اثر قاعده اقدام بر عسروحرج زوجه

خلاصهٔ رأی

ری‌اش به امان خدا رهاست، موجبات عسر و حرج موکله محقق است، عنداللزوم استعلام از ثبت‌ احوال نسبت به شناسایی همسر دوم خوانده و احراز آن، اقدامات و دستورات لازم را نسبت به صدورحکم طلاق به لحاظ وجود عسروحرج و تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح درخواست می‌نمایم، لذا اجمالاً درخواست صدور حکم به محکومیت خوانده به حکم طلاق به لحاظ وجود عسروحرج، به صدور حکم به تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح، خواستار گردیده است.

متن کامل

اثر قاعده اقدام بر عسروحرج زوجه Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اثر قاعده اقدام بر عسروحرج زوجه پیام: هرگاه امر حرجی مستند به قاعده اقدام باشد هرچند صورت حرج را ظاهر سازد چون حرج مستند به فعل زوجه است مجال شرعی و قانونی استیفاء از قاعده حرج و درخواست طلاق به علت عسر و حرج نیست. مستندات: تبصره ماده 1130 قانون مدنی - شماره دادنامه قطعی : 9309970908100179 تاریخ دادنامه قطعی : 1393/12/12 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده به حکایت دادخواست (ص 5) خانم خ.ک. به وکالت کارآموز وکالت (ص 4) خانم ب.ت. به طرفیت آقای ف.ت. به وکالت بعدی (ص 7) آقای الف. الف. و به خواسته صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسر و حرج، موضوع سند نکاحیه شماره 16866 مورخ 1380/1/10 دفتر ثبت ازدواج شماره... حوزه ثبتی... در مشروحه دادخواست به‌وسیله وکیل وی ابراز شده اجمالاً موکله در سال 1380 با خوانده ازدواج نموده، این زندگی مشترک قریب سه سال بدون هیچ‌گونه درگیری و اختلافی ادامه داشته تا اینکه خوانده اقدام به ازدواج مجدد با شخص دیگری به نام پ.ت. نموده و صاحب اولاد نیز گردیده‌اند، از طرفی مدت هفت سال است که موکله در منزل پدری‌اش به امان خدا رهاست، موجبات عسر و حرج موکله محقق است، عنداللزوم استعلام از ثبت‌ احوال نسبت به شناسایی همسر دوم خوانده و احراز آن، اقدامات و دستورات لازم را نسبت به صدورحکم طلاق به لحاظ وجود عسروحرج و تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح درخواست می‌نمایم، لذا اجمالاً درخواست صدور حکم به محکومیت خوانده به حکم طلاق به لحاظ وجود عسروحرج، به صدور حکم به تخلف از بند 12 شروط ضمن عقد نکاح، خواستار گردیده است. این دادخواست (ص 5) به شماره 00388-90 به تاریخ 1390/4/6 ثبت و به شعبه سوم‌ دادگاه عمومی حقوقی مراغه در مورخ 1390/4/4 ارجاع گردیده است ‌دادرس محترم ‌پرونده دستور تعیین وقت دادرسی داده است، وقت دادرسی به وکیل خواهان خانم ب.ت. (ص 10) و به خوانده آقای ف.ت. (ص 9) ابلاغ گردیده است. وکیل خواهان خانم ب.ت. ضمن دادخواست و وکیل خوانده آقای الف. الف. در تاریخ 1390/5/16 مقارن اجلاس اول دادرسی (ص 7) اعلام وکالت نموده‌اند، در حدود اختیارات وکالت‌نامه شماره 007923 سری ز مخصوص کارآموزان وکالت وکیل خواهان حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی مقرر شده است (البته در مرحله تجدیدنظر در تاریخ 1390/9/19 اعلام استعفا نموده (ص 42)) وکیل خوانده در حدود اختیارات وکالت‌نامه شماره 6817 سری ص حق دادخواهی بدوی- تجدیدنظرخواهی- فرجام‌خواهی مقرر شده است. اجلاس اول دادرسی در مورخ 1390/5/17 (ص 11) منعقد با عدم حضور خواهان خانم خ.ک. و عدم حضور وکیل خواهان خانم ب.ت. و حضور خوانده آقای ف.