ابلاغ دادخواست فرجام خواهی به وکیل
خلاصهٔ رأی
پیام: ابلاغ دادخواست فرجام خواهی به وکیلی که علیرغم اختیار برای اعلام وکالت در مرحله فرجامی و ابطال تمبر مالیاتی، با تقدیم تصویر یا رونوشتی از وکالتنامه در مرحله فرجامی اعلام وکالت نکرده نادرست است.
متن کامل
ابلاغ دادخواست فرجام خواهی به وکیل Toggle navigation صفحه اصلی درباره ما درباره پژوهشگاه قوه قضائیه درباره پژوهشکده آرا تماس با ما دریافت نظرات و پیشنهادها عنوان: ابلاغ دادخواست فرجام خواهی به وکیل پیام: ابلاغ دادخواست فرجام خواهی به وکیلی که علیرغم اختیار برای اعلام وکالت در مرحله فرجامی و ابطال تمبر مالیاتی، با تقدیم تصویر یا رونوشتی از وکالتنامه در مرحله فرجامی اعلام وکالت نکرده نادرست است. عنوان: قابلیت اصلاح رای از حیث قابل فرجام بودن پیام: با توجه به قاعده فراغ دادرس، در مواردی که دادگاه در دادنامه رای را غیر قابل فرجام توصیف می نماید نمی تواند مجددا با اصلاح رای، آن را قابل فرجام خواهی اعلام نماید. چنین تغییری از مشمول ماده 309 قانون آیین دادرسی خارج بوده و در فرض انطباق با این ماده نیز باید حتما رأی جدید در قالب رأی تصحیحی صادر و به طرفین ابلاغ شود. عنوان: اثر قیدقابلیت فرجام خواهی ذیل رای پیام: قید یا عدم قید قابلیت فرجام خواهی در ذیل رأی، تأثیری در اصل قابلیت یا عدم قابلیت فرجام رأی ندارد؛ بنابراین اگر رأیی غیر قابل فرجام توصیف شود محکوم علیه می تواند بدون اعتناء به این توصیف، در مهلت مقرر از آن فرجام خواهی کند. مستندات: ماده 309 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی- شماره دادنامه قطعی : 9409988110800748 تاریخ دادنامه قطعی : 1395/06/27 گروه رأی : حقوقی آراء منتخب پرونده: شعبه دیوان عالی کشور مشخصات متن نتیجه تحلیلی کلید واژه ها نمایه قوانین مرتبط گردش پرونده عین عبارت چاپ متن متن تجمیعی پرونده قلم یکان ایران میترا ترافیک زر یاقوت تیتر رأی خلاصه جریان پرونده در تاریخ 94/6/11 آقای ج. ج. به وکالت از خواهان خانم م. قروه ای دادخواستی را به طرفیت خوانده آقای س.ر. گ. به خواسته الزام زوج به طلاق به علت وقوع عسروحرج شدید زوجه تقدیم دادگستری شهرستان همدان نموده که جهت رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه عمومی حقوقی همدان ارجاع شده است. وکیل خواهان در شرح خواسته اظهار داشته است طرفین در تاریخ 88/1/10 به عقد دائم یکدیگر در آمده اند، از همان ابتدای شروع زندگی رفتارهای غیرمتعارف زوج از جمله ضرب و جرح نسبت به زوجه که با حکم صادره در دادگاه کیفری همدان اثبات و در دادگاه تجدیدنظر استان تأیید شده است، موکل را در عسروحرج قرار داده است از سوی دیگر، زوج در تاریخ 93/7/27 با خانمی به نام سارا خانی ازدواج دائم نموده است، به دلیل عسروحرج شدید و تخطی از شرایط مندرج در عقدنامه تقاضای صدور حکم دارد. در پرونده تصویر عقدنامه شماره 1 *** 5 مورخ 88/1/10 دفتر ازدواج شماره 61 همدان، دادنامه 8809978112900728-1388/8/25 شعبه 109 دادگاه عمومی جزایی همدان که حکایت از محکومیت آقای س.ر. گ. به اتهامات ترک انفاق نسبت به خانم م. قروه ای و ایراد ضرب عمدی و فحاشی نسبت به نامبرده و خانم هما شمالی دارد و دادنامه 8809978116501051-1388/10/21 شعبه 5 دادگاه تجدیدنظر استان همدان که دادنامه بدوی مذکور را از حیث محکومیت به پرداخت دیه از حیث ضرب و جرح قطعی ، اعلام و از حیث محکومیت به اتهامات دیگر مورد تأیید قرار داده است و نامه ...-94/6/7 اداره ثبت احوال شهرستان همدان در مورد همسر دیگر خوانده به نام س.