اثبات حجر و طرف دعوی قرار ندادن دادستان در دعوی حجر

خلاصهٔ رأی

به سازمان *تقدیم دادخواست و با استناد به گواهی چهار نفر که اسامی انان در دادخواست درج شده است.

متن کامل

اثبات حجر و طرف دعوی قرار ندادن دادستان در دعوی حجر Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: اثبات حجر و طرف دعوی قرار ندادن دادستان در دعوی حجر پیام: با توجه به علت سکته مغزی وسیع و بیمار ی در سالهای متمادی حجر محرز میباشد - با توجه به فوت محجور طرف دعوی قرار ندادن دادستان موثر در مقام نیست. مستندات: شماره دادنامه قطعی : تاریخ دادنامه قطعی : 1401/06/27 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده خلاصه جریان پرونده: در تاریخ ۱۴۰۰/۵/۱۱ م. – نقره – ش. ی. فرزند ا. ع. علیه دادستان *– ع. – ف. – ک. ی. فرزند ا. ع. به سازمان *تقدیم دادخواست و با استناد به گواهی چهار نفر که اسامی انان در دادخواست درج شده است.و جلب نظر پزشکی قانونی و پرونده پزشکی و استشهادیه توضیح داده اند که پدر انان از سال ۱۳۹۲ تا زمان فوت ۱۳۹۴/۶/۲ طبق مدارک پزشکی دچار زوال عقل و قادر به تشخیص امور اعم از مالی و غیرمالی نبوده چون قوای عقلانی خود را از دست داده بود فرزند ا. ذکور ( برادران ) با وجود بیماری پدر قراردادهایی با مغازه ها و اراضی و باغ و خانه باغ واقع در *رکان تنظیم و عمدا برای تضییع حقوق ما تاریخ سال ۱۳۹۱ درج کرده اند در حالی که پدر در حال اغمای بوده و مدارک پزشکی حاکی از ان است.لذا درخواست صدور حکم حجر پدر خود در تاریخ ۱۳۹۲/۲/۲۱ مورد استدعاست. شعبه *طرفین را به رسیدگی دعوت نموده و م. خ. بوکالت از خواهان ها و خ. م. به وکالت از خواندگان وارد رسیدگی شده اند در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۶/۳ وکلای طرفین و ن. ی. حضور یافته اند وکیل خواندگان در دفاع دعوی مطروحه بیان داشته اثبات حجر تنها با روش تخصصی کارشناسان پزشکی قانونی مقدور است.و با گواهی قابل اثبات نیست سابقه پزشکی ارائه شده حاکی از وضع مساعد مورث طرفین است.جلب نظر پزشکی را خواستار است.دادگاه قرار استماع شهادت شهود صادر کرده است.و ایضا با ارسال مدارک پزشکی به اداره پزشکی قانونی نظریه وی را جلب نموده است. در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۹/۱۵ دادگاه با حضور وکلای طرفین و بعضی از طرفین از گواهان تحقیق کرده است. ۱ ع. ا. ق. فرزند ع. متولد ۱۳۴۲ بیان داشته من داماد مرحوم ع. ی. می باشم در تاریخ ۹۴/۶/۲ فوت شده اند در نیمه دوم سال ۹۲ بعلت سکته مغزی بیمار شد و زمین گیر شد قادر به تکلم نبود و قدرت تصمیم گیری برای زندگی نداشت وی فکر و حواس سالم نداشت از حیث سطح هوشیاری مرا نمی شناخت و فقط با دست به ما اشاره می کرد تکلم و حرکتی نداشت. ۲ ن. ی. فرزند ی. متولد *شهادت داده که تاریخ دقیق [بیماری] را دقیقا نمی دانم سطح هوشیاری به صورتی بود که قدرت تکلم نداشت وما را می شناخت و چیز دیگری نمی دانم با چشم می توانست به ما اشاره کند و نمیدانم مرا چگونه می شناسد. ۳ شاهدی که مشخصات وی ثبت نگردیده است.شهادت داده است.مرحوم ع. ح. ی. د. بنده زبان تکلم نداشت ما وقتی به عیادت ایشان می رفتیم با علامت چشم و دست به ما می گفت که کنار من به نشیند سه سال در بستر بیماری به سر می برد چندین بار مکرر به عیادت ایشان می رفتم. ۴ غ. ب. فرزند ب. متولد ۱۳۴۱ شهادت داده است.