ت. و حضور وکیل خوانده آقای الف. الف. از گزارش مطالب تکرار مکررات طرفین پرونده در طول دادرسی خودداری می‌شود. خواهان و وکیل خواهان اجمالاً در جلسه حضور نداشته‌اند لکن پس از ختم جلسه در همان روز لایحه وکیل خواهان مشعر بر خواسته به شرح دادخواست است (ص 12 و 13) دلایل در دادخواست ابراز و تقاضای صدور حکم به شرح خواسته مورد استدعا است در لایحه اجمالاً مشعر بر این است؛ موکله پس از تمهید جهیزیه به منزل مشترک عزیمت، تا آنکه بنا به عواملی واهی در مدت سه سال علقه و عواطفش نسبت به زوجه از بین رفته بود مبادرت به بد رفتاری با موکله نموده، در تاریخ 1383/5/13 به منزل پدرش رها و بلافاصله اقدام به طرح دعوی تمکین می‌نماید در وضعی که به سبب کمی سن و تجربه بدون آنکه معنای تمکین و آثار آن را بداند با مشاهده بدرفتاری زوج در زمان سکونت در منزل زوج به وقوع پیوسته بود به لحاظ ترس از جان و دفع شکنجه از خود از تمکین خودداری می‌نماید، سریعاً بعد از صدور حکم به تمکین خوانده دادخواست تجدید فراش داده و با اخذ حکم دادگاه با شخص دیگری ازدواج رسمی‌نموده، قریب هفت سال از زندگی مشترک خوانده با همسر دومش گذشته و حتی صاحب اولاد گشته است، خوانده موکله را هفت سال است که به امان خدا رها نموده و موجبات عسر و حرج موکله را فراهم نموده، با طرح یک پرونده تمکین در هفت سال پیش دیگر خود را مبری از مسئولیت نفقه زوجه دانسته و حتی یک‌بار از زوجه درخواست ادامه زندگی مشترک را دیگر ننموده است، هدف از طرح تمکین مسبوق صرفاً جهت اسقاط نفقه موکله و تجدید فراش بوده است، با استماع شهادت شهود محرز می‌گردد زوج مدت هفت سال موکله را معلق نهاده حتی فقط یک‌بار با زوجه ملاقات و مراوده ننموده است، خوانده مشغول زندگی در کنار همسر و فرزند دیگری است، موکله در این هفت سال بدون دیناری از بابت نفقه و در بلاتکلیفی عمر و جوانی خود را زایل نموده و این عمل زوج معنای زندگی مشترک و جایگاه خانواده را مخدوش نموده است، به استناد مادتین 1129 و 1130 قانون مدنی درخواست صدور حکم طلاق را می‌نمایم. وکیل خوانده نسبت به خواسته دعوی خواهان دفاع نموده (ص 11) که طی لایحه تقدیم می‌شود، لایحه دفاعی وکیل خوانده در این جلسه (ص 20 و 21) اجمالاً مشعر بر این است؛ برخلاف ادعای وکیل خواهان مبنی بر ترک زندگی، موکل تمامی مساعی را نموده جهت مراجعات و استمرار زندگی مشترک که هیچ‌کدام مثمر ثمر نبوده است، ازجمله دعوی تمکین در پرونده‌های کلاسه 1401/2/83ع و 140/3/83ع منتهی به الزام زوجه (خواهان فعلی) به تمکین از موکل (زوج خوانده فعلی) و علی‌رغم صدور اجرائیه باز خواهان امتناع نموده است، موکل ناچار دعوی تجویز ازدواج مجدد طی پرونده کلاسه 1623/3/85 و علی‌رغم مساعی دادگاه باز خواهان از تمکین و مراجعت به منزل مشترک امتناع نموده لذا طی دادنامه 14 مورخ 1376/1/17 حکم بر ازدواج مجدد موکل طی پرونده شماره 11/86/407 شعبه 11 تجدیدنظر استان و طی دادنامه 423 مورخ 1386/4/31 دادنامه بدوی را تأیید نموده است، ازدواج مجدد موکل مستند به تجویز قانونی بوده و مجوز حق طلاق برای خواهان نمی‌باشد، زوجه خواهان دعوی ناشزه محسوب و استحقاق وی را جهت دریافت نفقه ساقط می‌نماید، خواهان در دعوی مطالبه مهریه ماهانه یک عدد سکه تمام بهار آزادی در پرونده 216/85 از موکل دریافت می‌نماید، هم‌اکنون موکل حاضر به زندگی مشترک با خواهان می‌باشد و به‌هیچ‌وجه راضی به طلاق نیست، درخواست صدور حکم به بطلان دعوی دارم. در اخیر اجلاس دادرسی ‌دادرس محترم پرونده ختم دادرسی را ابراز نموده‌اند و طی دادنامه شماره 00735-90 مورخ 1390/5/18 در ماهیت دعوی اعلام رأی نمودند (ص 25) بدین اشعار اجمالاً: در خصوص دعوی خانم خ.