اثبات قصد در قتل های ناشی از تصادفات رانندگی

خلاصهٔ رأی

زد و فرار کرد و بعد هم به اورژانس زنگ زدیم و وقتی که به بیمارستان رفتیم باز هم به آنجا آمد و تهدید کرده و به اینجانب زنگ زد و تهدید کرد و فردای آن روز هم به درب خانه پدر خانمم رفته و مرا تهدید نموده است.

متن کامل

اثبات قصد در قتل های ناشی از تصادفات رانندگی Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اثبات قصد در قتل های ناشی از تصادفات رانندگی پیام: در قتل های ناشی از تصادفات رانندگی اصل بر فقدان عمد و قصد است مگر اینکه خلاف آن با ادله متقن به اثبات برسد. مستندات: شماره دادنامه قطعی : 9209983417200392 تاریخ دادنامه قطعی : 1394/07/18 گروه رأی : کیفری آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده حسب محتویات پرونده کلاسه 92/0392 ک. به تاریخ 1392/3/20 به کلانتری ... ک. خبر می‌رسد که در ساعت 23 تصادفی در خیابان ا. رخ داده و مصدوم به بیمارستان منتقل و در بخش icu بستری و بیهوش است و راننده که ظاهراً ع. ر. بوده و متواری است. ن. خ. متولد ۱۳۷۰/6/20 (نامزد ع. ی.) در مورخ ۱۳۹۲/3/20 در کلانتری اظهار داشته که : ((من و ع. و دختر خاله‌ام تو کوچه کنار داروخانه ا. تو ماشین ع. نشسته بودم که ع. همسرم رسید و چون ما دعوای زناشویی داشتیم، ع. دخالت بیجا کرده و با دوستانش تماس گرفته و (دوستانش) آمدند و ع. را زدند، در آن بین من مشت خوردم و بعد که شوهر دختر خاله‌ام ح. رسید فراری شدند و ع. پس از آن به عمد ع. را با ماشین زیر گرفت. دوستانش 8 نفر بودند، (با چوب، قمه، سنگ) ع. پس از برخورد با شیشه جلوی ماشین (ع.) روی زمین غلط خورد و دچار ضربه مغزی شده. آقای ح. ع. فرزند غ. متولد ۱۳۶۵/6/27 ماوقع را اینگونه تعریف کرده است: (( ساعت 22000 آقای ع. با اینجانب تماس گرفت که من با خانمم دعوا کرده‌ام و با ع. روز بیرون رفته‌ام و در مسیر با خانمم داشتم بحث می‌کردم که ع. ( ر. ) با من درگیر شده و تهدیدم کرده است که دوستانم را می‌آورم و تو را به کشتن می‌دهم. من (ح. ع.) هم داخل کوچه ا. رفتم و دیدم خانم ع. داخل ماشین ع. نشسته و حالش بد است، از او خواستم تا داخل ماشین من بیاید که ع. ر. با دوستانش که داخل یک دستگاه پراید نشسته بودند پیاده شدند و من و ع. را زدند و فرار کردند ع. ر. که به داخل خیابان 20 متری نادر فرار کرده بود وقتی که ع. می‌خواست داخل ماشین بیاید ع. با ماشین خود که یک دستگاه هیوندا جنسیس سفید بود با سرعت زیاد به ع. زد و فرار کرد و بعد هم به اورژانس زنگ زدیم و وقتی که به بیمارستان رفتیم باز هم به آنجا آمد و تهدید کرده و به اینجانب زنگ زد و تهدید کرد و فردای آن روز هم به درب خانه پدر خانمم رفته و مرا تهدید نموده است.)) آقای م. پ. متولد 1365/6/22 در ص7 گفته است: ((اینجانب ... در انتهای دعوا رسیدم و شاهد بودم که یک پراید با 5 سرنشین و یک عدد خودرو هیوندای جنسیس که خودرو هیوندا از سمت خیابان ا. به سمت بیست متری نادر شتاب گرفته و عمداً آقای ع. را زیر گرفت.)) آقای ع. ر. متولد 1370 شغل کمک خلبان در مورخ ۱۳۹۲/3/20 در ص15 در کلانتری راجع به ماجرا اینگونه اظهار داشته است: ((دیشب من و دوستم د. که مورد تأیید خانواده من برای ازدواج بود به همراه خانم ن. و دوستشان آقای ع. برای خرید مراسم عقدکنان س. و آقای ح. بیرون رفتیم بعد از اتمام خرید و خداحافظی از ن. و ع. آن‌ها را چند کوچه پائین‌تر پیاده کردم