من خواهان را می شناسم مرحوم ع. ح. ی. پسرعمه اینجانب می باشد. تاریخ دقیق [بیماری] را نمی دانم سال ۹۲۹۱ بنده به عیادت ایشان می رفتم ملاحظه کردم که ایشان نمی توانند حرکت بکنند یا تکلم داشته باشد. چندین شب به عیادت ایشان می رفتم و وقتی که ما را می دید مشخص بود که ما را می شناسد ولی نمی توانست صحبت کند. سطح هوشیاری به تشخیص اشخاص داشت قدرت تکلم خیر. دادگاه مجددا حلسه را برای تحقیق از گواهان خواندگان تجدید نموده است.در جلسه مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۱۲ شهود تعرفه گردیده اند. ۱ س. ش. فرزند س. متولد ۱۳۴۳ شهادت داده است: متوفی ( مورث طرفین ) شوهر خاله بنده بود و در تاریخی که مریض بود بنده به عیادت ایشان می رفتم در سال ۹۴ اواخر *بود که این اتفاق برایش افتاد سکته کرده بود بعد ایشان را به *منتقل کرده بودند و خوب شد بعد اواخر ماه های زندگی دو ماه با اشاره صحبت می کرد و همه را می شناخت. ۲ا. ی. فرزند ح. متولد ۱۳۳۶ شهادت داده است.ع. ح. که نام اصلی وی ع. می باشد. سال ۹۲ سکته کرد یک طرف او سکته کرد طرف دیگر او سالم بود وقتی بنده به او سر می زدم با دست چپ به بنده اشاره می داد و خوش امد گویی می گفت و با دست چپ به همسرش اشاره می داد که به مهمان چایی بیاورید وقتی می خواستم به خانه برگردم اشاره می کرد نرو اشک می ریخت هشت ماه بعد از سکته بود با همسرش به پیاده روی می رفت در حین ورود من به منزل او بنده را می شناخت و حضور ذهن داشت. سال ۹۳ و ۹۴ حال وی مثل سال ۹۲ بود سه روز به فوت او مانده بود حالش بد شد. قدرت تکلم و تعقل نداشت و یک طرف او سکته کرده بود پزشکی قانونی طی شماره ۰۰۰۴۴۶۲۰۰۱۱۵۰/۰۰۱ مورخ ۱۴۰۰/۱۰/۱۲ گزارش نموده است: … طبق اظهارنظر متخصص اعصاب و روان و طبق مدارک پزشکی نامبرده ( ع. ی. ) از تاریخ ۱۳۹۲/۲/۲۲ دچار سکته مغزی وسیع شده است.شدت اسیب مغزی ناشی از سکته مذکور به حدی بوده است.که ایشان از تاریخ مذکور تا زمان وفات توانایی اداره امور مالی و مهم خود را نداشته است. ( برگ ۴۱ پرونده ) ۳ ذ. ا. ب. فرزند ب. متولد ۱۳۳۱ شهادت داده است: بنده در تاریخی که مریض بود به ایشان سر می زدم وقتی که نمی رفتم گریه اش می گرفت و با دست اشاره می داد نمی دانم با کدام دست ولی با دست راست اشاره می داد تاریخ سکته را نمی دانم مرا می شناخت و حضور ذهن داشت تمام اعضای بدن سکته کرده و از کار افتاده بود. دادگاه سپس ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره *– ۱۴۰۰/۱۰/۱۳ پس از نقل خلاصه دعوی مطروحه و با استناد به نظریه پزشکی قانونی خواسته خواهانها را موجه تشخیص و حکم به حجر ع. ی. از تاریخ ۱۳۹۲/۲/۲۱ تا زمان فوت ایشان را صادر می کند و نسبت به دادسرای عمومی قرار رد دعوی را صادر می نماید. وکیل خواندگان از دادنامه مرقوم درخواست تجدیدنظر کرده است.ایراد کرده باید دادستان هم طرف دعوی قرار می گرفت باید قرار لازم صادر می شد پس از هفت سال از فوت ادعای خواهان ها قابل استماع نیست عدم طرح دعوی در این مدت دلیل اهلیت مورث طرفین و سلامت نفسانی اوست نظریه پزشکی قانونی هم ایراد دارد. و تخصصی صادر نشده است.اگر ادعا صحت داشت درخواست نصب ا. می شد ، نظریه پزشکی قانونی به طرفین ابلاغ نشده است.درخواست ارجاع به کمیسیون پزشکی را دارد. شعبه *ارجاع داده است.