ک. به طرفیت آقای ف.ت. و به خواسته صدور حکم طلاق به سبب تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و وجود عسروحرج، دادگاه با توجه به مفاد دادخواست و مفاد لایحه تقدیمی وکیل خواهان علت درخواست طلاق عدم پرداخت نفقه از سوی خوانده بوده و مبنا و منشأ دیگری در خصوص تخلف از شروط ضمن عقد نکاح و عسر و حرج اعلام نکرده است با توجه به لایحه دفاعیه وکیل زوج خوانده دعوی به عدم تمکین زوجه و ترک وظایف زناشویی به شرح دادنامه 411- 1384/3/11 پرونده 1041-3/83 شعبه سوم حقوقی و اجراییه صادره که به سبب امتناع از تمکین و اجازه ازدواج مجدد طی دادنامه شماره 14- 1386/1/17 از این دادگاه دریافت نموده که طی دادنامه 423 مورخ 1386/4/31 تأیید و ابرام گردیده است دعوی وکیل خواهان هم از لحاظ عدم پرداخت نفقه و هم ازدواج مجدد مبتنی بر تخلف زوجه از وظایف زناشویی بوده که صراحت رأی وحدت رویه 716- 1389/7/20 هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور محکوم به رد بوده و خواهان نمی‌تواند بدین جهت زوج را متخلف از شروط عقد نکاح محسوب نماید چون تخلفی از ناحیه زوج صورت نگرفته است و در خصوص عسر و حرج نیز عدم پرداخت نفقه حکم شرعی و قانونی مصداقی حاضر است چون پرداخت نفقه فرع بر تمکین است و زوجه‌ای که تمکین نمینماید و وظایف زناشویی خود را بدون مانع مشروع انجام نمی‌دهد نمی‌تواند ادعای عسروحرج به لحاظ عدم پرداخت نفقه نماید چون خود تخلف از وظایف زناشویی نموده است و خوانده نقشی در به وجود آمدن عسروحرج خواهان نداشته است فلذا با قبول دفاعیات وکیل خوانده دعوی را وارد ندانسته و به استناد ماده 197 آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی صادر و اعلام می‌نماید. دادخواست تجدیدنظرخواهی در مقام اعتراض از رأی بدوی از سوی خواهان بدوی خانم خ.ک. به وکالت خانم ب.ت. تقدیم شده است اجمالاً درخواست صدور حکم به نقض دادنامه بدوی را خواستار گردیده است. این دادخواست به شماره 00110-90 مورخ 1390/6/8 (ص 29) ثبت و متعاقب ابلاغ تبادل لوایح به محاکم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارسال و به شعبه نهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی ارجاع گردیده است. لایحه دفاعی و ابرازی تجدیدنظرخواه خانم خ.ک. ضمیمه دادخواست تجدیدنظر است، توجهاً از صفحه 26 ابلاغ رأی تا تقدیم دادخواست که صفحه 29 درج شده در این حد فاصل مستندات و لایحه تجدیدنظرخواه که جمعاً 14 ورق فاقد شماره صفحات است که پس از صفحه 29 آغاز می‌شود، در لایحه دفاعی و ابرازی تجدیدنظرخواه مشعر بر این است که؛ وکیل اینجانب در طول دادرسی و در لایحه تجدیدنظرخواهی بدان اشاره و استنادی ننموده‌اند عاجزانه درخواست مطالعه این لایحه را دارم، اجمالاً عبارت‌اند از: دلایل فراوانی است که اینجانبه همیشه آماده تمکین از شوهر بوده و اقدام به تمکین از شوهر نموده‌ام ولی زوج با تظاهر خواهان تمکین اینجانبه بوده ولی فی‌نفسه و باطناً چنین خواسته‌ای را دنبال ننموده بلکه با اعمال و رفتار خود عملاً عدم تمکین اینجانبه را خواستار شده است دلایل آن‌ها: طی دادنامه 411- 1384/3/11 شعبه سوم حقوقی مراغه محکوم به عدم تمکین از شوهر گردیده‌ام تجدیدنظرخوانده زوج تقاضای اجرائیه را نموده که برگ اجرائیه در تاریخ 1384/4/23 تنظیم و در مورخ 1384/5/5 به من ابلاغ شده در مورخ 1384/5/22 اینجانبه در اجرای احکام مدنی شهرستان مراغه حاضر و آمادگی خود را جهت تمکین از شوهر اعلام نموده‌ام که مراتب طی شماره 