و خودمان همانجا داخل ماشین ایستادیم و حرف زدیم وقتی برای رساندن ر. به در خانه‌اشان رفتم دیدم ع. و ن. ایستاده‌اند. شیشه ماشین را که پائین کشیدم ع. موبایل ن. را پرت کرد داخل ماشین و درب عقب را باز کرد و ن. را به داخل ماشین پرت کرد و شروع به فحاشی و زدن ن. کرد. و گفت این را تا نکشتمش ببر. مجدداً در ماشین را باز کرد و اینقدر ن. را زد تا بیهوش شد من که از ر. شنیده بودم که ن. آسم دارد سریعاً خود را به داروخانه رساندم، حتی قسمتی از خیابان ا. را خلاف رانندگی کردم و داخل کوچه کنار داروخانه پارک کردم و اسپری آسم خریدم و چند مرتبه داخل دهان ن. اسپری کردم و حالش بهتر شد. همان موقع یک خودرو پژو 206 و یک موتور پرشی که راکبش ع. بوده و بعد از حدود یک دقیقه یک پراید سفدی پس از سرنشین پیاده شدند و من و ر. هم پیاده شدیم ن. پیاده نشد و من درب را از بیرون قفل کردم ع. تهدید کرد که باید در ماشین را باز کنم من هم با صحبت سعی کردم آرامش کنم و سپس در را باز کردم وقتی پیاده شدند من آمدم سوار ماشین شدم آقاح. 3 – 2 مشت به صورت من زد، همان موقع سرنشین‌های پراید پیاده شدند و جلوی ماشین را بستند و چندین سنگ به سمت اتومبیل من که روز قبل خریده بودم پرت کردند و درب را بست و آینه و گلگیر سمت راست و شیشه سمت شاگرد را آسیب رساندند و تقریباً حدود 30 – 20 میلیون به ماشین من خسارت زدند ... شیشه سمت خود را پائین دادم و گفتم سنگ نزنید که مجدداً یک نفر که نشناختمش با کابل از بیرون به پشت بازوی من ضربه زد و یکی دیگر یک مشت داخل صورتم زد، من هم که واقعاً در آن وضعیت امنیت جانی نداشتم بدلیل ترس از جانم مجبور شدم از آن صحنه فرار کنم که با ع. (نامزد یا دوست ن.) برخورد کردم چند متر جلوتر یک لحظه ترمز کردم و وقتی دیدم همه دارند به سمت من میدوند فرار کردم و از سمت 20 متری نادر داخل بلوار جمهوری پیچیدم و با 110 تماس گرفتم.... و ماشین را آوردم به پلیس نشان دادم. و بعد از صورتجلسه به خانه برگشتم (ساعت) 10 امروز با 2 نفر از دوستان برای عیادت ع. به بیمارستان رفتم خانواده ع. مرا مورد ضرب و شتم و فحاشی قرار دادند. و ما را به کلانتری 13 آوردند.)) آقای م. م. متولد 1371 به عنوان گواه گفته است: ((... در زمان نزاع در حال خرید دارو در داروخانه بودم که ع. دوستم را دیدم که بسیار عجله داشت و یک عدد اسپری آسم خرید که مبلغ آن 6500 تومان بود و ع. از شدت عجله یک اسکناس ده هزار تومان روی میز گذاشت و رفت. من رفتم که باقیمانده پول را به او بدهم داخل کوچه دیدم چند ماشین و یک عدد موتور تریل در حال نزاع با چوب و سنگ به جان او افتاده بودند من هم سریعاً ماشین را سوار شدم و به دنبال ع. رفتم و او را در داخل بلوار جمهوری گم کردم چون در حال فرار بود و آنها دنبال من بودند امروز صبح با او به بیمارستان رفتیم که در بیمارستان چند نفر از خانواده او (ع.) به سر ع. ریختند و در آنجا به پلیس بیمارستان مراجعه کردیم آنها گفتند که من هم دیشب در نزاع بوده ام و مرا هم به کلانتری آوردند.)) ع. ر. در نزد بازپرس شعبه دوم ک. اعلام داشته؛ (ع.) را به عمد زیر نگرفتم قبول دارم که با ماشین به او برخورد کردم ولی اگر فرار نمی کردم مرا می کشتند ماشینم را له کردند دور ماشینم حدود چند نفر حامد، ع. و چند نفر دیگر گرفته بود یکی چوب داشت و ترسید که مرا بزنند. بازپرس متهم را به اتهام مشارکت در نزاع و ضرب و جرح عمدی و زیر گرفتن ع. تحت تعقیب