خ. پیوست شده است.; پرونده در وقت رسیدگی مورخ 94/8/4 قرار گرفته و نسبت به دعوت طرفین اقدام شده است. خوانده برای جلسه رسیدگی لایحه ای را تقدیم کرده که در آن با درخواست طلاق مخالفت کرده است. در پیوست این لایحه تصویر دادنامه 8809978110301093-1388/9/28 شعبه 3 دادگاه حقوقی همدان در محکومیت زوجه به تمکین و دادنامه 8909978116301462-89/12/12 شعبه 3 دادگاه تجدیدنظر استان همدان در تأیید آن و دادنامه 9009978116300594-90/6/15 همان دادگاه تجدیدنظر در تأیید حکم اجازه ازدواج مجدد به زوج ، تقدیم گردیده است جلسه رسیدگی با حضور وکیل خواهان و در غیاب طرفین تشکیل گردیده و رسیدگی به دعوا برای مورخ 94/10/5 با قید حضور طرفین تجدید شده است. در این تاریخ هم خوانده در جلسه شرکت نداشته و دادگاه با حضور خواهان و وکیل وی تشکیل جلسه داده است.در این جلسه خواهان اظهار داشته مهریه ام را طبق پرونده دیگری هر سه ماه یک سکه دریافت می کنم، جهیزیه ام را گرفته ام، نفقه معوقه و ایام عده و اجرت المثل نمی خواهم، یکصد سکه از مهریه ام را در قبال طلاق بذل می کنم و... پس از این جلسه دادگاه قرار ارجاع امر به داوری صادر کرده است و در تاریخ 94/10/20 خانم ن. ق. از خوانده اعلام وکالت و با اشاره به اقدام زوجه در وصول چهارصد عدد سکه بهار آزادی مهریه و توقیف اموال زوجه و اینکه زوجه تاکنون هفتاد و پنج عدد سکه مهریه خود را وصول کرده است و احکام صادره علیه زوجه تقاضای رد دعوای وی را کرده است. قرار داوری نیز اجراء شده، داور زوج با طلاق مخالفت و داور زوجه نظر بر جدایی داده است و پس از وصول نظریه داوری، پرونده در وقت رسیدگی مورخ 95/1/14 قرار داده شده است و در این تاریخ جلسه رسیدگی با شرکت وکلای طرفین و خواهان و در غیاب خوانده برگزار شده است و پس از آن دادگاه اقدام به اخذ نظر مشاور خانواده کرده است. مشاور دادگاه طی شرحی با اشاره به احکام صادره فی مابین طرفین، نظر بر عدم پذیرش خواسته خواهان داده است و پس از آن دادگاه با اعلام ختم دادرسی طی دادنامه 9509978110800026-95/1/17 حکم به بطلان دعوای خواهان صادر کرده است. رأی مذکور مورد تجدیدنظرخواهی وکیل زوجه قرار گرفته و از دادگاه تجدیدنظر تقاضا شده با توجه به وضعیت موکل و عسروحرجی که در آن قرار گرفته، حکم بدوی نقض و تقاضای موکل وی مورد پذیرش قرار گیرد. تجدیدنظرخواهی در شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان انجام و شعبه مذکور با تشکیل جلسه فوق العاده دادنامه 9509978116300305-95/3/30 را صادر و طی آن دادنامه بدوی را عیناً مورد تأیید قرار داده است. در ذیل این رأی نوشته شده است: «رأی صادره قطعی است»; و به حکایت برگ 83 پرونده این رأی در تاریخ 95/4/12 به وکیل خواهان آقای ج. ج. که اختیار فرجام خواهی نیز داشته، ابلاغ شده است. در تاریخ 95/4/21 وکیل نامبرده با تقدیم لایحه ای به دادگاه تجدیدنظر مذکور با اشاره به اینکه احکام راجع به طلاق، قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است و دادنامه یاد شده قطعی اعلام شده تقاضای اصلاح دادنامه را کرده است. به حکایت پرونده این تقاضا به این نحو مورد اجابت دادگاه تجدیدنظر قرار گرفته که همان دادنامه 9509978116300305-95/3/30 بار دیگر تهیه و قید «رأی صادره قطعی است»; از آن حذف و بجای آن چنین قید گردیده است که: «رأی صادره ظرف 20 روز قابل فرجامخواهی در دیوانعالی کشور است»; و بار دیگر دادنامه مذکور در تاریخ 95/4/31 به وکیل خواهان ابلاغ شده است (برگ 88 پرونده) در تاریخ 95/5/16 وکیل نامبرده با تقدیم دادخواستی اعلام نموده که نسبت به دادنامه مذکور که در تاریخ 95/4/30 ابلاغ شده تقاضای فرجام خواهی دارد. دادخواست فرجام خواهی و پیوستهای آن به وکیل طرف مقابل خانم ن. ق. که نشانی دفتر او بجای نشانی فرجام خوانده در دادخواست آورده شده ، ابلاغ و از ناحیه وی لایحه ای در پاسخ به فرجام خواهی واصل گردیده است. پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع گردیده است. دادخواست فرجام خواهی و پیوست های آن و پاسخ وکیل طرف مقابل عیناً در جلسه شور و تبادل نظر ملاحظه و قرائت می شود.هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای فرشاد رحیمی عضوممیز و اوراق پرونده در مورد دادنامه شماره 9509978116300305-95/3/30 فرجام خواسته مشاوره نموده و چنین رأی میدهد: رأی شعبه اولاً: آقای ج. ج. وکیل فرجام خواه، علیرغم تکلیف مقرر در بنـد 2 مـاده 380 قانون آییـن دادرسـی دادگـاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، اقامتگاه شخص فرجام خوانده آقای س.ر. گ. را در دادخواست فرجامی قید نکرده است و به جای آن نشانی دفتر وکالت خانم ن. ق. که در مرحله بدوی از فرجام خوانده اعلام وکالت کرده بوده است، را آورده است و دفتر شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان نیز علیرغم تکلیف مقرر در ماده 383 قانون مذکور، نه تنها به نقص دادخواست فرجامی توجه نکرده، بلکه بدون اینکه خانم ن. ق. در مرحله فرجام خواهی از فرجام خوانده اعلام وکالت نموده باشد، دادخواست فرجامی را به وکیل نامبرده ابلاغ و پاسخ او را اخذ کرده است. (اختیار اعلام وکالت در مرحله تجدیدنظر، فرجام، اعاده دادرسی و... با اعلام وکالت در هر کدام از آن مراحلی که بعداً پیش می آید تفاوت دارد!) ثانیاً: اقدام شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان در تغییر عبارت پایانی دادنامه 9509978116300305-95/3/30 (تغییر عبارت: «رأی صادره قطعی است»; به «رأی صادره ظرف 20 روز قابل فرجامخواهی در دیوان عالی کشور است »;) و ابلاغ مجدد آن دادنامه به وکیل فرجام خواه، برخلاف قاعده فراغ دادرس و قسمت اخیر ماده 8 قانون مذکور می باشد. (دادگاه صادر کننده حکم جز در موارد استثنایی، اعاده دادرسی، اعتراض ثالث و صدور رأی تصحیحی که قانون معین نموده است، نمی تواند حکم خود را تغییر دهد) خاطر نشان می سازد مورد تغییر از موارد تصحیح رأی مذکور در ماده 309 قانون مذکور نیز نیست و بر فرض این که شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان اعتقاد بر انطباق موضوع با ماده یاد شده داشته است، اقتضاء می نمود که رأی جدید در قالب رأی تصحیحی صادر و به طرفین ابلاغ می گردید و در این صورت حق فرجام خواهی طرفین با استناد به تبصره 1 و 2 ماده مذکور به مدت 20 روز از تاریخ ابلاغ رأی تصحیحی به ایشان، آن هم نسبت به اقدام دادگاه در تصحیح رأی و نه نسبت به اصل رأی آغاز می گردید. ثالثاً: آقای ج. ج. وکیل فرجام خواه نیز با توجه به ابلاغ دادنامه فرجام خواسته به وی در تاریخ 95/4/12 و با وصف اینکه به درستی از قابلیت فرجام خواهی رأی آگاه بوده (قطع نظر از عبارتی که در ذیل رأی آمده است و آن عبارت با استفاده از ملاک قسمت اخیر تبصره ماده 339 قانون مذکور، مانع فرجام خواهی وی نبوده است) در مهلت مقرر اقدام به فرجام خواهی از رأی صادره نکرده است و ابلاغ مجدد آن رأی به وی و تجدید مهلت فرجام خواهی نامبرده نسبت به اصل رأی مغایر ماده 451 قانون مذکور است. به شرحی که گذشت و