اداره کل پزشکی قانونی استان *طبق نظریه شماره ۵۷۴ / ۴۶۶ / ۱۴۰۰ / ک / ۱۸ مورخ ۱۴۰۰/۱۲/۱۸ انرا در کمیسیون سه نفر روانپزشکی طرح و پس از بررسی سوابق و مدارک پزشکی ع. ی. فرزند ش. ح. و استماع اظهارات و اعتراضات تجدیدنظرخواه و لحاظ سوابق بیمارستانی متوفی چنین اظهار نظر کرده است. نتیجه کمیسیون حسب بررسی سوابق و مدارک موجود مصاحبه با شاکی و معترض پرونده و ارزیابی به عمل امده با توجه به نوع ، محل و شدت اسیب مغزی درجاتی از افت عملکرد روانی به دنبال سکته مغزی در تاریخ ۱۳۹۲/۲/۲۱ قابل انتظار بوده بطوری که نامبرده از تاریخ ۱۳۹۲/۲/۲۱ قادر به اداره امور مالی و مهم خود نبوده است. ( برگ ۷۱ پرونده ) پس از ابلاغ وکیل خواندگان به ان اعتراض و انرا حدسی و ظنی توصیف و اضافه می کند که مرحوم سلامت نفسانی و هوشیاری داشته همه را می شناخت در مراسم شرکت می کرد و با همسرش به پارک می رفت لذا درخواست ارجاع به کمیسیون پنج نفره را کرده است.دادگاه تجدیدنظر ختم رسیدگی را اعلام و طی دادنامه شماره *مورخ ۱۴۰۱/۲/۱ تجدیدنظرخواهی را غیرموجه تشخیص و ضمن رد ان دادنامه بدوی را تایید کرده است.بعد از ابلاغ رای صادره وکیل خواندگان از دادنامه صادره فرجامخواهی نموده است.حاصل اعتراضات فرجامخواهی وی تکرار مطالبی است.که در مراحل قبل ایراد و مطرح کرده و به همه انها قبلا اشاره شد و ان بخلاصه این است.که دادستان طرف دعوی قرار نگرفته است.نظریه پزشکی قانونی به وی ابلاغ نشده است.اثبات حجر امر تخصصی و علمی است.گواهی گواهان موکلان دلالت بر عدم حجر مالی مورث طرفین دارد. با گذشت هشت سال ادعای حجر بی مورد است.تنها برای اشخاص زنده می توان حکم حجر صادر کرد پس از ابلاغ نظریه کمیسیون سه نفره به ان اعتراض درخواست ارجاع به کمیسیون پنج نفره را کردم ولی توجه نشده است.چون نظریه مجمل بوده و گویا نیست لذا درخواست نقض دادنامه صادره را نموده است.وکیل فرجامخواندگان بدون ارائه وکالتنامه ی تمبر شده اقدام به پاسخگویی کرده است.و بخلاصه اینکه طرح دعوی ارتباطی به سپری شدن زمان ندارد. نظریه کمیسیون با حضور متداعیین و ملاحظه سوابق بوده است.شهود خود فرجامخواهان هم به عدم توانایی جسمی و عقلی محجور شهادت داده اند فرجامخوانده اموال محجور را به خود انتقال داده اند و قراردادها به کارشناس ارجاع شده است.فرجامخواهی را بی مورد تلقی و درخواست ابرام رای صادره را کرده است.پس از تبادل لوایح پرونده برای رسیدگی به دیوان کشور ارسال شده است. هیات شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص دادنامه فرجام خواسته مشاوره نموده چنین رای می دهد: رأی متن رأی رای نظر به محتویات پرونده و رسیدگی های مرحله بدوی و تجدیدنظرخواهی و دادنامه های صادره و مودای شهادت شهود طرفین و نظریات پزشکی قانونی در هر دو مرحله جمیعا دلالت بر حجر مرحوم ع. ی. به علت سکته مغزی وسیع و بیمار بودن وی سالهای متمادی دارد. ایراد به طرف دعوی قرار ندادن دادستان *صرف نظر از اینکه جزی خواندگان بوده با فرض صحت هم با توجه به فوت محجور موثر در مقام نیست. به بقیه دلایل مورد استناد فرجامخواهان هم رسیدگی شده و اعتراضات وارده کلا بدون دلیل و غیرموجه تشخیص و ضمن رد فرجامخواهی دادنامه صادره مستندا به مواد ۳۷۰ و ۳۹۶ قانون ایین دادرسی مدنی ابرام می گردد. رییس شعبه *: ح. غ. مستشار دیوان عالی کشور: ر. ش. فهرست خلاصه جریان پرونده متن رأی نقد رأی نقد رأی نام * : رایانامه * : توضیح: کدتصویری: تعدادموافق: 0 ـ تعدادمخالف: 0 نقدهای شما تماس با ما نشانی: تهران اتوبان چمران شمال ، اتوبان یادگار جنوب، بعد از خروجی اوین درکه، پشت مجتمع دشت بهشت، خیابان شهید قدوسی کد پستی : 1983846514 تلفــــن : 22376843 دورنگار : 22376840 سامانه پیام کوتاه:5000969900070 رایانامه : bijp@jri.ac.ir پیوندها پژوهشگاه قوه قضاییه قوه قضاییه جمهوری اسلامی ایران مرکز آمار و فناوری اطلاعات قوه قضاییه روزنامه رسمی کشور معاونت حقوقی قوه قضاییه مرکز مطبوعات و انتشارات قوه قضاییه نسخه کلیه حقوق برای پژوهشگاه قوه قضاییه محفوظ است