1384/229 مورخ 1384/5/22 صورت‌مجلس و امضاء گردید. عضو ممیز اوراق صورت‌مجلس حد فاصل صفحات مرقوم فاقد شماره ورق ملاحظه شد؛ (صورت‌مجلس حاوی اعلام تمکین از زوج است که مسئول در اجرای احکام می‌نویسند در ادامه که به کلانتری اعلام گردد که منزل مذکور بررسی گردیده چنانچه شرایط فوق‌الذکر را داشته باشد خانم خ. شروع به تمکین از شوهرشان نمایند، تصویر مکاتبه با کلانتری در صفحه بعدی) (تصویر صورت‌مجلس کلانتری مورخ 1384/5/23 صفحه بعد مشعر و متضمن این است که طرفین توافق کردند که با هم زندگی داشته باشند و هیچ‌گونه اعتراض من‌بعد به همدیگر نداشته باشند و در خصوص اختلافات قبلی، لذا کلیه وسایل به طرفین تحویل و زندگی مشترک را شروع کردند امضاء: ف.ت.– خانم خ.ک. امضاء: ص.ک. امضاء: ن.ت. و امضای مأمور کلانتری) (تصویر ورقه گواهی پزشکی قانونی 1384/5/23 خطاب به شورای حل اختلاف متضمن صدمات خراشیدگی و ساییدگی خانم خ.ک.) (تصویر لایحه 1384/5/22 خانم خ.ک. خطاب به اجرای احکام مشعر بر متعاقب اعزام و اعلام تمکین بعد از ترک مأمورین؛ همسرم اینجانبه را مورد ضرب و شتم قرار داده که با مراجعه پلیس 110 اینجانب از دست نامبرده نجات یافته و توسط مأمورین خارج شدم) تصویر دادنامه 5 مورخ 1385/1/7 شعبه سوم حقوقی مراغه دعوی اجازه ازدواج مجدد زوج با امعان توجه به اینکه خوانده دعوی زوجه به شرح محتویات پرونده ضمن اعلام آمادگی به تمکین قانونی از خواهان اظهار داشته به تجویز ازدواج دوم زوج خواهان رضایت ندارد، دادگاه با عنایت به مراتب مذکور و اینکه در صورت تعدد زوجات خواهان نمی‌تواند بین زوجین اجرای عدالت نماید و از نظر مالی نیز توانایی اداره دو همسر را ندارد لذا دعوی خواهان را غیرثابت تشخیص و حکم بر بطلان آن اعلام نموده‌اند. وکیل تجدیدنظرخوانده آقای الف. الف. در لایحه تبادل لوایح (ص 31) مشعر بر اینکه؛ مفاد لایحه تجدیدنظرخواه تکرار همان مطالب قبلی است، دادگاه بدوی با لحاظ مدارک مثبته تقدیمی و احکام قضایی مضبوط مبادرت به صدور رأی نموده است، مفاد لایحه طرف خارج از ماده 348 آیین دادرسی مدنی است. شعبه نهم تجدیدنظر استان آذربایجان شرقی در وقت فوق‌العاده 1390/9/9 (ص 39) به سبب عدم اجرای داوری قرار ارجاع امر به داوری اعلام و مقرر نمودند و دستور تعیین وقت اداری داده‌اند، وکیل تجدیدنظرخواه خانم ب.ت. در تاریخ 1390/9/19 اعلام استعفای از وکالت (ص 42) نموده است اتخاذ دادرسی تصمیم ارجاع امر به داوری به تجدیدنظرخواه (ص 47) ابلاغ گردیده است. طی لایحه، تجدیدنظرخواه‌ در مورخ 1390/9/20 (ص 44) مشعر بر معرفی داور، پدر خویش آقای ص.ک. را به‌ عنوان داور معرفی نموده است که او نیز قبول داوری نموده است و طی لایحه، وکیل تجدیدنظرخوانده در مورخ 1390/10/7 (ص 45) مشعر بر معرفی داور، برادر خواهان آقای ن.ت. را به‌عنوان داور معرفی نموده است که او نیز قبول داوری نموده است. لایحه داور زوجه آقای ص.ک. در مورخ 1390/10/11(ص 46) اجمالاً مشعر بر مدت هفت سال اختلافات متعدد حقوقی و کیفری علیه همدیگر مطرح، علی‌رغم اختتام تمام پرونده‌ها هیچ‌گونه روزنه‌ای در جهت رفع سوءتفاهمات و صلح و سازش روشن نشده است، اینجانب به‌عنوان پدر زوجه نیز تابه‌حال بارها و بارها با توسل به انواع و اقسام راهکارها ازجمله ریش‌سفیدان و مذاکره با زوج نتوانستم صلح و سازش نامبردگان را برقرار نمایم، ایجاد صلح و سازش بین زوجین به نظر اینجانب بعید و غیرممکن است. به وقت جلسه فوق‌العاده مورخ 1390/11/23 (ص 49) تصمیم ارجاع امر به داوری به داوران آن‌ها داور زوج