اثر درج نادرست سمت وکیل در دادخواست

خلاصهٔ رأی

خوزانی با تقدیم دادخواستی که به تاریخ 94/8/20 ثبت گردیده است بعمل آورده است.

متن کامل

اثر درج نادرست سمت وکیل در دادخواست Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اثر درج نادرست سمت وکیل در دادخواست پیام: در صورتی که زوجه در دادخواست طلاق، اشتباهاً وکیل مع الواسطه ای که با اختیار حاصل از وکالتنامه برای زوج تعیین کرده است، را وکیل خود معرفی کند اما از اقدامات بعدی زوجه و وکیل مع‌الواسطه زوج، مسیر دادرسی و سمت خواهان و خوانده در دادخواست روشن شده و رسیدگی بعدی دادگاه بر این مبنا صورت بگیرد، رأی صادره واجد ایرادی که موجب نقض آن شود، نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9509970907600148 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/02/27 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی شعبه دیوان عالی کشور شماره پرونده : 9409980352600280 شماره دادنامه : 9509970907600148 شعبه : شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/02/27-11:02 قاضی : سعید عالم قاضی : عبدالعلی ناصح فورگ قاضی : عباسعلی علیزاده بایگی قاضی : محمد دیوسالار خلاصه جریان پرونده خانم ز. پیر حاجی خوزانی با وکالت خانم ن. ع. دادخواستی بطرفیت آقای ق.الف. ل.خ. بعنوان طلاق توافقی و صدور گواهی عدم امکان سازش در حالی که دادخواست طلاق را خانم ن. عطایی و خانم ز. پ.خ. هر دو امضاء کرده اند در محاکم خانواده اصفهان مطرح نموده اند . پرونده به شعبه 26 دادگاه خانواده ارجاع شده است ( تاریخ 94/3/18 ) هر دو امضاء کنندگان دادخواست در تاریخ 94/3/26 در وقت فوق العاده در شعبه 26 دادگاه عمومی حقوقی اصفهان حضور یافته اند ( خانم ز. پیرحاجی بعنوان زوجه و خانم ن. عطایی بعنوان وکیل مع الواسطه زوج ) زوجه گفته است : با توجه به وکالت نامه تفویض همسرم به شماره 220120 ـ 92/8/18 دفترخانه 73 اسناد رسمی خمینی شهر یک سکه از مهریه مندرج در سند ازدواج خود را بذل و طلاق می خواهم جهیزیه نزد خودم است حضانت فرزند مشترک بنام ابوالفضل متولد 89/9/28 را تا سن 7 سالگی می خواهم . وکیل زوج گفته است : بذل را قبول و با طلاق موافقم . دادگاه ختم جلسه رسیدگی را اعلام نموده است و با بررسی اوراق پرونده بشرح دادنامه 367 ـ 94 مورخ 94/3/28 بدین شرح انشاء رأی نموده است : « در این پرونده خانم ز. پیر حاجی خوزانی فرزند ق. و آقای ق.الف. ل.خ. فرزند خ. با وکالت مع الواسطه خانم ن. عطایی با تقدیم دادخواست بخواسته صدور گواهی عدم امکان سازش را درخواست کرده اند. دادگاه با عنایت به رونوشت مصدق مستندات زوجین که حکایت از علقه زوجیت دائم بین آنها دارد و ملاحظه وکالت نام تفویضی زوج به زوجه جهت مطلقه کردن خود به شماره 220120 ـ 92/8/18 دفتر اسناد رسمی 73 خمینی شهر و اینکه سعی و تلاش دادگاه و مشاور خانواده جهت اصلاح و سازش زوجین مؤثر واقع نشد دعوی تقدیم را وارد دانسته به استناد مواد 1133 و 1146 قانون مدنی و 24 ـ 25 ـ 26 ـ 29 و 34 قانون حمایت خانواده گواهی عدم امکان سازش صادر می نماید و به زوجین اجازه داده می شود ظرف مدت 3 ماه از تاریخ ابلاغ با مراجعه به یکی از دفاتر رسمی ثبت واقعه طلاق با رعایت شرایط زیر اقدام نماید : 1 ـ زوجه به انتخاب طلاق بائن تعداد یک سکه از مهریه مندرج در سند ازدواج را به زوج بذل و وکیل ایشان قبول بذل کرده است 2 ـ حضانت فرزند مشترک بنام ابوالفضل متولد 89/9/28 تا سن هفت سالگی به مادر واگذار می شود 3 ـ این طلاق با توجه به بذل بعمل آمده خلعی و به استناد بند 3 ماده 114 قانون مدنی بائن است . رأی صادره حضوری و قابل تجدیدنظرخواهی می باشد . در تاریخ 94/4/6 وکیل مع الواسطه زوج پس از ابلاغ رأی حق تجدیدنظرخواهی و فرجام خواهی خود را ساقط نموده است و در تاریخ 94/4/7 زوجه نیز حق فرجام خواهی و تجدیدنظرخواهی خود را ساقط نموده است . دفتر دادگاه در تاریخ 94/4/7 گواهی قطعیت رأی صادره را صادر نموده است و به زوجه تسلیم نموده است . در تاریخ 94/8/10 آقای م. ش.ک. وکیل پایه یک دادگستری طی شرحی به دادگاه به وکالت از آقای ق.الف. خوزانی درخواست مطالعه پرونده را نموده است و از رأی 367/94 تجدیدنظرخواهی به وکالت از آقای ق.