قرار داده و برای او در مورخ 92/3/21 قرار بازداشت صادر نموده است. آقای ع. ر. آقای ر. غ. را به وکالت انتخاب کرده و به اعتراض قرار بازداشت شعبه 102 جزایی ک. رسیدگی و آن را مردود اعلام داشته است آقای م. پ. مجدداً در (ص33) مورد تحقیق قرار گرفته گفته دیدم تعدادی در کوچه امام جمعه در حال درگیری بودند که ناگهان یک خودرو هیوندا جنسیس وارد کوچه شد و به قصد زد زیر آقای ع. که ع. بر اثر برخورد به جنسیس پرت شد و سرش به زمین برخورد کرد و کاملاً مطمئنم که قصدش زیر گرفتن بود. آقای ح. ع. دوباره مورد تحقیق قرار گرفته و گفته است؛ ع. ر. با خودروی جنسیس متواری شد و وقتی آقای ع. می خواست سوار ماشین من شود. بعد از چند لحظه باز همان خودرو ع. ر. به شدت به آقای ع. س. برخورد کرد که در حال برخورد قسمتی از ماشین من که پژو 206 بود مالیده شد و دیدم ع. افتاد روی کاپوت جلو و شیشه سمت چپ جلو و بر روی زمین افتاد ... زدن عمدی بود ... وقتی که ر. و ن. در ماشین من نشستند یک خودرو پراید سفید که چند نفر آدم با چوب از ماشین پیاده شد که ع. ر. سریع ع. را نشان داد و آنها هم به طرف ع. رفتند و او را مورد ضرب و جرح قرار دادند و متواری شدند.)) از ع. ر. مجدداً در مرجع انتظامی طی برگهای 40 – 37 تحقیق شده وایشان ابتدا به مقدمات رفتن خود با نامزدش ر. به اتفاق ع. و نامزدش ن. به بازار پرداخته و سپس گفته است؛ ع. که عقب نشسته بود نگهداشتم و در صندلی جلو نشست کارها که انجام شد به پیشنهاد خود ع. رفتم کمی مشروب الکلی بخوریم و به خانه ما رفتیم، ن. و ر. اجازه ندادند که ما بیشتر از 3 – 2 جرعه بخوریم و ما هم قبول کردیم. تصمیم گرفتیم شام در بیرون بخورم ولی بعد تصمیم عوض شد ع. گفت ما را به آدرس نزدیک خانه ر. برسان و من آنها را بردم ... ر. گفت چند دقیقه داخل ماشین صحبت کنیم و صحبت ما حدود ده دقیقه طول کشید بعد گفت مرا بخانه برسان آمدم که او را به منزل برسانم دیدم ن. و ع. جلوی خانه ر. ایستاده اند.... شیشه را پائین کشیدم گفت ع. این را تا نکشتمش ببر. .... خودش درب عقب را باز کرد و او را در داخل ماشین نشاند و شروع به زدنش کرد... وی اضافه کرده: ((..... چند دقیقه بعد ع. با موتور آمد من و ر. و ح. و س. و سپس ع. بیرون از اتوبوس وایستاده بودیم اما ن. داخل ماشین نشسته بود و وقتی ع. خواست درب را باز کند او درب را روی خودش قفل کرده بود. من هم به ع. گفتم.... دعوای شما به من ربطی ندارد. بعد از اصرار من ن. درب را باز کرد و پیاده شد... ع. و ن. کمی درگیری لفظی داشتند همان موقع یک پراید سفید رنگ آمد و داد زد که مشکلی هست؟ ع. هم گفت به شما ربطی ندارد و حدود 5 – 4 نفر از ماشین پیاده شدند و شروع به دعوا کردند، ر. فکر کرد این ها همان دوست من هستند و ح. شروع به زدن من و آنها کرد ... من که دستم خونریزی می کرد فقط کنار دیوار سمت ماشین ایستاده بودم و حرفی نمیزدم ... ح. مجدداً به سمت من آمد و دو مشت به صورتم زد ... و گفت آدم جمع میکنی؟ ویک سنگ به سمت ماشین من پرتاب کر د... ح. گفت تا نکشتمت از جلو چشمم من دور شو من هم رفتم سوار ماشین شدم. ن. و ر. و س. از همان اول داخل ماشین ح. نشسته بودند .... ن. پیاده شد فکر کنم گفت الآن خوب شد!؟ من گفتم اینها از طرف من نبودند و درب را بستم و رفتم و در اولین کوچه ایستادم و چراغهای ماشین را خاموش کردم .... پیاده شدم ببینم سنگی که ح. به ماشین زده چه مشکلی.... پیش آورده دیدم فقط شیشه داخل آینه شکسته و .... خواستم از چراغ موبایلم استفاده کنم و به درب ماشین نگاهی بیندازم که هر چه جیبهایم را گشتم گوشی ام را ندیدم.... احتمال دادم آنجا را ترک کرده اند.... و بخاطر اینکه گوشی موبایلم را ندزدید و یا مجدد سر راه ح. قرار نگیرم قسمتی از خیابان ... را خلاف رفتم و وارد کوچه شدم. از منتهی الیه سمت چپ کوچه وارد شدم همزمان با ورود من ح. هنوز داخل کوچه بود و درب ماشین او نیمه باز بود. سعی کردم مجدداً محل را تکر کنم.... وقتی داشتم به سمت وسط کوچه می رفتم ح. درب ماشین را کاملاً باز کرد ... من هم که دست پاچه شده بودم به دم درب ماشین ح. برخورد کردم... همزمان با بسته شدن درب ع. را جلوی ماشین دیدم حتی فرصت ترمز کردن را هم پیدا نکردم و به او برخورد کردم. سر ع. به شیشه ماشین من برخورد کرد و اکنون در کما به سر می برد.... و زمانی که او را دیدم وقتی بود که به درب جلو ماشین ح. برخورد کردم حتی حدوداً یک متر هم فاصله نداشتم و برای تصمیم گیری هیچ زمانی نداشتم شاید اگر چند روز بیشتر بود که آن اتوموبیل را خریده بودم به کنترل آن کاملاً مسلط بودم اجازه نمیدادم این اتفاق بیفتد.... دو یا سه استکان مشروب مصرف کرده بودم... مشروب را خودم داشتم و دست ساز بود. من و ع. مصرف کردیم. در صفحات 43 – 41 از ر. ج. متولد 1372 تحقیق شده و وی گفته است: (( .... قرار بود با هم شام برویم بیرون اما چون دیر شده بود قرار شد خانه برویم؛ ع. و ن. را سر چهارراه ... و بلوار ... پیاده کردیم چند دقیقه با هم بحث داشتیم (با ع. ) وقتی ع. مرا رساند دیدیم ع. و ن. ایستاده اند... گفتم چه شده؟ ن. زد زیر گریه و ع. خیلی ناجور شروع کرد ن. را زدن و فحش رکیک می داد ن. دوباره سوار ماشین شد.... از ع. جدا شدیم ن. می گفت قفسه سینه ام درد می کند ... تو بلوار بودم که ع. پشت ماشین و دنبال ماشین می آید و می خواست ماشین رانگهداریم و نازنین را ببرد. ولی ما به حرکت خودمان ادامه دادیم ... ع. توی رانندگی تعادل نداشت ... ع.به دنبال ما می آمد به مامانش زنگ زدم گفتم بگو دنبال ما نیاید ... ن. از گریه بیهوش شد ... ما هم بردیم و از داروخانه ... اسپری برایش گرفتیم و به دهنش زدیم و حالش کمی بهتر شد. رفتیم تو کوچه ... منتظر بودیم تا س. و ح. بیایند و قبل از آن ن. با آنها تماس گرفته بود. و ح. و س. رسیدند. ح. و ع. به هم دست دادند ... بعد ع. رسید می خواست ن. را از ماشین پائین ببره و ن. می گفت نگذارید ... بعد ح. درب عقب را باز کرد ... و به ماشین خودش برد ... بعد چند نفر با پراید رسیدند بعد ح. به ع. گفت به آنها بگو با ع.کاری نداشته باشند .... حامد و ع. درگیری پیدا کردند.... حامد سنگ برداشت و همه فرار کردند.... حامد به ماشین ع. سنگ زد ... او هم فرار کرد ... ع. در را باز کرد که سوار ماشین شود. که یک دفعه دیدم ماشین تکان خورد بعد دیدم همه جیغ زدند ع. نگاه کردم دیدم ع. روی زمین دارد غلط می زند ... دیدم ع. و ع. مشروب مصرف می کردند که تا پائین آمدیم ... نحوه خوردن به ع. را ندیدم .... ع. فکر می کرد پای ع. فقط شکسته و خسارت می خواست )) سئوال شده با توجه به اینکه شما در صحنه بودید برخورد به صورت عمدی یا سهوی بوده است؟ جواب داده بنظر من عمدی نبوده و من فکر کردم یک تصادف است.... از خانم س. ج. متولد 1373 در اداره آگاهی تحقیق شده و وی گفته است: ((... روز دعوا من با همسرم برای عقد خودمان داشتیم آتلیه می دیدیم ن. زنگ زد.... چند