی های من بنام د. ش. و م. خ. بوده و طبق نقل قول وی پس از قرائت طلاق نامه و تمام متن آن خواهان آن را با امضا و اثر انگشت تایید کرده اند . همان طلاق نامه که خواهان ارائه داده اند و مستند دعوی می باشد . متن طلاق نامه را آقای د. مرقوم کرده اند . در همان روز 93/5/19 من در دفتر خانه نبودم و خواهان و خوانده ردیف اول به آقای ش. د. وکالت در طلاق داده بودند و آقای د. نیز به یکی از روحانیون وکالت داده تا صیغه طلاق را فیمابین طرفین جاری سازد که البته من آن روحانی را نمی شناسم و با شرایطی که طرفین در طلاق نامه عادی قید کرده و امضاء نموده بودند . فردای روز 93/5/19 پدر و مادر خواهان به دفتر خانه من رجوع و طلاق نامه را خواستند و چون باز من در دفتر خانه نبودم آقای د. روحانی جاری کننده طلاق را پیدا نکرده و فقط طلاق نامه را که خودش قید کرده بود نمی دانم اصل یا کپی ان را آقای د. به پدر ومادر خواهان تحویل داده است و من از صورتجلسه طلاق و صیغه طلاق و چگونگی آن اطلاعی ندارم و هر چه قید گردیده آن را آقای ش. د. قید نموده و هر عملی نیز صورت گرفته باشد توسط آقای د. صورت گرفته است و من بیشتر از این از موضوع اطلاعی ندارم . من نه طلاق نامه را ثبت کرده ام و نه از آن اطلاعی دارم و در دفترخانه من نیز این طلاق نامه ثبت نشده است من فتوکپی طلاق نامه را نیز برابر اصل نکرده ام بلکه آن را نیز آقای د. برابر اصل کرده است . حالا چگونه خودش می داند . وکیل خواهان مجدداً اظهار داشته است اصل طلاق نامه وجود دارد ولی آن را منتسب به آقای م. می کنند منتسب به آقای ح. م. نمی باشد .ظاهراً در اثنای رسیدگی ، شخص خواهان و خوانده ردیف اول نیز در دادگاه حضور یافته اند . زوجه خواهان اظهار داشته که این جانب قبول دارم که در تاریخ 93/5/19 به دفتر خانه رسمی آقای ح. م. مراجعه کرده ام برای دریافت شناسنامه ام و شناسنامه ام را خوانده ردیف اول به دفتر خانه برده بود تا عقد دائم این جانب با خودش را به ثبت برساند . در دفتر خانه یک نفر آقا بود که نمی شناسم ولی اگر چهره اش را ببینم می شناسم . یک برگ کاغذ جلوی من گذاشت و گفت این را امضا کن من نیز آن را با امضا و اثر انگشت گواهی کردم و از محتویات آن من اطلاعی ندارم . اصلاً من نوشته را ندیدم من دانشجو ترم پنج معماری شهرسازی هستم و پس از امضا و اثر انگشت که به کاغذ زدم شناسنامه ام را گرفتم و مرا فوری از دفترخانه بیرون ساختند . دادگاه از خواهان پرسیده است شما که متن نامه را امضاء و اثر انگشت زدید چرا بدون این که آن متن را ببینید یا بخوانید این کار را کرده اید ؟ و خواهان پاسخ داده است چون من در شرایط بدی قرار گرفته بودم . دادگاه مجدداً پرسیده است آیا شما دلیل و مدرک دارید که شناسنامه ات در اختیار خوانده ردیف اول بوده ؟ و خواهان گفته است بلی شهود دارم ومن زمان تحویل شناسنامه& nbsp; به خوانده ردیف اول در مجلس نبودم ولی فیلم ما هست که این عمل صورت گرفته است .