الف. خوزانی با تقدیم دادخواستی که به تاریخ 94/8/20 ثبت گردیده است بعمل آورده است. در لایحه وی جهات تجدیدنظرخواهی عدم صلاحیت دادگاه صادر کننده رأی که نه محل سکونت زوج اصفهان بوده و نه محل سکونت زوجه چون هر دو محل سکونت آنان خمینی شهر بوده است مخالف بودن رأی با موازین قانونی و شرعی و اینکه وکیل مع الواسطه اختیار اسقاط حق تجدیدنظرخواهی و فرجامی نداشته است و برای قبول با بذل مهریه اختیاراتی نداشته است به مرکز مشاوره خانواده بر خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات و بدون اطلاع زوج مراجعه شده است با توجه به اشکالات و ایرادات شکلی و ماهوی نقض رأی را خواستار شده است . دادگاه تجدیدنظر پس از بررسی اوراق پرونده با اعلام ختم رسیدگی طی دادنامه 1748/94 در تاریخ 94/10/21 بدین شرح انشاء رأی نموده است : »; در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ق.الف. ل.خ. و وکالت آقای م. ش.ک. به طرفیت خانم ز. پ.خ. نسبت به دادنامه شماره 367/94 شعبه 24 دادگاه حقوقی . . . نظر باینکه تجدیدنظرخواه با اعطای وکالتنامه رسمی به زوجه ( تجدیدنظرخوانده ) وکالت در تفویض طلاق داده و زوجه نیز با توجه به وکالت شماره 220120 ـ 92/8/18 تقاضای طلاق با بذل یک سکه را نموده نظر باینکه وکیل تجدیدنظرخواه در لایحه اعتراضیه خود اظهار داشته موکل در راستای حفظ کیان خانواده و جلوگیری از گسیخته شدن زندگی زناشوئی و مهم تر از آن به لحاظ وجود فرزند مشترک حاضر به اعطای وکالتنامه شده که این موضوع دلیل محکمه پسندی در خصوص مخدوش شدن رأی بدوی نمی نماید و رأی اصداری در راستای اعمال وکالت صادر شده و در این پرونده تقاضایی در خصوص حقوق مالی از طرف زوجه نشده و سعی دادگاه و مشاور خانواده نیز در اصلاح ذات البین مؤثر نبوده با رد تجدیدنظرخواهی مستنداً به مواد 25 و 26 قانون حمایت خانواده و ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه تجدیدنظرخواسته تأیید می گردد . رأی صادره قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور خواهد بود . »; اکنون از این رأی وکیل زوج فرجام خواهی نموده که هنگام شور لایحه وی با گزارش پرونده قرائت می شود. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید . پس از قرائت گزارش آقای عبدالعلی ناصح عضوممیز و ملاحظه اوراق پرونده و نظریه کتبی آقای محمد دیوسالار دادیار دیوان عالی کشور اجمالاً مبنی بر غیرقابل طرح در دیوان عالی کشور در خصوص دادنامه شماره 1728/94 فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رأی می دهد . رأی شعبه هر چند دادخواست تقدیمی زوجه با وکالت خانم ن. عطایی دادخواستی بطرفیت زوج به خواسته طلاق توافقی مطرح شده است که در حقیقت منظور خواهان از تفویض وکالت به خانم ن. عطایی بعنوان وکیل مع الواسطه از ناحیه زوج بوده است که اشتباهاً در دادخواست از وکیل مذکور بعنوان وکیل خودش ذکر نموده است لیکن اقدامات بعدی زوجه و وکیل مع الواسطه زوج یعنی خانم ن. عطایی مسیر دادرسی و سمت خواهان و خوانده را در دادخواست روشن نموده است و رسیدگی های بعدی دادگاه بر این مبنا صورت گرفته است نتیجتاً چون پس از صدور گواهی عدم امکان سازش توافقی و دخالت وکیل مع الواسطه زوج بعنوان خواهان و زوجه بعنوان خوانده و اینکه توافق بعمل آمده در حدود اختیارات تفویض زوج برابر سند رسمی به وکیل خودش که حق توکیل به غیر داشته است پس از صدور گواهی عدم امکان سازش و مراجعه به دفتر طلاق جهت اجرای صیغه طلاق به وکالت از زوج صحیحاً و موجهاً صورت گرفته است و با وقوع طلاق و انقضاء مدت عده و انتفاء زوجیت بین آقای ق.الف. ل.خ. و خانم ز. پیر حاجی خوزانی اعتراض وی نسبت به رأی اجرا شده توجیه قانونی نداشته است چون دیگر رابطه زوجیت بین ق.الف. ل.خ. و خانم ز. پیر حاجی پس از اجرای صیغه طلاق نبوده است نتیجتاً رأی فرجام خواسته واجد ایرادی که موجب نقض آن شود بنظر نمی رسد مستنداً به ماده 370 قانون آیین دادرسی مدنی رأی فرجام خواسته تأیید و ابرام می گردد . شعبه شانزدهم دیوان عالی کشور رئیس: عبدالعلی ناصح مستشار : عباسعلی علیزاده عضومعاون : سعید عالم فهرست شعبه دیوان عالی کشور نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است