اثر پرداخت نفقه متعاقب تحقق وکالت زوجه در طلاق
خلاصهٔ رأی
که خود را وکیل خواهان معرفی کرده است در غیاب خوانده تشکیل جلسه میدهد وکیل خواهان اظهار داشت خواسته موکله بشرح دادخواست تقدیمی است و با توجه به اینکه خوانده محترم علیرغم محکومیت قطعی به پرداخت نفقه جاریه مدت بیش از 6ماه از پرداخت نفقه امتناع نموده که بر همین اساس حکم جلب نامبرده نیز صادر گردیده است.
متن کامل
اثر پرداخت نفقه متعاقب تحقق وکالت زوجه در طلاق Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اثر پرداخت نفقه متعاقب تحقق وکالت زوجه در طلاق پیام: درصورتیکه پس از صدور حکم الزام به پرداخت نفقه و صدور اجرائیه، زوج همچنان از پرداخت نفقه استنکاف کند، شرط ضمن عقد نکاح و وکالت زوجه در طلاق محقق می شود و پرداخت بعدی نفقه تأثیری در وکالت محقق شده ندارد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209985197802579 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/03/16 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده پیرو گزارش مورخ 1395/3/16 این شعبه : در تاریخ 1392/6/24 خانم الف. الف.الف. باستناد تصویر مصدق عقدنامه دادخواستی بخواسته تقاضای صدور حکم طلاق بلحاظ تخلف زوج از شرایط ضمن عقد بطرفیت آقای م. ر.ف. تقدیم و چنین توضیح می دهد، چون طبق مدارک زوجیت خوانده همسرم می باشد لیکن علیرغم محکومیت زوج به پرداخت نفقه مدت 6 ماه می باشد که حاضر به پرداخت نفقه ام با وجود صدور حکم جلب خوانده برای نفقه موفق به وصول نفقه نگردیده ام و ا زاین جهت بلحاظ عدم پرداخت در عسر و حرج قرار دارم اینک چون به علت تخلف زوج از بند 1 عقدنامه به استناد مواد 1129 و 1140 ق م به علت ایجاد حق طلاق- تقاضای صدور حکم طلاق را دارم پرونده برای رسیدگی به شعبه اول دادگاه حقوقی شهرستان نیشابور ارجاع میگردد. شعبه مذکور در تاریخ 92/8/16 با حضور خواهان و آقای ح. ح. که خود را وکیل خواهان معرفی کرده است در غیاب خوانده تشکیل جلسه میدهد وکیل خواهان اظهار داشت خواسته موکله بشرح دادخواست تقدیمی است و با توجه به اینکه خوانده محترم علیرغم محکومیت قطعی به پرداخت نفقه جاریه مدت بیش از 6ماه از پرداخت نفقه امتناع نموده که بر همین اساس حکم جلب نامبرده نیز صادر گردیده است. ضمن اینکه نامبرده از پرداخت اقساط مهریه نیز امتناع می نماید که حکم جلب ایشان در این خصوص نیز صادر شده است به این مطلب نیز باید اشاره نمود که خوانده محترم کمافی السابق به اخطاریه های دادگاه توجهی ننموده و نمی نماید و صرفاً با توسل به تهدید علیه موکله و خانواده محترم ایشان موجبات سلب آسایش را نیز فراهم آورده که مدارک مثبت آن به پیوست تقدیم می گردد پر واضح است که هدف خوانده محترم صرفاً آزار و اذیت روحی و روانی موکله می باشد نظر به مراتب معروضه صدور حکم بشرح ستون دادخواست مورد استدعاست ضمناً موکله باکره بوده و در دوران عقد می باشد و هیچ گونه جهیزیه ای نیز تهیه ننموده است در ضمن اینکه فرزند مشترک نیز ندارند و پرونده مطالبه مهریه نیز در حال رسیدگی بوده و حکم قطعی در خصوص آن صادر شد که متعاقب اقساطی شدن مهریه حالیه از پرداخت اقساط نیز خودداری می نامید. دادگاه پس از استماع اظهارات خواهان و وکیل وی نتیجه اقدامات انجام شده در خصوص پرونده 10646 و خلاصه پرونده اجرایی را از اجرای احکام مدنی شعبه اول استعلام می نماید. دفتر اجرای احکام شعبه اول حقوقی در پاسخ استعلام طی نامه شماره 377- 1392/9/7 بدادگاه اعلام میکند در خصوص پرونده 10/910646 بنام خانم الف. الف.