با تکیه بر انقضای مهلت فرجام خواهی نسبت به اصل رأی، پرونده قابلیـت طـرح در دیوان عالی کشور را نداشته و جهت اقدام قانونی و مقتضی به دادگاه صادر کننده رأی فرجام خواسته، بازگردانده میشود. شعبه بیست و دوّم دیوان عالی کشور رئیس شعبه : جنتی عضومعاون : رحیمی رأی شعبه دیوان عالی کشور خلاصه جریان پرونده به شرحی که قبلاً در دادنامه های9509970908200143-95/6/27، 9509970908200192-95/8/19 و 9509970908200365-95/12/24 این شعبه دیوان عالی کشور آمده و محتویات پرونده؛ در تاریخ 94/6/11 آقای ج. ج. به وکالت از خواهان خانم م. ق. دادخواستی را به طرفیت همسرش، خوانده آقای س.ر. گ. به خواسته الزام به طلاق به علت عسروحرج زوجه تقدیم دادگستری شهرستان همدان نموده که جهت رسیدگی به شعبه هشتم دادگاه عمومی حقوقی همدان ارجاع و با صدور دادنامه 9509978110800026-95/1/17 از ناحیه دادگاه بدوی مذکور منتهی به حکم به بطلان دعوای خواهان شده است. این رأی در مقام رسیدگی به تجدیدنظرخواهی با صدور دادنامه 9509978116300305 از ناحیه شعبه سوم دادگاه تجدیدنظر استان همدان عیناً مورد تأیید قرار گرفته است. مطابق گزارش بعدی قضات دادگاه تجدیدنظر مذکور (آقایان الف. و ح.) در متن دست نوشته رأی دادگاه تجدیدنظر، قید گردیده بوده است که: «رأی صادره ظرف 20 روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است»; امّا در متن ماشین نویسی شده رأی بجای آن عبارت در ذیل رأی قید گردیده است: «رأی صادره قطعی است»; و همین متن ماشین نویسی شده به امضاء قضات نامبرده رسیده و در تاریخ 95/4/12 به وکیل خواهان آقای ج. ج. که در وکالتنامه خویش اختیار فرجام خواهی نیز داشته، ابلاغ شده است. در تاریخ 95/4/21 (در زمان داخل در مهلت فرجام خواهی) وکیل نامبرده بجای فرجام خواهی از رأی مذکور با تقدیم لایحه ای به آن دادگاه تجدیدنظر، با اشاره به اینکه احکام راجع به طلاق قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است تقاضای اصلاح دادنامه مذکور را نموده است و در پاسخ به این تقاضا ، قضات شعبه مذکور متن ماشین نویسی شده دیگری از رأی مذکور که در ذیل آن نوشته شده «رأی صادره ظرف 20 روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است»; تهیه و امضاء نموده و در سیستم جایگزین متن ماشین نویسی قبلی کرده اند و بار دیگر این رأی با ارسال اخطاریه ای، در تاریخ 95/4/31 به وکیل نامبرده ابلاغ شده است. در تاریخ 95/5/16 وکیل نامبرده با تقدیم دادخواستی اعلام نموده که نسبت به دادنامه مذکور که در تاریخ 95/4/30 به وی ابلاغ شده تقاضای فرجام خواهی دارد. دادخواست فرجام خواهی و پیوست های آن به وکیل طرف مقابل خانم ن.ق. که نشانی دفتر او بجای نشانی فرجام خوانده در دادخواست آورده شده، ابلاغ و از ناحیه وی بدون آنکه با تقدیم نسخه ای از وکالتنامه یا تصویر آن برای این مرحله در پرونده فرجام خواهی، اعلام وکالت شده باشد، لایحه ای در پاسخ به فرجام خواهی اخذ و ضم پرونده شده و پرونده برای رسیدگی به فرجام خواهی، به دیوان عالی کشور ارسال و در تاریخ 95/6/8 به این شعبه دیوان عالی کشور ارجاع شده است. این شعبه دادنامه 9509970908200143-95/6/27 را صادر کرده و در رأی خود متذکر شده است که اولاً: دادخواست فرجام خواهی از حیث قید اقامتگاه شخص فرجام خوانده در دادخواست ناقص بوده است و خانم ن. ق. علیرغم داشتن اختیار برای اعلام وکالت در مرحله فرجام، در این مرحله اعلام وکالت نکرده و ابلاغ دادخواست فرجام خواهی به او صحیح نبوده است ثانیاً: تغییر عبارت پ