خوانده ردیف اول اظهار داشته که وقت رفتن به آزمایشگاه شناسنامه در اختیار من بود . من به تنهایی به دفتر خانه دیگری جهت ثبت ازدواجمان رفته بودم و نامه را گرفتم تا به آزمایش برویم و بعد از نتیجه آزمایش آن را به آقای ن. دادیم تا صیغه عقد نکاح را خواند [بخواند] . من شناسنامه به دفتر خانه نبردم بلکه آقای م. پدر خواهان با پدرم تماس تلفنی گرفت و پدرم شناسنامه را برداشت و رفت و بیشتر از این نیز من اطلاعی ندارم و آقای م. و پدر خواهان بعد از آن را می دانند . دادگاه مرجوع الیه ، با توجه به اتمام وقت رسیدگی و تداخل اوقات رسیدگی به پرونده حاضر با پرونده بعدی آن روز رسیدگی دستور تجدید جلسه دادرسی به منظور ادامه رسیدگی و استماع شهادت شهود صادر کرده است .زوج خوانده ردیف اول ، در لایحه دفاعیه ای که خود شخصاً برای جلسه اول رسیدگی به دادگاه تقدیم داشته آورده است که این جانب م. س. س. دانشجوی دکتری و مدرس مهندسی برق دانشگاه کردستان به اطلاع آن مقام عالی می رساند که در مورخه 93/5/16 صیغه شرعی محرمیت جهت آشنایی توسط حجت الاسلام آقای ن. روحانی محله آبروان اردبیل به طریق سنتی جاری گردید تا پس از یک ماه یعنی در سالروز ولادت اما م رضا (ع) عقد رسمی صورت گیرد . پس از دوروز در مورخه 93/5/19 حدود ساعت 11 صبح آقای م. باپدرم تماس گرفتند که جهت ابطال صیغه محرمیت به یکی از دفتر خانه ها برویم و ما نیز پس از ایشان در دفتر خانه حاضر شدیم و متصدیان دفتر خانه در حضور ما طلاق نامه عادی را تنظیم نموده و متن و موضوع آن را توضیح داده و خواندند و ما نیز بعد از اطلاع کامل ، تمامی مطالب آن را تایید و امضا نمودیم .جلسه بعدی رسیدگی به تاریخ 1393/12/12 تشکیل می شود . وکلای خواهان وخوانده ردیف اول،شخص خوانده ردیف دوم و خواهان در دادگاه حضور یافته اند . وکیل خوانده ردیف اول در این جلسه اظهار داشته بنده دو نفر شاهد ماجرا برای ادای شهادت در دادگاه حاضر نموده ام تقاضای استماع شهادت شهود را دارم . وکیل خواهان اظهار داشته با توجه به این که قواعد آمره قانونی و شرعی برابر لایحه تقدیمی در جلسه قبلی ارائه شده است لذا مورد از مواردی نمی باشد که با شهادت شهود قابل احراز و استنباط باشد لذا اخذ اظهارات شهود در ماهیت دعوی تاثیر و موضوعیت ندارد . خوانده ردیف دوم در این جلسه اظهار داشته اجاره بدهید پدر خوانده ردیف اول ماجرا را به طور کامل توضیح دهد. وکلای طرفین موافقت خویش را در این خصوص اعلام نموده اند. آن گاه پدر زوج ( خوانده ردیف اول ) اظهار داشته که با توجه به این که قبلاً صیغه نامه تنظیم شده بوده است . با توجه به این که پدر زوجه به هر دلیل یا دلایلی زوجه حاضر به ادامه زندگی نبوده و تنظیم دفترچه سند رسمی ازدواج که همین دفتر چه اعتبار و ارزش به زوجیت طرفین می دهد از من خواستند به دفتر خانه بروم و پدر زوجه از این جانب خواست که صیغه نامه را ابطال نماییم و پی گیری قضایای دیگر نشویم و با توجه به این که شناسنامه در ید من بود شناسنامه مرا تحویل آقای م. داده ام و اقدامات بعدی انجام پذیرفت. سپس وکیل خواهان در خصوص اظهارات پدر زو