الف. نامبرده تا تاریخ 92/8/16 نفقه دریافت نموده است دادگاه مجدداً در تاریخ92/11/12 با حضور خواهان و وکیل وی و در غیاب خوانده تشکیل جلسه می دهد، خواهان اظهار داشت من فقط طلاق می خواهم در صورتیکه طلاق بدهد و اذیت نکند تمام حق و حقوقم را بذل می کنم و الا باید آنها را پرداخت نماید جهیزیه ام در اختیار خودم می باشد هنوز در دروان عقد بسر می بریم و فرزندی نداریم حامله هم نمی باشم- مهریه ام را اگر طلاق بدهد می بخشم در مورد نفقه هم که حکم صاد ر شده است پس از صدور حکم جلب آنرا پرداخت کرده است وکیل زوجه توضیح داد خواسته موکله اینجانب به شرح مندرج در متن دادخواست تقدیمی است توضیح بیشتر اینکه با توجه به محکومیت زوج به پرداخت نفقه و متعاقباً صدور حکم جلب نامبرده متعاقباً تقدیم دادخواست طلاق از ناحیه زوجه بنظر میرسد شرط ضمن العقد محقق شده است و اینکه بعد از موارد مذکور مقداری از نفقه را پرداخت نموده است صرفاً ایشان اطاله دادرسی می باشد و لاغیر نظر به مراتب معروضه و با توجه به تحقق شرط ضمن العقد، صدور گواهی عدم امکان سازش به علت مذکور مورد استدعاست ضمناً موکله تمامی حق و حقوق خود را نیز خواستار می باشد ضمن اینکه چنانچه زوج حاضر به طلاق توافقی باشد زوجه نیز از پرونده مطروحه انصراف خواهد داد در غیر اینصورت خواستار تمامی حق و حقوق خود می باشد- دادگاه قرار ارجاع امر بداوری را صادر می کند داور زوج طی نظریه ثبت شده شماره 1805- 92/12/17 نظر میدهد نظر اینجانب به عنوان داور این است که زوج و زوجه می توانند زندگی کنند. داور زوجه طی نظریه پیوست (ص42پرونده) نظر می دهد. متأسفانه با شناخت و اطلاعاتی که از زوجین دارم زوج تاکنون بیش از 2 سال است که نسبت به زوجه اش بی تفاوت بوده و هیچ اطلاعی از وضعیت زوجه اش ندارد به نظر اینجانب موافقت با طلاق زوجین با توجه به اصرار زوجه به مصلحت می باشد. آقای م. ک. با وکالت مع الواسطه خود را بعنوان وکیل زوجه معرفی می کند و در تاریخ 1393/7/15 در دادگاه حاضر و اظهار می دارد اینجانب م. ک. برابر وکالتنامه پیوستی خواهان زوجه همسر دائمی خوانده درآمده و با توجه به اینکه نفقه موکله را پرداخت نمی کرده است لذا موکله اجباراً دادخواست نفقه معوقه تقدیم دادگاه نموده است حکم به نفع موکله صادر شده است و بالغ بر 6ماه نفقه به ایشان پرداخت نکرده تا اینکه اجرائیه صادر شده و حکم جلب خوانده همچنین ولی بعد از مدتی ظاهراً نفقه را پرداخت نموده است ولی از آنجا که اصل بر آن است که زوجین به شروط ضمن العقد سند نکاحیه می بایستی عمل نموده و در صورت خلف وعده که قانون زوجه را وکیل در توکیل نموده و حق مطلقه کردن خودش را دارد تقاضای صدور طلاق را دارم دادگاه پرونده استنادی را مطالبه و خلاصه ای از آن در پرونده درج می کند. دادگاه مجدداً در تاریخ 1393/11/12 با حضور خواهان و وکیل وی آقای م. ک. تشکیل جلسه می دهد وکیل خواهان اظهار داشت اینجانب م. ک. برابر وکالتنامه پیوست د رپرونده کلاسه فوق الذکر وکیل خواهان برابر دادخواست تقدیمی موکله بنده چون که همسرش نسبت به عدم پرداخت نفقه معوقه اقدامی انجام نداده بوده که برابر دادنامه پیوستی محکوم به پرداخت نفقه معوقه بمدت 6ماه گردیده بوده است که پس از قطعی شدن حکم و صدور اجرائیه و اخذ حکم جلب و اعمال ماده 2 ق نحوه محکومیتهای مالی علیرغم اینکه موکله (پدرش) پیگیریهای زیادی انجام دادند لذا پس از تعقیب و گریز و اذیت و آزار زیادی نسبت به موکله اجبار آن نسبت به پرداخت نفقه های معوقه مبادرت به پرداخت و تاکنون نفقه جاریه را پرداخت و رسیدهای آن را به اجرای احکام تحویل میداده است حالیه اصل بر این است که زوج و یا زوجه نسبت به تعهدهایی که در زمان وقوع عقد د رمورد شروط ضمن العقد سند نکاحیه که مبادرت به امضاء می نمایند در مهلت قانونی و حسب عرف اقدام به خلف وعده و یا بر خلاف شروط ضمن العقد اقدام نمایند و از آنجا که خوانده طبق گفته های موکله دائماً نسبت به پرداخت و محکومیتها و اثبات شروط فوق الذکر که محکومیت 6 ماه نفقه معوقه بوده است برای دادگاه محرز و اثبات گردد و قرار بر این نیست که اگر زوج پس از محکومیت نفقه معوقه پرداخت نماید حق اثبات شده برای زوجه اسقاط گردد حالیه برابر مدارک پیوستی صرفنظر از اینکه مبادرت به تخلف شروط ضمن العقد و دادنامه های پیوستی که تاکنون محکومیت کیفری داشته است لذا با تقدیم دادخواست تقاضای صدور حکم طلاق را دارم لازم به ذکر است که محکوم علیه دائماً نفقه و مهریه و مطالبات موکله را با تأخیر و با حکم جلب پرداخت نموده است و موکله اگرچه با حکم جلب و ... اخذ نموده است و نفقه جاریه را هم دریافت نموده است رئیس مرکز پزشکی قانونی نیشابور طی گواهی شماره 93/551/8756/1 مورخ 1393/12/24 بدادگاه مینویسد که از نامبرده (خانم الف. الف.الف. ) معاینه به عمل آمد: پرده بکارت از نوع حلقوی کنگره دار با کمی قابلیت اتساع در حال حاضر سالم است دادگاه پس از استماع اظهارات بعدی وکیل خواهان در تاریخ 1394/3/6 در وقت فوق العاده تشکیل جلسه داده و با بررسی پرونده ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره 436- 1394/3/9 ضمن شرح دعوی خواهان و انعکاس اظهارات وکیل وی چنین رأی میدهد: خواسته خواهان صدور گواهی عدم امکان سازش (طلاق) به لحاظ تخلف خوانده از شرائط ضمن العقد (عدم پرداخت نفقه و ترک زندگی ) میباشد با توجه به محتویات پرونده احراز علقه زوجیت فیمابین زوجین و نیز تخلف زوج از شرایط ضمن العقد و با عنایت به اینکه توسط دادگاه جهد وافی و سعی و اهتمام لازم در جهت اصلاح ذات البین و ارشاد زوجین به تفاهم و سازش و تداوم زندگی صورت گرفته است لکن تلاش همچنان بی ثمر و نتیجه ای عائد نگردیده و خواهان اصرار به جدایی و طلاق دارد و با التفات به اینکه داوران منتخب زوجین با نصایح و ارشادات خویش موفق به سازش آنان با یکدیگر نشده اند و توجهاً به اینکه از ناحیه خوانده دفاع موجه و مدللی به عمل نیامده و دلیل مدرکی نیز بر بی اعتباری خواسته خواهان و رد و بطلان دعوی ایشان اقامه نگردیده است و اینکه زوج نفقه زوجه را علیرغم صدور حکم و صدور اجرائیه به طور مستمر و در موعد مقرر پرداخت ننموده است علیهذا دادگاه دعوی مطروحه به کیفیت معنونه را محمول بر صحت تشخیص و وارد دانسته مستنداً به مواد 1119 و 1129 و 1130 قانون مدنی و مواد 24 و 26 قانون حمایت خانواده حکم بر الزام خوانده به طلاق خواهان صادر و اعلام می دارد خواهان به استناد این حکم پس از قطعیت آن می تواند به یکی از دفاتر رسمی طلاق مراجعه نموده و با اعمال وکالت و حق توکیل به غیر و بذل و قبول بذل نسبت به اجرای صیغه طلاق بائن با رعایت موازین شرعی و ثبت آن برابر مقررات قانونی اقدام نماید و در رابطه با مهریه پرونده جداگانه ای دارد فرزند مشترک ندارند زوجه جهیزیه ندارد پس از ابلاغ رأی آقای م. ح. با وکالت اقای الف. الف. نسبت بآن اعتراض و تقاضای تجدیدنظرخواهی می کند ، شعبه27 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی طی تصمیم مورخ 865- 1394/6/7 بلحاظ اینکه زوج در هیچیک از جلسات دادرسی حاضر نگردیده و اخطاریه وی ابلاغ واقعی نشده به جهت رعایت حقوق احتمالی زوجین رأی صادره را غیابی تلقی و با تلقی تجدیدنظرخواهی به واخواهی پرونده را از آمار کسر و جهت رسیدگی به واخواهی به دادگاه نخستین ارسال می کند پس از اعاده پرونده شعبه اول دادگاه حقوقی نیشابور با تعیین وقت رسیدگی و دعوت اصحاب دعوی در تاریخ 1394/7/20 با حضور وکلای طرفین تشکیل جلسه می دهد وکیل واخواه اظهار داشت حسب محتویات پرونده و شرح موارد اعلامی اینجانب در مقام اعتراض به رای بدوی موکل تمامی نفقات زوجه خویش را تأدیه و حتی در مواردی بیشتر از میزان محکومیت اقدام به پرداخت نموده است و مهریه را نیز پرداخت می نماید ولی زوجه به تمکین محکوم گردیده و پرونده هایی در همین خصوص در اجرای احکام مدنی مطرح می باشد (شماره پرونده نفقه جهت ملاحظه در اجرای احکام مدنی 10/910446 و شماره پرونده اجرایی مهریه جهت ملاحظه در اجرای احکام مدنی 10/910645 و شماره پرونده تمکین جهت ملاحظه 276 شعبه پنجم حقوقی) لذا نظر باینکه فرض قانونی عدم امکان الزام به تأدیه نفقه می باشد و این شرط محقق نگردیده است تقاضای امعان نظر و نقض حکم بدوی را دارم و شرح مدافعات دادخواست تقدیمی در مرحله اعتراض برأی بدوی می باشد که حسب مفاد قانون آئین دادرسی مدنی تقاضای ملاحظه مفاد محتویات پرونده های مذکور را دارم. زوجه اظهار داشت پنج سال است ازدواج کردیم شوهرم مشکل اخلاقی دارد در این مدت خرج و نفقه مرا نداده است و در عسر و حرج هستم چندین ماه پرداخت نکرده بود تا برگ جلب صادر نمی شد و دستبند نمی خورد پرداخت نمی کرد امروز چون جلب شده بود و در بازداشتگاه بود و نفقه نداده است در جلسه حاضر نشده است چندین پرونده کیفری با خانواده من دارند و برادرم مورد ضرب و جرح کرده و شش ماه محکومیت حبس گرفته است برای من امکان زندگی وجود ندارد امروز جلوی دادگستری با من و پدرم درگیر شد و ما را ضرب و جرح کرد داخل راهرو هم با مأمور درگیر شدند. بنابراین به جهت عدم پرداخت نفقه و عسر و حرج شدید امکان ادامه زندگی ندارم تقاضای رد واخواهی ایشان را دارم. دادگاه پس از استماع اظهارات بعدی و کلی طرفین مجدداً پرونده مربوطه به نفقه را مطالبه می نماید پس از پاسخ گواهی دادورز اجرای احکام ختم رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 1642- 1394/9/12 دادنامه واخواسته مستنداً به ماده305 قانون آئین دادرسی مدنی تایید و واخواهی را مردود اعلام می کند پس از ابلاغ رأی آقای م. ر.ف. با وکات آقای الف. الف. نسبت بآن اعتراض و تقاضای تجدیدنظرخواهی می کند نهایتاً شعبه 27 دادگاه تجدیدنظر استان خراسان رضوی در تاریخ 1394/12/8 تشکیل جلسه داده و با بررسی پرونده پایان رسیدگی را اعلام طی رأی شماره 1865- 1394/12/9 چنین استدلال میکند با توجه به مندرجات پرونده نظر باینکه زوج در تاریخ 91/2/25 به پرداخت نفقه جاریه زوجه بصورت غیابی محکوم شده است و پس از واخواهی در تاریخ 91/7/20 رأی غیابی تأیید گردیده است و در تاریخ 91/9/19 اجرائیه صادر شده است لکن در جهت پرداخت نفقه اقدام نشده است تا اینکه پس از صدور دستور جلب و سپس طرح دعوی طلاق از سوی زوجه به تاریخ 92/6/24 در تاریخ 92/8/1 اقدام به پرداخت نموده است در حالیکه در این تاریخ وکالت زوجه محقق گردیده است و زوجه در جهت اجازه اعمال وکالت خود